تغیر مسیر یافته از - تعظیم
زمان تقریبی مطالعه: 6 دقیقه
 

تعظیم (فقه)






تعظیم (اکرام) یعنی بزرگ داشتن کسى یا چیزى و به عبارت دیگر رعایت مرتبه و شأن هرکس یا هر چیز مستحق تعظیم است.
در مقابل تعظیم اهانت است که اخص از ترک تعظیم مى‌باشد؛ ازاین‌رو هر ترک تعظیمى اهانت شمرده نمى‌شود، هرچند اهانت بدون ترک تعظیم تحقّق نمى‌یابد.


۱ - مراتب تعظیم



تعظیم داراى مراتبى است. کمترین آن مرتبه‌اى است که ترک آن اهانت شمرده مى‌شود. به عنوان مثال تعظیم قرآن کریم به لحاظ مکان مراتبى دارد. پایین‌ترین مرتبه آن نگهدارى قرآن در جایى است که از قرار گرفتن زیر پا یا بازیچه کودکان محفوظ باشد و ترک این مرتبه، یعنى قرار دادن آن در محل رفت‌ و آمد و در دسترس کودکان اهانت به قرآن شمرده مى‌شود. در قرآن کریم به تعظیم شعائر و محرمات الهى (مقدسات)سفارش شده و در کتب مربوط به قواعد فقهی تحت عنوان قاعده حرمت اهانت به محترمات و مقدّسات، به مناسبت از تعظیم سخن رفته است. در پاره‌اى ابواب فقهى مانند طهارت، صلات، زکات، تجارت، صید و ذباحه و حدود به عنوان دلیل وجوب، حرمت، استحباب یا کراهت برخى اعمال به کار گرفته شده است.

۲ - حکم تعظیم



تعظیم شخص یا چیزى که شرع یا عقل آن را سزاوار تعظیم مى‌داند، امرى راجح و مطلوب است و ترک آن در مراتبى‌ که منجر به اهانت شود، حرام و رعایت دیگر مراتب آن، مستحب است.

۳ - مستحقّ تعظیم



خداوند متعال اوّلا و بالذّات سزاوار تعظیم است؛ سپس اسماء و صفات او؛ لفظى باشد، مانند لفظ اللّه، رحمان، رحیم؛ یا تکوینى، مانند انبیا و اوصیاى ایشان و مؤمنان کامل و نیز هر چیزى که منتسب به خداى متعال یا اولیاى او است، مانند قرآن، دین، مکانهاى شریف- همچون مکه، مدینه، کعبه، کربلا و دیگر مشاهد مشرّفه -، زمانهاى شریف- همچون روزهاى عید قربان، فطر، غدیر و جمعه و ماههای حرام- و نیز اشیاى محترم مانند تربت کربلا و ضریح معصومان علیهم السّلام و اولیاى الهى.

۴ - کیفیت تعظیم



کیفیت تعظیم، متناسب با شأن و رتبه تعظیم‌شونده متفاوت است.

۴.۱ - تعظیم خداوند


تعظیم خداوند متعال به عبادت و ترک مخالفت او و توصیف و تعریف او- به اسمایى که بر تنزیه و کبریایى او دلالت دارد، مانند (سبحان اللّه) و (اللّه أکبر)- مى‌باشد.

۴.۲ - تعظیم انبیا و جانشینان ایشان


تعظیم انبیا و جانشینان ایشان به پذیرش دعوت آنان، اطاعت از دستورهاى ایشان و یاد کردن آنان با اوصاف و القاب متناسب با شأن ایشان و ذکر و نشر فضائلشان است.

۴.۳ - تعظیم مؤمنان کامل


تعظیم مؤمنان کامل به خضوع در مقابل ایشان، جهت فراگیرى معارف و آموزه‌هاى دینى از آنان و ستودن ایشان با اوصاف متناسب با شأن آنان تحقّق مى‌یابد. تعظیم دین خدا، قرآن، اماکن و ایام شریف و اشیاى محترم، هرکدام، متناسب با حالات و شئون آن است.

