زمان تقریبی مطالعه: 32 دقیقه
 

تاتارستان





تاتارِسْتان، از جمهوری‌های خودمختار فدراسیون روسیه است.


۱ - موقعیت



این جمهوری با ۸۳۶‘ ۶۷ کمـ ۲ وسعت و ۳۲۹‘۷۸۶‘ ۳ تن جمعیت (۱۳۸۴ش/۲۰۰۵م) در مرکز فدراسیون روسیه و در خاور بخش اروپایی آن کشور در قسمت میانی رود ولگا جای دارد. تاتارستان از شمال به جمهوری‌های خودمختار ماری و اودمورت، از خاور به جمهوری خودمختار باشقیرستان، از باختر به جمهوری خودمختار چوواش، و از جنوب به استان‌های اولیانوفسک، سامارا و اورنبورگ محدود است.
[۱] Britannica Atlas، Chicago، ج۱، ص۸۰-۸۱، ۱۹۹۶.
[۲] Encarta reference Library، ۲۰۰۴
[۳] wwwworld،gazetteercom.
[۴] Akiner، Sh، ج۱، ص۶۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.

تاتارستان سرزمینی کم‌ارتفاع است که حدود ۹۰٪ وسعت آن را جلگه‌های پست و همواری با میانگین ۲۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا تشکیل می‌دهد. بلندترین ناحیۀ آن بوگولما ـ بلبی با بلندی ۳۴۳ متر از سطح دریا در کرانۀ غربی رود ولگا واقع است.
[۵] Encarta reference Library، ۲۰۰۴
[۶] Bukharaev، R، ج۱، ص۸، The Model of Tatarstan under President Mintimer Shaimiev، ۱۹۹۹.
[۷] GSE، ج۲۵، ص۴۰۳.


۲ - نواحی تاتارستان



جمهوری تاتارستان را می‌توان از لحاظ عوارض طبیعی به ۳ ناحیۀ ساحل غربی رود ولگا، ناحیۀ شمالی رود کاما، و ناحیۀ جنوبی و جنوب شرقی رود کاما تقسیم کرد.
[۸] GSE، ج۲۵، ص۴۰۳.
ولگا و کاما مهم‌ترین رودخانه‌های جمهوری تاتارستان است. رود ولگا با مسیر شمالی ـ جنوبی در انتهای غربی تاتارستان، و کاما به‌ عنوان بزرگ‌ترین شاخۀ رود ولگا با جهت شرقی ـ غربی در بخش بزرگی از اراضی جمهوری تاتارستان جاری است. رودخانه‌های بِلایا و ویاتکا، از شاخه‌های رود کاما، از دیگر رودخانه‌های مهم و قابل کشتیرانی تاتارستان است که در شرق تاتارستان به کاما می‌پیوندند. این رودخانه‌ها در حمل و نقل کالا و مسافر در این جمهوری نقش بسزایی دارند. افزون بر این‌ها حدود ۱۲۰ رودخانۀ کوچک در این سرزمین جریان دارد. بجز قازان که عمده‌ترین بندر رودخانه‌ای تاتارستان است، زلیونودولسک (Zelyonodolsk)، چیستوپل (Chistopol) و نابرژنیه چلنی (Naberezhnye Chelny) از بنادر مهم تاتارستان به‌شمار می‌آیند.
[۹] Britannica، ۲۰۰۴.
[۱۰] GSE، ج۲۵، ص۴۰۳.
[۱۱] enwikipediaorg/ wiki/Tatarstan.


۳ - آب و هوا



تاتارستان دارای آب و هوای معتدل برّی است و زمستان‌های طولانی و سخت، و تابستان‌های معتدل دارد. میانگین دمای آن در زمستان۱۶- و در تابستان ۱۹+ سانتی‌گراد است و میانگین بارش سالیانۀ آن بیش از ۵۰۰ میلی‌متر است.
[۱۲] Britannica، ۲۰۰۴.
[۱۳] GSE، ج۲۵، ص۴۰۳.
[۱۴] enwikipediaorg/ wiki/Tatarstan.


۴ - اقتصاد تاتارستان



جمهوری تاتارستان ازلحاظ اقتصادی‌ یکی از توسعه‌یافته‌ترین مناطق فدراسیون روسیه است و پس از استان سامارا دومین منطقۀ صنعتی روسیه به‌شمار می‌رود. محصولات صنعتی ۴۵٪ از تولیدات تاتارستان را تشکیل می‌دهد. ۱/۲۶٪ از نیروی کار تاتارستان در بخش صنعت مشغول به کارند. شهرهای قازان، نابرژنیه چلنی، زلیونو دولسک، نیژنی کامسک، چیستوپل، بوگولما و آلمتیفسک از مهم‌ترین مراکز صنعتی تاتارستان به‌شمار می‌روند. ماشین‌سازی، صنایع شیمیایی و پتروشیمی، صنایع غذایی مشتمل بر تهیۀ روغن‌های خوراکی، آرد، کنسروسازی، لبنیات و نوشابه‌های الکلی عمده‌ترین محصولات صنعتی تاتارستان است.
[۱۵] Akiner، Sh، ج۱، ص۶۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
[۱۶] Britannica، ۲۰۰۴.

بخش کشاورزی و دامداری با حدود ۸/۱۳٪ نیروی کار (۱۳۷۷ش/ ۱۹۹۸م) از دیگر بخش‌های عمدۀ اقتصادی تاتارستان است. بیشترین محصولات کشاورزی آن غلات، شامل چاودار و گندم، کنف، چغندرقند، سیب‌زمینی و انواع میوه و سبزیجات است.
[۱۷] Akiner، Sh، ج۱، ص۶۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.

