زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
 

سوزاندن





سوزاندن‌ به معنای آتش زدن است که به مناسبت در بابهاى طهارت، جهاد، کفارات، اطعمه و اشربه و حدود از آن سخن به میان آمده است.


۱ - معنای سوزاندن



آتش زدن چیزی را سوزاندن می‌گویند.

۲ - احکام سوزاندن




۲.۱ - سوزاندن اوراقِ در بر دارنده آیات قرآن


به تصریح برخى، سوزاندن اوراقِ دربردارنده آیات قرآن و نامهاى متبرک، جایز نیست، مگر در حال ضرورت. براى محو نوشته‌ها از شستن با آب و یا خمیر کردن استفاده مى‌شود؛ چنان که دفن اوراق در زمین جایز است.
[۲] توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۲۰۷.

در این رابطه امام خمینی در پاسخ به استفتائات مرقوم داشته است: «مسّ کتابت قرآن و اسماء باری‌تعالی یا جزئی از آن‌ها به هر لغت و کیفیت که باشد، بدون طهارت جایز نیست و از بین بردن آن‌ها به‌نحوی‌که موجب هتک نشود، اشکال ندارد.» و «بنا بر احتیاط از سوزاندن‌ اجتناب نمایند.»

۲.۲ - سوزاندن حیوان


سوزاندن حیوان به قولى حرام
[۵] منتهى المطلب (ق)، ص۹۲۴.
[۶] کنز الفوائد ج۳، ص۳۱۲.
و به قولى دیگر مکروه است.
[۷] مفاتیح الشرائع ج۲، ص۲۵.


۲.۳ - سوزاندن حیوان حلال گوشت وطی شده


حیوان حلال گوشت وطى شده از سوى انسان، در صورتى که گوشت آن به طور معمول مصرف مى‌شود، مانند گاو، گوسفند و شتر، واجب است ابتدا ذبح و سپس سوزانده شود.
در تحریرالوسیله آمده است: حیوان‌ وطی‌ شده اگر از حیواناتی باشد که خوردن آن اراده می‌شود مانند گوسفند و گاو و شتر واجب است که ذبح شده سپس سوزانده شود و وطی ‌کننده درصورتی‌که مالک نباشد، غرامت قیمت آن را برای مالکش بپردازد و اگر حیوانی باشد که بر پشت آن بار می‌گذارند یا سوار می‌شوند و خوردن آن متعارف نیست مانند الاغ و قاطر و اسب، از محل وطی به شهر دیگری برده می‌شود و در آنجا فروخته می‌شود. پس ثمن آن به وطی‌ کننده داده می‌شود و وطی‌ کننده درصورتی‌که مالک نباشد قیمت آن را غرامت می‌دهد.

۲.۴ - سوزاندن لواط کننده


حاکم شرع در اجراى حدّ قتل بر لواط کننده، میان کشتن با شمشیر، سوزاندن، سنگسار کردن، افکندن از بلندى و ویران کردن دیوار بر او مخیر است؛ چنان که جمع بین قتل و سوزاندن وى نیز جایز است.
در تحریرالوسیله آمده است: حاکم، در قتل (حد لواط برای شخص بالغ و عاقل)، مخیر است بین اینکه گردن او را به شمشیر بزند یا او را از جای بلندی مانند کوه و مثل آن به‌طوری‌که دست‌ها و پاهایش بسته باشد، پرت کند یا او را به آتش بسوزاند یا او را رجم نماید، و بنا بر قولی یا دیواری روی او خراب کند خواه فاعل باشد یا مفعول، و جمع بین بقیه مجازات‌ها و سوزاندن‌، به اینکه کشته شود سپس سوزانده شود، جایز است.

۲.۵ - سوزاندن مو برای زن در مصیبت


براى زن، چیدن مو در مصیبت جایز نیست و بنابر قول مشهور، موجب ثبوت کفاره است. در الحاق سوزاندن و تراشیدن به چیدن اختلاف است.
امام خمینی در تحریرالوسیله می‌نویسد: در بریدن زن موی سرش را، بین همه آن یا قسمتی از آن به‌طوری‌که عرفاً صدق کند که موی سرش را بریده فرقی نیست. همان‌طور که بین اینکه در مصیبت شوهرش و مصیبت غیر او باشد، و بین قریب و بعید فرقی نیست. و اقوی آن است که تراشیدن و سوزاندن‌ آن به آن ملحق نشود اگرچه مخصوصاً در اولی احوط (استحبابی) است.

۲.۶ - دیه سوزاندن بینی


اگر بینی به شکستن یا سوزاندن‌ یا مانند این‌ها فاسد شود و از بین برود پس در آن دیه کامل است. و اگر به‌طور بی‌عیب جوش بخورد، پس بنا بر قول مشهور صد دینار است‌.

۲.۷ - عدم جواز سوزاندن (مقابله‌به‌مثل) در قصاص


در استیفای قصاص در نفس و عضو، اگر قصاص به وسیله شمشیر باشد، بر زدن گردنش اکتفا می‌نماید ولو اینکه جنایت او به غیر این باشد مانند غرق یا سوزاندن‌ یا به کوبیدن سنگ. و مثله کردن او جایز نیست.

۳ - پانویس


 
۱. ↑ وسائل الشیعة ج۱۲، ص۱۴۰.    
۲. ↑ توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۲۰۷.
۳. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۳۲، استفتائات امام خمینی ج۱، ص۱۶۷-۱۶۸، سؤال ۳۵۰.    
۴. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۳۲، استفتائات امام خمینی ج۱، ص۴۰۵، سؤال ۹۰۷.    
۵. ↑ منتهى المطلب (ق)، ص۹۲۴.
۶. ↑ کنز الفوائد ج۳، ص۳۱۲.
۷. ↑ مفاتیح الشرائع ج۲، ص۲۵.
۸. ↑ جواهر الکلام ج۴۱، ص۶۳۷.    
۹. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۱۷۱، کتاب الاطعمة و الاشربة، القول:فی الحیوان، مسالة ۲۳.    
۱۰. ↑ جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۸۱-۳۸۲.    
۱۱. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۵۰۲، کتاب الحدود، الفصل الثانی:فی اللواط و السحق و القیادة، مسالة ۵.    
۱۲. ↑ جواهر الکلام ج۳۳، ص۱۸۵.    
۱۳. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۱۳۵، کتاب الکفارات، القول:فی اقسامها، مسالة ۱.    
۱۴. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۶۱۲، کتاب الحدود، القول:فی الجنایة علی الاطراف، الثالث:الانف، مسالة ۲.    
۱۵. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۵۷۱-۵۷۲، کتاب القصاص، القول:فی کیفیة الاستیفاء، مسالة ۱۱.    


۴ - منبع



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۵۵۲.    
• ساعدی، محمد، (مدرس حوزه و پژوهشگر)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.