۵ - نمونه‌ هایى از احکام تعظیم




۵.۱ - طهارت


استنجاء با دستى که داراى انگشتر مزین به اسماء خداوند متعال یا معصومان علیهم السّلام است، در صورت عدم علم به نجس شدن آن، به دلیل منافات داشتن آن با تعظیم، مکروه است.
گروهى از فقها مس لفظ جلاله (اللّه) و سایر اسامى خاص الهى را بدون طهارت، به دلیل منافات داشتن‌ آن با تعظیم، حرام دانسته‌اند. برخى حکم یاد شده را به همان دلیل در مورد اسامى انبیا علیهم السّلام نیز جارى کرده‌اند. همچنین برخى به دلیل مذکور، دخول جنب در مشاهد مشرفه را حرام دانسته‌اند.
ساختن بنا، روى قبر پیشوایان دینى، شهدا و صالحان و عالمان ربانی به دلیل تعظیم شعائر الهی، نه تنها مکروه نیست بلکه ممدوح و پسندیده است.

۵.۲ - صلات


رو به قبله آمیزش کردن و شلوار پوشیدن و هر حالتى که با تعظیم قبله منافات داشته باشد مکروه است.
گذاردن پیشانی بر خاک به قصد تعظیم در تحقّق سجده، معتبر است.

۵.۳ - زکات


از مصارف زکات در سهم (سبیل اللّه) صرف آن در تعظیم شعائر الهى است.

۵.۴ - تجارت


گروهى از فقها فروختن قرآن به کافر را به دلیل منافات داشتن آن با تعظیم کتاب آسمانی، حرام دانسته‌اند.
برخى نیز به همان دلیل، فروختن کتب حدیثی، تفسیرى، ادعیه و مانند آنها را که نزد مسلمانان داراى احترام و سزاوار تعظیم است به کفار حرام دانسته‌اند.

۵.۵ - صید و ذباحه


هنگام تذکیه حیوان، ذکر نام خداوند که بیانگر عظمت او باشد مانند (اللّه أکبر)، کافى است.

۵.۶ - حدود


دشنام دهنده به پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله یا دیگر معصومان علیهم السّلام، مستحق قتل است. برخى فقها این حکم را بر دشنام‌دهنده انبیا علیهم السّلام نیز- از آن جهت که تعظیم ایشان از ضروریات و سبّ آنان موجب ارتداد است- تعمیم داده‌اند.

۶ - پانویس


 
۱. حسینی مراغی، میرعبدالفتاح، العناوین الفقهیه، ج۱، ص۵۵۸.    
۲. بجنوردی، حسن، القواعد الفقهیه، ج۵، ص۳۰۰.    
۳. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳، ص۴۷.    
۴. حج/سوره ۲۲، آیه۳۲.    
۵. حج/سوره۲۲، آیه۳۰.    
۶. حسینی مراغی، میرعبدالفتاح، العناوین الفقهیه، ج۱، ص۵۵۸.    
۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳، ص۴۷.    
۸. مفید، محمد بن محمد، المقنعة، ص۴۱.    
۹. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۷۹-۸۲.    
۱۰. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۳، ص۴۷-۴۹.    
۱۱. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۱۶.    
۱۲. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۳، ص۵۳.    
۱۳. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۴، ص۱۳۲.    
۱۴. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۳۱۳.    
۱۵. گلپایگانی، محمدرضا، مختصر الاحکام، ص۶۳.    
۱۶. خمینی، روح الله، تحریر الوسیلة، ج۱، ص۳۳۸.    
۱۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۳۳۸-۳۴۰.    
۱۸. خویی، ابوالقاسم، منهاج الصالحین، ج۲، ص۳۳۸-۳۳۹.    
۱۹. عاملی جبعی، زین الدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج۹، ص۱۹۴.    


۷ - منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۲، ص۵۳۵.    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | فضائل اخلاقی




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.