تاتارستان دارای ذخایر غنی نفت و گاز طبیعی است و حدود۹٪ از نفت فدراسیون روسیه در این جمهوری استخراج می‌شود.
[۱۸] » Tatarstan، Unrepresented Nations and Peoples Organisation، wwwunpoorg/ memberphp arg=۵۱.
نخستین معادن نفت تاتارستان در ۱۳۲۲ش/۱۹۴۳م در آلمتیفسک و لنینوگورسک کشف شد. لوله‌های نفتی که از شرق به غرب این جمهوری کشیده شده است، دومین خط لولۀ نفت صادراتی روسیه به اروپا به‌شمار می‌رود.
[۱۹] Britannica، ۲۰۰۴.
[۲۰] The Columbia Encyclopedia، New York، ج۵، ص۲۰۹۹، ۱۹۶۳.
از زمان استخراج نفت در تاتارستان تا ۱۳۷۲ش/۱۹۹۳م حدود ۶/۲ میلیارد تن نفت در تاتارستان استخراج شده است. استخراج نفت در برخی از سال‌ها به بیش از ۱۰۰ میلیون تن بالغ می‌گردید، اما در ۱۹۹۳م به ۲۸ میلیون تن در سال کاهش یافت. در ۱۹۹۲م تاتارستان مجوز صدور مستقلانۀ ۵ میلیون تن از نفت استخراجی خود را دریافت کرد.
[۲۱] بوگومولُف، الکساندر، جزیرۀ تاتارستان؟، ج۱، ص۲۹۰، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، تهران، ۱۳۷۲ش، س ۲، شم‌ ۱.
[۲۲] بوگومولُف، الکساندر، جزیرۀ تاتارستان؟، ج۱، ص۲۹۲، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، تهران، ۱۳۷۲ش، س ۲، شم‌ ۱.


۵ - مؤسسات آموزش عالی



مؤسسات آموزش عالی تاتارستان، این جمهوری را به یکی از مراکز آموزش عالی و فناوری‌های مختلف در روسیه بدل ساخته است. از مؤسسات آموزش‌ عالی این‌ جمهوری دانشگاه دولتی قازان است که در۱۸۰۴م بنیاد نهاده شد. این دانشگاه با بیش از ۲۰۰ سال دیرینگی یکی‌ از کهن‌ترین مراکز دانشگاهی روسیه‌ به‌شمار می‌رود. افزون بر آن، دانشکدۀ دام‌پزشکی در ۱۸۳۷م و دانشکدۀ علوم فیزیک و ریاضی‌ در ۱۸۸۰م و دانشکدۀ میکروب‌شناسی در۱۹۰۱م در تاتارستان تأسیس شد.
[۲۳] GSE، ج۲۵، ص۴۰۶.
[۲۴] wwwksuru/eng/history/indexhtm.
در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳م، ۶۴ مؤسسۀ آموزش عالی با ۱۷۰ هزار دانشجو در این جمهوری به تحصیل مشغول بوده‌اند.
[۲۵] » Tatarstan، www tatar/ ru/index php DNSID.

۵۰٪ از جمعیت تاتارستان را تاتارها، ۴۰٪ روس‌ها و کمتر از ۱۰٪ آن را چوواش‌ها تشکیل می‌دهند.
[۲۶] Encarta reference Library، ۲۰۰۴


۶ - زبان گفت‌وگو



تاتارها به زبان تاتاری گفت‌وگو می‌کنند که نباید با زبان تاتارهای کریمه اشتباه شود. زبان تاتاری متعلق به گروه ترکی باختری است. همچنین می‌توان زبان تاتاری را جزو گروه زبان‌های قبچاق یا گروه فرعی قبچاق ـ بلغار برشمرد.
[۲۷] Encarta reference Library، ۲۰۰۴
[۲۸] Akiner، Sh، ج۱، ص۶۴، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.

زبان تاتاری تا پایان دوران متوسطه در مدارس تاتارستان تدریس می‌شود؛ اما در مدارس روسی، زبانِ تاتاری به عنوان یک مادۀ درسی مستقل و اختیاری به‌شمار می‌رود. زبان تدریس و تعلیم در مؤسسات آموزش عالی تاتارستان، زبان روسی است، اما زبان و ادبیات تاتاری به عنوان یک رشتۀ درسی در دانشگاه قازان تدریس می‌شود.
[۲۹] Akiner، Sh، ج۱، ص۶۵-۶۶، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.

تا پیش از ۱۹۲۰م در تاتارستان از الفبای عربی برای نگارش‌استفاده می‌شد، اما از آن پس الفبای لاتین جای آن را گرفت و در ۱۹۳۹م الفبای سیریلی جای‌گزین الفبای لاتین شد.
[۳۰] Encarta reference Library، ۲۰۰۴


۷ - مذهب



نزدیک به همۀ مردم تاتارستان سنی، و پیرو مذهب حنفی‌اند. از سدۀ ۱۶ تا ۱۸م شمار نسبتاً اندکی تحت تأثیر مبلغان مذهبی کلیسای ارتدکس روسیه به مسیحیت گرویدند، اما این شمار اندک نیز در اواخر سدۀ ۱۹ و اوایل سدۀ ۲۰م دوباره به دین اسلام بازگشتند. مردم روس تبار تاتارستان بیش‌تر پیرو کلیسای ارتدکس روسی هستند.
[۳۱] Akiner، Sh، ج۱، ص۶۷، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
[۳۲] Bukharaev، R، ج۱، ص۴۴، The Model of Tatarstan under President Mintimer Shaimiev، ۱۹۹۹.

هرچند تاتارهای روسیه در شمار اولین گروه‌های مسلمانی بودند که به انقیاد حکومت روسیه درآمدند و سالیان متمادی در معرض تهاجم فرهنگ غربی قرار داشتند، اما همچنان در پای‌بندی به اسلام استوار ماندند و آن‌چنان با اشتیاق به تبلیغ اسلام در میان اقوام ساکنِ روسیۀ اروپایی و سیبری می‌پرداختند که موجبات نگرانی مبلغان مسیحی را فراهم ساخته بود.
[۳۳] Akiner، Sh، ج۱، ص۶۷-۶۸، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.


۸ - پیشینۀ تاریخی



اصطلاح تاتار در ادوار مختلف تاریخی معانی متفاوتی داشته است. روس‌ها این اصطلاح را به تمامی مسلمانان ترک‌تبار ساکن روسیۀ اروپایی اطلاق می‌کردند. با این حال به معنی اخص به قبایل ترک‌تبار به‌ویژه قبچاق‌ها که بخش بزرگی از ارتش مغول را تشکیل می‌دادند و در سدۀ ۷ق/۱۳م همراه مغولان به روسیه هجوم بردند، نیز گفته می‌شد.
[۳۴] Akiner، Sh، ج۱، ص۵۵، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
پیشینۀ حضور اقوام ترکی زبان که در حوالی ولگا ساکن شدند، به سده‌های ۳-۴م باز می‌گردد که هم‌زمان با هجوم هون‌ها به شرق اروپا بوده است. در سده‌های ۱-۲ق/۷- ۸م اقوام ترکی زبان دیگری که گروه‌هایی از بلغارهای ولگا و کاما نیز در زمرۀ آنان بودند، در این سرزمین ساکن شدند. با هجوم مغولان به روسیه و تشکیل الوس جوجی یا اردوی زرین، قبایل ترکی زبان این نواحی به تابعیت اردوی زرین در آمدند. عناصر ترک در اردوی زرین چنان نیرومند بودند که اردوی زرین تا اوایل سدۀ ۸ق/۱۴م به زیر سیطرۀ آنان درآمد و اردوی زرین به کشوری ترکی‌زبان بدل شد. بدین‌ترتیب، عنصر ترکی ـ قبچاقی در ناحیۀ پهناوری که اردوی زرین را تشکیل می‌داد، یعنی از مرزهای لهستان کنونی تا دامنه‌های پامیر، و از دریای سیاه تا سیبری گسترده شد و از آن پس، تاریخ هریک از این گروه‌ها به مسیر جداگانه‌ای افتاد و با گذشت زمان برخی از آن‌ها نام قومی جدیدی یافتند. با این حال، کلمۀ تاتار همچنان به قبایل ترک ساکن نواحی ولگا اطلاق می‌شد. با ادامۀ انشعاب و تشکیل واحدهای کوچک‌تر، سرانجام خانات آستاراخان و قازان از آن سر برآوردند که هر دو در اواسط سدۀ ۱۰ق/۱۶م به دست ایوان مخوف برافتادند.
[۳۶] Akiner، Sh، ج۱، ص۵۵-۵۷، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
[۳۷] GSE، ج۲۵، ص۴۰۳.


۸.۱ - قیام اشراف تاتارها


اشراف تاتار که حقوق خویش را از دست رفته می‌دیدند، به‌زودی بر ضد استیلای روسیه بر اراضی تاتار دست به قیام زدند. نخستین قیام تاتارها یک سال پس از سقوط قازان در ۹۶۰ق/۱۵۵۳م صورت گرفت که تا ۱۵۵۷م ادامه یافت. رهبر این قیام یکی از اشراف فئودال به نام سیدحسین بود که پس از سرکوب قیام تاتارها دستگیر و اعدام شد.
[۳۸] بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۱۱، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
روس‌ها پس از استحکام بخشیدن بر موقعیت خود در خان‌نشین قازان طبقات حاکم تاتار را از میان بردند و با بیرون راندن مسلمانان از آنجا، تاجران و صنعتگران روس را اسکان دادند و در سراسر منطقه قلعه‌های نظامی ساختند و ترکیب جمعیتی خان‌نشین قازان را به سود خود تغییر دادند. در پایان سدۀ ۱۶م اقوام گوناگونی در خان‌نشین سابق قازان اقامت داشتند، اما در پایان سدۀ ۱۲ق/۱۸م بیش‌تر جمعیت قلمرو کنونی جمهوری خودمختار تاتارستان را روس‌ها تشکیل می‌دادند.
[۳۹] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۰، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
[۴۰] آوتورخانف، ا، مسئلۀ اقلیت‌های ملی در شوروی، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱، ترجمۀ فتح‌الله دیده‌بان، تهران، ۱۳۷۱ش.


۸.۲ - فعالیت‌های مذهبی


پس از چیرگی روس‌ها بر خان‌نشین قازان، مبلغان مسیحی فعالیت‌های خود را آغاز کردند و با تبلیغات صومعه‌های نوبنیاد آن سامان گروهی از تاتارها به کیش مسیحیت درآمدند؛ اینان که از زبان تاتاری به‌ عنوان زبان دینی خود استفاده می‌کردند، رفته‌رفته جامعه‌ای جداگانه و منزوی با عنوان «کری یاش» تشکیل دادند که هم مسلمانان و هم مسیحیان به دیدۀ نفرت بدان‌ها می‌نگریستند.
از زمان حاکمیت خاندان رمانف (اواسط سدۀ ۱۰ق/۱۶م) بر خان‌نشین قازان تا زمان کاترین دوم (حک‌ ۱۷۶۲-۱۷۹۶م)، اقدامات سخت‌گیرانه‌ای برضد مسلمانان صورت گرفت و در برابر، تاتارهای مسیحی شده از امتیازاتی برخوردار شدند. در این دوره مساجد تخریب، و املاک وقفی مصادره شد؛ ۴۱۸ مسجد تخریب شد.
[۴۱] شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.

[۴۲] گلی زواره، غلامرضا، جغرافیای تاریخی و سیاسی آسیای مرکزی، ج۱، ص۳۴۹، تهران، ۱۳۷۳ش.
[۴۳] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۴، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
و هرگونه مقاومتی با شقاوت و بی‌رحمی کامل سرکوب شد، چنان‌که روح مقاومت در تاتارها رو به ضعف نهاد.
[۴۴] بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۱۲، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.

اما کاترین دوم کوشید تا از سیاست‌های خشن اسلاف خود برضد تاتارهای ولگا پرهیز نماید. در دورۀ او از تبلیغات ضداسلامی جلوگیری شد و مدارسی که برای کودکان نومسیحی تاتار ایجاد شده بود، تعطیل گردید و به تاتارها اجازۀ احداث مسجد داده شد. او حتی یک مرکز روحانی اسلامی در اورنبورگ تأسیس کرد و با انتصاب یک مفتی به ریاست آنجا، او را مأمور رسیدگی به امور دینی تاتارها به استثنای تاتارهای کریمه کرد؛ مرکز این تشکیلات رسمی اسلامی پس از مدتی از اورنبورگ به اوفا، در خان‌نشین سابق قازان منتقل شد.
[۴۵] بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۴۲، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
[۴۶] بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۲۰، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
[۴۷] آوتورخانف، ا، مسئلۀ اقلیت‌های ملی در شوروی، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱، ترجمۀ فتح‌الله دیده‌بان، تهران، ۱۳۷۱ش.
این مرکز روحانی مهم‌ترین مرکز از ۴ مرکز روحانی مسلمانان امپراتوری روسیه بود و حوزۀ فعالیت آن سراسر نواحی مرکزی و خاوری روسیه را در بر می‌گرفت.
[۴۸] Akiner، Sh، ج۱، ص۶۸، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.

سیاست‌های مسالمت‌جویانۀ کاترین دوم با تاتارها نتایج سودمندی برای هر دو طرف در برداشت. بازرگانان تاتار به مدت یک سده با دولت روسیه و بورژوازی تجارتی نوپای آن کشور همکاری صمیمانه‌ای داشتند که برای طرفین منافعی به همراه داشت. در نقاطی چون سیبری، چین و آسیای میانه ــ که تا آن زمان بر روی بازرگانان روسیه بسته بود ــ تاتارها قرارگاه‌های تجارتی تأسیس کردند و بازرگانان تاتار نقش واسطه میان روسیه و این نواحی را ایفا می‌کردند. در برابر، مقامات دولتی روسیه هم به تاتارها کمک کردند که در قلمرو باشقیرها و قزاق‌ها مساجد و مکتب‌هایی ایجاد کنند. تاتارهای ولگا بیش از یک سده از این امتیاز استثنایی بهره‌مند بودند، چنان‌که در سراسر امپراتوری تزاری و حتی در اروپای غربی، اسکاندیناوی، منچوری و آسیای میانه نیز قرارگاه‌های تجارتی دایر کردند.
[۴۹] بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۴۲-۴۳، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.

در سدۀ ۱۳ق/ ۱۹م شهرهای تاتارنشین ولگا ـ اورال از مراکز عمدۀ فرهنگی‌گردید و در قازان، اوفا، اورنبورگ و ترویتسک مدارسی تأسیس شد که شهرت جهانی یافت.
[۵۰] بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۴۲-۴۳، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
مدارس مذهبی تاتارستان چنان اشتهاری یافتند که برخی آن‌ها را بسیار برتر از حوزه‌های دینی سمرقند و بخارا می‌شمردند. در میان فقهایی که در این مدارس تربیت شدند، متفکرانِ صاحب‌نظری چون شهاب‌الدین مرجانی (۱۲۳۳-۱۳۰۶ق/ ۱۸۱۸- ۱۸۸۹م) بودند که‌ تأثیر بسیار عمیقی در حال و هوای فرهنگ اسلامی در روسیه از خود بر جای نهادند.
[۵۱] Akiner، Sh، ج۱، ص۶۸، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
[۵۲] رورلیچ، آزاده عایشه، منشأ و ریشۀ تاتارهای ولگا، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲، ترجمۀ الهامه فتاح، همان، شم‌ ۳.


۸.۳ - سیاست‌ همسان‌سازی‌ دینی


با استیلای روسیه بر آسیای مرکزی در سدۀ ۱۳ق/ ۱۹م، بازرگانان تاتار نقش واسطه‌گری میان روسیه و آسیای مرکزی را از دست دادند و دوران رونق تاتارستان به‌ سر آمد و بورژوازی روسیه و تاتارستان که روزگاری متحدان یکدیگر بودند، در مقام رقابت با یکدیگر برآمدند. دولت روسیه نیز بر تضییقات خود افزود و بار دیگر تصمیم گرفت با اتخاذ سیاست همسان‌گردانی اتباع تاتارهای روسیه در جهت حل «مسئلۀ ملی» منطقۀ ولگا اقدام کند؛ اما این‌بار دولت روسیه در مقایسه با سدۀ ۱۸م سخت‌گیری چندانی به‌کار نبرد.
[۵۳] بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۴۳، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
هدف از این سیاستِ نوینِ همسان‌گردانی، ایجاد قشر جدیدی از روشنفکران تاتار بود که در عین اعتقاد به مسیحیت، به زبان تاتاری سخن بگویند و به همین زبان بنویسند. این همسان‌گردانی تنها به قلمرو دینی محدود می‌شد.
[۵۴] بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۴۳، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.

پذیرفتن‌ سیاست‌ همسان‌سازی‌ دینی برای مسلمانانِ محافظه‌کار، پذیرفتنی نبود و منجر به ناخرسندی تاتارها از روس‌ها شد. تاتارها در این زمان دریافته بودند که برای ادامۀ حیات اجتماعی خود باید به حقوق برابر فکری، فرهنگی و اقتصادی با روس‌ها دست یابند و برای دست یافتن به این هدف می‌خواستند اسلام را به عنوان اساس جامعۀ تاتار حفظ کنند. این طرز تفکر سبب پیدایش نوعی اندیشۀ اصلاح‌طلبانه و تجددگرایانه شد که تاتارها آن‌را «جدیدیسم» می‌خواندند؛ در مقابل آنان سنت‌گرایان (قدیمیست‌ها) قرار داشتند که از لحاظ دینی و سیاسی محافظه‌کار، و به حکومت تزاری وفادار بودند. این جنبش به‌ عنوان اصلاح دینی آغاز شد و آغازگر آن شهاب‌الدین مرجانی بود.
[۵۵] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۱-۳۲۲، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
[۵۶] بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۲۴، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
مرجانی تأثیر عمیقی بر اسلام رایج در روسیه گذاشت و راه‌گشای اصلاحات تجددخواهانه گردید. اندیشه‌های او سبب شد تا توجه مسلمانان روسیه به مسئلۀ عقب‌ماندگی علمی، فنی و سیاسی آنان معطوف گردد.
[۵۷] بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۲۳، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.

با وقوع انقلاب و جنگ‌های داخلی در روسیه در ۱۹۰۵م، «قدیمیست‌ها» و «جدیدیست‌ها» به هواداری از گروه‌های سیاسی درگیر در انقلاب روسیه و جنگ‌های داخلی شدند. قدیمیست‌ها همچنان هوادار خاندان رمانف برجای ماندند، اما جدیدیست‌ها به جانبداری از سوسیالیست‌های دست راستی (منشویک‌ها) و سوسیالیست‌های انقلابی پرداختند و گروه اندکی نیز به بلشویک‌ها پیوستند. این گروه نظام بی‌خدایی بلشویک‌ها را بر ستیزه‌جویی مسیحی حکومت روسیه ترجیح می‌دادند.
[۵۸] بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۲۴-۱۲۵، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.

با آغاز جنگ جهانی اول تاتارهای ولگا مانند تاتارهای کریمه به خدمت سربازی در ارتش روسیه ملزم شدند؛ اما در عمل ثابت شد که جدایی کامل تاتارستان از روسیه غیرممکن به‌نظر می‌رسد.
[۵۹] شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
[۶۰] Akiner، Sh، ج۱، ص۵۹، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.


۸.۴ - تشکیل دو جمهوری


با گسترش دامنۀ انقلاب روسیه و تضعیف حکومت مرکزی در آن کشور، تاتارهای ولگا در ۱۹۱۷م فدراسیون مستقلی از ایالات ولگا ـ اورال تشکیل دادند، اما نیروهای شوروی با چیرگی بر اراضی آن و بنا به فرمان «کمیساریای خلق امور ملیت‌ها» در ۲۳ مارس ۱۹۱۸، با ایجاد جمهوری شوروی تاتار ـ باشقیر در سرزمین‌های اورال جنوبی و ولگای میانی در چارچوب فدراسیون روسیۀ شوروی، به عمر کوتاه این حکومت نوپا پایان بخشیدند؛ فرمان ایجاد جمهوری شوروی تاتار ـ باشقیر بی‌اثر ماند. در ۱۹۱۹م ارتش سرخ‌نیروهای‌ژنرال کولچاک را بیرون راند و نخست در۲۳مارس همان سال جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی باشقیرستان، و سپس در ۲۷مۀ۱۹۲۰جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی تاتارستان را در سرزمین‌های تاتارنشین اورال جنوبی و ولگای میانی تأسیس کردند. مرزهای این جمهوری‌ها به نحوی تعیین شد که ۷۵٪ از مردم تاتار ولگا در بیرون از جمهوری خودمختار تاتارستان قرار گرفتند و شگفت آن‌که در جمهوری خودمختار باشقیرستان، تاتارها اکثریت جمعیت را تشکیل می‌دادند.
[۶۱] شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
[۶۲] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۳، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
[۶۳] Akiner، Sh، ج۱، ص۵۹، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
[۶۴] GSE، ج۲۵، ص۴۰۴.

با ایجاد این دو جمهوری، امیدهای ملی‌گرایان تاتار برای ایجاد دولت بزرگ ترکی در ولگا از میان رفت.
[۶۵] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۶، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
از ۱۳۰۰ش/۱۹۲۱م ناخشنودی ملی‌گرایان تاتار از وضع موجود، فقط از طریق حزب کمونیست اجازۀ بروز داشت. کمونیسم ملی مسلمانان خیلی زود از جانب حزب کمونیست اتحاد شوروی، به انحراف از خط حزب متهم شد. بزرگ‌ترین نمایندۀ کمونیسم ملی مسلمانان فردی تاتار به نام میرسعید سلطان قلی‌اف بود که می‌خواست به مارکسیسم چهرۀ اسلامی ـ ملی بخشد. وی برای ایجاد حزب مستقل مسلمانان کمونیست با کمیتۀ مرکزی منتخب خود و ایجاد ارتش سرخ اسلامی تلاش بسیار کرد. هدف او تشکیل کشور بزرگ ترکی ـ اسلامی با عنوان «جمهوری توران» بود که از قازان تا پامیر امتداد می‌یافت.
[۶۶] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۳-۳۲۴، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
تاتارها از بدو تشکیل حکومت شوروی از اینکه‌ سرزمینشان‌ صرفاً یک‌ جمهوری خودمختار به‌شمار می‌رفت، ناخرسند بودند. از این‌رو، خواستار تبدیل سرزمینشان به یک جمهوری متحد شدند که با مخالفت شدید مواجه گردید.
[۶۷] گلی زواره، غلامرضا، جغرافیای تاریخی و سیاسی آسیای مرکزی، ج۱، ص۳۵۶، تهران، ۱۳۷۳ش.


۸.۵ - نبرد سیاسی دو حزب


در فاصلۀ سال‌های ۱۳۰۳- ۱۳۱۸ش/۱۹۲۴- ۱۹۳۹م نبرد سیاسی در درون حزب کمونیست جمهوری خودمختار تاتارستان میان دو جناح راست که طرفداران سلطان قلی‌اف بودند، و جناح چپ که بیش‌تر اعضای آن‌را کمونیست‌های روس تشکیل می‌دادند، در جریان بود. جناح چپ، تاتارها را به خلط اهداف انقلاب جهانی با آرمان‌های ملی‌گرایانۀ تاتارها متهم می‌کرد و در مقابل، جناح راستِ حزب نیز، آن‌ها را به سبب در پیش گرفتن شوونیسم روسی و اجرای سیاست‌های مخالف منافع ملی تاتارستان، مورد انتقاد قرار می‌داد. از سوی دیگر اعمال سیاست‌های خشنِ اشتراکی کردن، مصادرۀ زمین‌های کولاک‌ها و ایجاد مبارزۀ طبقاتی در جامعۀ تاتار در فاصلۀ سال‌های ۱۹۲۳- ۱۹۲۸م منجر به پدید آمدن موج شدیدی از ملی‌گرایی اسلامی در درون حزب کمونیست تاتارستان شد.
[۶۸] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۴-۳۲۵، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.

پس از فروردین ۱۳۰۵/آوریل ۱۹۲۶ کمونیست‌های تاتار که پیش‌تر به دو جناح راست و چپ تقسیم شده بودند، در یک جبهۀ ملی متحد در برابر اعضای روس حزب کمونیست تاتارستان قرار گرفتند و کوشیدند اجرای سیاست‌های حزب کمونیست را متوقف سازند،
[۶۹] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ملیت‌های شوروی، ص۳۲۵، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
اما حزب کمونیست شوروی که این جریان را برنمی‌تابید، به سرکوب آنان پرداخت. سلطان قلی‌اف که در ۱۹۲۳م به دستور استالین به اتهام «توطئۀ ناسیونالیستی ضدانقلابی برضد قدرت شوراها» بازداشت، و در ۱۹۲۴م آزاد شده بود، در ۱۹۲۸م از نو دستگیر، و در ۱۹۲۹م به عنوان «خائن» محاکمه، و به ۱۰ سال زندان با اعمال شاقه محکوم شد و سرانجام در دسامبر ۱۹۳۹ اعدام گردید. تاتارهای کمونیست راست‌گرا نیز به اتهام ایجاد حزبی غیرقانونی، ضدانقلابی، ضدشوروی، ضدکمونیست و ضدروسی و کوشش در جهت ایجاد نظامی سرمایه‌داری محکوم، و به هنگام تصفیه‌های استالینی معدوم شدند.
[۷۰] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۴-۳۲۵، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.

تاتارها در ۱۹۳۶م به هنگام تصویب قانون اساسی جدید شوروی بار دیگر خواستار ارتقای جمهوری خودمختار تاتارستان به یک جمهوری متحد بودند، اما درخواست آنان با مخالفت شدید استالین روبه‌رو شد. در همین دوران بود که استالین خاطرنشان ساخت جمهوری‌ها تنها در صورت همسایگی با یک کشور خارجی، به عنوان «جمهوری متحد» به رسمیت شناخته شوند و این شرطی بود که تاتارستان از آن برخوردار نبود.
[۷۱] گلی زواره، غلامرضا، جغرافیای تاریخی و سیاسی آسیای مرکزی، ج۱، ص۳۵۶، تهران، ۱۳۷۳ش.
[۷۲] شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۲، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.


۸.۶ - رسمیت اسلام در شوروی


با آغاز جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵م) سیاست مبارزه بر ضد ملی‌گرایی در اتحاد جماهیر شوروی به سبب جلب شدن توجه دولتمردان آن کشور به مسائل خارجی رو به کاستی نهاد و این امر فرصتی برای مسلمانان پدید آورد تا به احقاق بخشی از حقوق از دست رفتۀ خود بپردازند. از این‌رو، عبدالرحمان رسول اف، مفتی تاتارِ اوفا و یکی از معدود روحانیان طرفدار نهضت جدید که از تصفیه‌های استالین جان سالم به‌در برده بود، به‌ خود اجازه‌ داد تا به استالین نزدیک شود و پیشنهاد عادی‌سازی روابط میان حکومت شوروی و اسلام را مطرح کند. استالین برای حفظ یکپارچگی شوروی موافقت‌نامه‌ای با او به امضا رساند که بنابرآن اسلام در شوروی به رسمیت شناخته شد و شکل قانونی به‌ خود گرفت.
[۷۳] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۵-۳۲۶، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
[۷۴] Akiner، Sh، ج۱، ص۳۱-۳۲، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.

سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، سیاست توسعۀ صنعتی و گسترش شهرنشینی در تاتارستان به اجرا درآمد و متعاقب آن شمار بسیاری روس در آن‌جا اسکان داده شدند. این موضوع به شکل خطرناکی موجب دو قطبی شدن جامعه و تغییر بافت جمعیتی به سود روس‌ها در تاتارستان شد. تاتارها بیش‌تر به کارهای کشاورزی اشتغال داشتند و در روستاها به‌ سر می‌بردند و روس‌ها به عنوان کارگران صنعتی در شهرها ساکن بودند.
[۷۵] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۶، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.


۸.۷ - طرح جمهوری خودمختار تاتارستان


در دهه‌های ۱۹۶۰و ۱۹۷۰م موضوع ارتقای جمهوری خودمختار تاتارستان به یک جمهوری متحد از جانب تاتارها بار دیگر مطرح شد، اما این‌بار نیز به نتیجه نرسید. در دورۀ حاکمیت گورباچف و ایجاد فضای باز سیاسی (گلاسنوست) در دهۀ ۱۹۸۰م فرصتی برای روشنفکران تاتار پدید آمد تا بار دیگر رهبری احیای فرهنگی و تثبیت ارکان ملت تاتار را بر عهده گیرند. «مرکز اجتماعی تاتار» اهمیت ویژه‌ای در این جریان داشت. این مرکز در واقع نقش جبهۀ ملی را در تاتارستان ایفا می‌کرد. تصمیم به ایجاد این مرکز در ژوئن ۱۹۸۸ طی کنفرانس حزبی، توسط روشنفکران تاتار گرفته شد.
[۷۶] براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۶-۳۲۷، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
مهم‌ترین هدف این گروه سیاسی ارتقای تاتارستان به‌ عنوان یک جمهوری متحد بود و در پی آن برخی از اعضای افراطی «مرکز اجتماعی‌تاتار» حزب «اتفاق» را تأسیس کردند که هدف نهایی آن استقلال کامل تاتارستان بود. در این دوره بحث حاکمیت از دست‌ رفتۀ تاتارها بیش از پیش اوج گرفت و در ۱۳۶۸ش/ ۱۹۸۹م ملی‌گرایان تاتار سالگرد فتح قازان را در ۱۵۵۲م توسط ایوان مخوف، روز سوگواری ملت تاتار اعلام کردند.
[۷۷] شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۳، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.

تاتارستان یکی از اولین جمهوری‌های خودمختار بود که «بیانیۀ حاکمیت» را صادر کرد. این امر در ۳۰ اوت ۱۹۹۰، یعنی کمتر از ۳ ماه پس از اعلام حاکمیت فدراسیون روسیه صورت گرفت. از آن زمان شایمیف نخست به‌ عنوان رئیس پارلمان تاتارستان و پس از ژوئن ۱۹۹۱ به‌ عنوان رئیس‌جمهور، گرایش تاتارستان نسبت به انفصال و استقلال کامل از فدراسیون روسیه را بارها رد کرد. اما در عین حال او تأکید داشت که روابط با فدراسیون روسیه می‌باید بر مبنای قراردادهای منعقد شده میان طرفینِ برابر شکل گیرد و تاتارستان قرار داد اتحاد در قالب جمهوری متعلق به فدراسیون روسیه را به امضا نمی‌رساند.
[۷۸] شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۴، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.


۸.۸ - رفراندوم تاتارستان


پس از فروپاشی اتحاد شوروی در ۱۳۷۰ش/۱۹۹۱م و در پی آن ایجاد جامعۀ کشورهای مستقل هم‌سود در همان سال، تاتارستان درخواست کرد تا به‌ عنوان یکی از اعضای بنیان‌گذار تلقی شود که در واقع این امر به منزلۀ شناسایی این جمهوری به‌ عنوان یک کشور مستقل بود.
[۷۹] شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۵، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
در ۲۱ فوریۀ ۱۹۹۱ پارلمان تاتارستان تصمیم گرفت برای روشن ساختن وضعیت جمهوری تاتارستان رفراندومی برگذار کند. این وضع، پارلمان و رهبری روسیه را نگران کرد، زیرا رأی مثبت می‌توانست به فروپاشی فدراسیون روسیه منجر شود و وخامت روابط اقوام را در تاتارستان به دنبال داشته باشد. ۸۲٪ واجدین شرایط در این رفراندوم شرکت کردند و ۶۴٪ آنان به استقلال تاتارستان رأی مثبت دادند.
[۸۰] شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۵- ۲۳۸، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.

رهبری تاتارستان از جانب ملی‌گرایان تاتار تحت فشار قرار داشت تا «بیانیۀ حاکمیت» جمهوری را به مرحلۀ اجرا درآورد. در ۵ مارس ۱۹۹۱ پارلمان روسیه رسماً از پارلمان و رئیس‌جمهور تاتارستان تقاضا کرد که از اقدامات جدایی‌طلبانه جلوگیری نماید. دیوان عالی روسیه نیز بخش پایانی متن رفراندوم و قسمت‌هایی از «بیانیۀ حاکمیت» تاتارستان که اعمال قوانین روسیه در این جمهوری را محدود می‌کرد و همچنین ضمیمۀ قانون اساسی تاتارستان را که در آوریل همان سال به تصویب رسیده بود و بنابر مفاد آن تاتارستان جزئی از فدراسیون روسیه محسوب نمی‌شد، غیرقانونی اعلام کرد. در پاسخ به حکم دیوان عالی روسیه، هیئت رئیسۀ پارلمان تاتارستان پذیرفت که بخش مورد انتقاد ملحوظ در رفراندوم را تغییر دهد؛ اما اجلاس ویژۀ پارلمان تاتارستان که در ۱۶ مارس همان سال تشکیل شده بود، مانع از این کار شد و متذکر گردید که رفراندوم با انفصال سرزمینی ارتباط ندارد.
[۸۱] شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۶-۲۳۷، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.

شایمیف رئیس‌جمهور تاتارستان که پس از رفراندوم موضعی مستحکم‌تر یافته بود، در مارس ۱۹۹۲ اعلام کرد که تاتارستان آمادگی امضای قرار داد فدرال با روسیه را ندارد، زیرا در پی امضای آن حاکمیت خود را از دست خواهد داد. او تأکید کرد که تاتارستان می‌باید قرارداد مستقیمی با روسیه به امضا برساند. وی در واقع قصد داشت نوعی رابطۀ کنفدراسیونی میان روسیه و تاتارستان برقرار سازد که بر اساس آن تاتارستان فقط مسئولیت دفاع و حفاظت از مرزها را بر عهدۀ روسیه بگذارد.
[۸۲] شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۴۰، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
سرانجام در۲۶ بهمن ۱۳۷۲ش/۱۵ فوریۀ ۱۹۹۴م دولت تاتارستان با دولت فدراسیون روسیه در زمینۀ تعیین حدود اختیارات در حوزۀ روابط اقتصاد خارجی قراردادی به امضا رساند. این قرارداد از سوی برخی به‌ عنوان استقلال تاتارستان از فدراسیون روسیه تلقی شد.
[۸۳] enwikipediaorg/ wiki/Tatarstan.
[۸۴] » Tatarstan، Unrepresented Nations and Peoples Organisation، wwwunpoorg/ memberphp arg=۵۱.
[۸۵] Encarta reference Library، ۲۰۰۴
در میان سال‌های ۱۹۹۴،۲۰۰۰م تاتارستان درواقع دولتی مستقل بوده است، اما پس از بازبینی قانون اساسی تاتارستان در ۲۰۰۰م این جمهوری به صراحت اعلام کرد که عضوی از جمهوری فدرال روسیه است.
[۸۶] enwikipediaorg/ wiki/Tatarstan.


۹ - فهرست منابع



(۱) آوتورخانف، ا، مسئلۀ اقلیت‌های ملی در شوروی، ترجمۀ فتح‌الله دیده‌بان، تهران، ۱۳۷۱ش.
(۲) براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
(۳) بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
(۴) بوگومولُف، الکساندر، جزیرۀ تاتارستان؟، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، تهران، ۱۳۷۲ش، س ۲، شم‌ ۱.
(۵) رورلیچ، آزاده عایشه، منشأ و ریشۀ تاتارهای ولگا، ترجمۀ الهامه فتاح، همان، شم‌ ۳.
(۶) شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
(۷) گلی زواره، غلامرضا، جغرافیای تاریخی و سیاسی آسیای مرکزی، تهران، ۱۳۷۳ش.
(۸) Akiner، Sh، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
(۹) Britannica، ۲۰۰۴.
(۱۰) Britannica Atlas، Chicago، ۱۹۹۶.
(۱۱) Bukharaev، R، The Model of Tatarstan under President Mintimer Shaimiev، ۱۹۹۹.
(۱۲) The Columbia Encyclopedia، New York، ۱۹۶۳.
(۱۳) Encarta reference Library، ۲۰۰۴.
(۱۴) GSE.
(۱۵)» History of Ksu «، wwwksuru/eng/history/indexhtm.
(۱۶)» Tatarstan، www tatar/ ru/index php DNSID.
(۱۷)» Tatarstan، Unrepresented Nations and Peoples Organisation، wwwunpoorg/ memberphp arg=۵۱.
(۱۸) Wikipedia، enwikipediaorg/ wiki/Tatarstan.
(۱۹) The World Gazetteer، wwwworld-gazetteercom.

۱۰ - پانویس


 
۱. Britannica Atlas، Chicago، ج۱، ص۸۰-۸۱، ۱۹۹۶.
۲. Encarta reference Library، ۲۰۰۴
۳. wwwworld،gazetteercom.
۴. Akiner، Sh، ج۱، ص۶۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۵. Encarta reference Library، ۲۰۰۴
۶. Bukharaev، R، ج۱، ص۸، The Model of Tatarstan under President Mintimer Shaimiev، ۱۹۹۹.
۷. GSE، ج۲۵، ص۴۰۳.
۸. GSE، ج۲۵، ص۴۰۳.
۹. Britannica، ۲۰۰۴.
۱۰. GSE، ج۲۵، ص۴۰۳.
۱۱. enwikipediaorg/ wiki/Tatarstan.
۱۲. Britannica، ۲۰۰۴.
۱۳. GSE، ج۲۵، ص۴۰۳.
۱۴. enwikipediaorg/ wiki/Tatarstan.
۱۵. Akiner، Sh، ج۱، ص۶۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۱۶. Britannica، ۲۰۰۴.
۱۷. Akiner، Sh، ج۱، ص۶۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۱۸. » Tatarstan، Unrepresented Nations and Peoples Organisation، wwwunpoorg/ memberphp arg=۵۱.
۱۹. Britannica، ۲۰۰۴.
۲۰. The Columbia Encyclopedia، New York، ج۵، ص۲۰۹۹، ۱۹۶۳.
۲۱. بوگومولُف، الکساندر، جزیرۀ تاتارستان؟، ج۱، ص۲۹۰، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، تهران، ۱۳۷۲ش، س ۲، شم‌ ۱.
۲۲. بوگومولُف، الکساندر، جزیرۀ تاتارستان؟، ج۱، ص۲۹۲، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، تهران، ۱۳۷۲ش، س ۲، شم‌ ۱.
۲۳. GSE، ج۲۵، ص۴۰۶.
۲۴. wwwksuru/eng/history/indexhtm.
۲۵. » Tatarstan، www tatar/ ru/index php DNSID.
۲۶. Encarta reference Library، ۲۰۰۴
۲۷. Encarta reference Library، ۲۰۰۴
۲۸. Akiner، Sh، ج۱، ص۶۴، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۲۹. Akiner، Sh، ج۱، ص۶۵-۶۶، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۳۰. Encarta reference Library، ۲۰۰۴
۳۱. Akiner، Sh، ج۱، ص۶۷، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۳۲. Bukharaev، R، ج۱، ص۴۴، The Model of Tatarstan under President Mintimer Shaimiev، ۱۹۹۹.
۳۳. Akiner، Sh، ج۱، ص۶۷-۶۸، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۳۴. Akiner، Sh، ج۱، ص۵۵، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۳۵. مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه بزرگ اسلامی، ج۱۴، ص۵۶۴۱، تاتار.    
۳۶. Akiner، Sh، ج۱، ص۵۵-۵۷، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۳۷. GSE، ج۲۵، ص۴۰۳.
۳۸. بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۱۱، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۳۹. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۰، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۴۰. آوتورخانف، ا، مسئلۀ اقلیت‌های ملی در شوروی، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱، ترجمۀ فتح‌الله دیده‌بان، تهران، ۱۳۷۱ش.
۴۱. شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
۴۲. گلی زواره، غلامرضا، جغرافیای تاریخی و سیاسی آسیای مرکزی، ج۱، ص۳۴۹، تهران، ۱۳۷۳ش.
۴۳. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۴، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۴۴. بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۱۲، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۴۵. بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۴۲، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۴۶. بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۲۰، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۴۷. آوتورخانف، ا، مسئلۀ اقلیت‌های ملی در شوروی، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱، ترجمۀ فتح‌الله دیده‌بان، تهران، ۱۳۷۱ش.
۴۸. Akiner، Sh، ج۱، ص۶۸، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۴۹. بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۴۲-۴۳، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۵۰. بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۴۲-۴۳، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۵۱. Akiner، Sh، ج۱، ص۶۸، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۵۲. رورلیچ، آزاده عایشه، منشأ و ریشۀ تاتارهای ولگا، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲، ترجمۀ الهامه فتاح، همان، شم‌ ۳.
۵۳. بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۴۳، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۵۴. بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۴۳، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۵۵. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۱-۳۲۲، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۵۶. بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۲۴، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۵۷. بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۲۳، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۵۸. بنیگسن، الکساندر و براکساپ، مری، ج۱، ص۱۲۴-۱۲۵، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۵۹. شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
۶۰. Akiner، Sh، ج۱، ص۵۹، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۶۱. شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
۶۲. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۳، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۶۳. Akiner، Sh، ج۱، ص۵۹، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۶۴. GSE، ج۲۵، ص۴۰۴.
۶۵. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۶، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۶۶. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۳-۳۲۴، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۶۷. گلی زواره، غلامرضا، جغرافیای تاریخی و سیاسی آسیای مرکزی، ج۱، ص۳۵۶، تهران، ۱۳۷۳ش.
۶۸. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۴-۳۲۵، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۶۹. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ملیت‌های شوروی، ص۳۲۵، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۷۰. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۴-۳۲۵، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۷۱. گلی زواره، غلامرضا، جغرافیای تاریخی و سیاسی آسیای مرکزی، ج۱، ص۳۵۶، تهران، ۱۳۷۳ش.
۷۲. شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۲، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
۷۳. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۵-۳۲۶، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۷۴. Akiner، Sh، ج۱، ص۳۱-۳۲، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۶.
۷۵. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۶، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۷۶. براکساپ، مری، تاتارهای ولگا، ج۱، ص۳۲۶-۳۲۷، ملیت‌های شوروی، به کوشش حسین سرشار، تهران، ۱۳۷۵ش.
۷۷. شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۳، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
۷۸. شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۴، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
۷۹. شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۵، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
۸۰. شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۵- ۲۳۸، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
۸۱. شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۳۶-۲۳۷، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
۸۲. شیهی، آن، تاتارستان حاکمیت خویش را عنوان می‌کند، ج۱، ص۲۴۰، ترجمۀ کاملیا احتشامی اکبری، همان، ۱۳۷۱ش، س ۱، شم‌ ۳.
۸۳. enwikipediaorg/ wiki/Tatarstan.
۸۴. » Tatarstan، Unrepresented Nations and Peoples Organisation، wwwunpoorg/ memberphp arg=۵۱.
۸۵. Encarta reference Library، ۲۰۰۴
۸۶. enwikipediaorg/ wiki/Tatarstan.


۱۱ - منبع



دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «تاتارستان»، شماره۵۶۴۲.    

رده‌های این صفحه : مقالات دانشنامه بزرگ اسلامی




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.