زمان تقریبی مطالعه: 15 دقیقه
 

خوردن و آشامیدن در سیره نبوی





شیوه و روش عملی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را سیره نبوی گویند. یکی از سیره‌های آن حضرت سیره و روش پیامبر در خوردن و آشامیدن است.


۱ - پیامبر و آداب غذا خوردن



رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به حضرت علی (علیه‌السّلام) فرمود: «ای علی! هنگام غذا خوردن "بسم‌الله" و بعد از غذا "الحمدلله" بگو که فرشتگان موکّل بر تو، تا پایان غذا از نوشتن ثواب برای تو بیکار نمانند.»
[۲] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۱۶۶، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
آن حضرت در حدیث دیگری فرمود: «چون سفره را برای تو بچینند، بگو: "سپاس آفریدگار عالمیان را. بار خدایا! این سفره را برای من نعمت مشکور قرار ده و توفیق شکر آن را به من عنایت فرما"»
[۳] نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۳، ص۹۲، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.
[۴] تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۱۷، تحقیق آصف‌ بن ‌علی اصغر فیضی، بیروت، نشر دارالمعارف، ۱۳۸۳ق.
[۵] تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۲۰، تحقیق آصف‌ بن ‌علی اصغر فیضی، بیروت، نشر دارالمعارف، ۱۳۸۳ق.
و در روایت دیگر فرمود: «هر کس، خرده‌های غذایی را ـ که از سفره می‌ریزد بخورد ـ تا زنده است، در وسعت روزی خواهد بود و نسل او از مرض جذام در امان خواهد ماند.»
[۶] برقی، احمد ‌بن محمد، المحاسن، ص۳۴۰، بیروت، نشر دار صادر، ۱۳۹۰ق.
[۷] برقی، احمد ‌بن محمد، المحاسن، ص۴۵۹، بیروت، نشر دار صادر، ۱۳۹۰ق.
[۸] کلینی، فروع کافی، ج۶، ص۲۸۵، تحقیق علی‌اکبر غفاری، بیروت، دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا.

خاتم انبیا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) چون گوشت می‌خورد، سرش را به زیر نمی‌افکند، گوشت را بالا می‌آورد و با دندانش از استخوان جدا می‌کرد. از هر دو دست در هنگام خوردن کمک می‌گرفت.
[۱۰] نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۹، ص۷، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرمود: «هنگام خوردن، کفش‌هایتان را بکنید که مایه آسایش شماست.»
[۱۱] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۱۸۱، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
با دست می‌خورد و از سر انگشتانش استفاده می‌کرد. این باعث می‌شد تا لقمه‌ها کوچک شده، به خوبی جویده شوند و از سوی دیگر، پرخوری رخ ندهد. با سه انگشت می‌خورد و گاهی انگشت چهارم را به کمک می‌گرفت. با دو انگشت نمی‌خورد و می‌فرمود: «این نوع خوردن، شیطانی است.» غذای داغ نمی‌خورد و می‌فرمود: «بی‌برکت است و آفریدگار آتش به ما نمی‌تاباند؛ پس بگذارید سرد شود.»، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها فوت نمی‌کرد.
[۱۲] سیوطی، جلال‌الدین، الجامع الصغیر، ج۵، ص۳۶۵، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ق.
افراد را از نگاه کردن به لقمه دیگران بر سر سفره باز می‌داشت. شب‌ها پس از نماز عشاء، شام میل می‌کرد و می‌فرمود: «شام خوردن را ترک نکنید؛ زیرا ترک آن، ‌ باعث خرابی بدن می‌شود.»
[۱۳] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۰، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
وی می‌فرمود: «ما گروهی هستیم که تا گرسنه نشویم نمی‌خوریم و هنگامی که کامل می‌خوریم، سیر نمی‌شویم؛ بلکه چند لقمه پیش از سیر شدن کامل، از خوردن دست می‌کشیم که برای تندرستی مفید است.» دعوت از خویشان، نیکان و بینوایان را تشویق می‌فرمود. پیش از خوردن، دستش را می‌شست یا وضو می‌گرفت و می‌فرمود: «خجستگی و برکت غذا در وضوی پیش و پس از خوردن شماست.»

۲ - قناعت و سادگی پیامبر در خوردن غذا



امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود: «چیزی برای رسول خدا، محبوب‌تر از این نبود که همیشه گرسنه و ترسان از خدای متعال باشد.»
[۱۵] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۱۴، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
عیسی بن قاسم می‌گوید که به امام صادق (علیه‌السّلام) عرضه داشتم، از پدرتان، چنین روایت شده است: «هیچ‌گاه پیامبر از نان گندم، سیر نشد. آیا این مطلب درست است؟» فرمود: «خیر؛ چرا که ایشان هرگز نان گندم نخورد و از نان جو هم شکم سیری نخورد....»
[۱۶] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۱۴، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.

عایشه گوید: «شکم پیغمبر، هرگز سیر نشد.» منظور عایشه، «آکندن شکم از غذاست». آن حضرت، همچون‌ مردمان عادی نبود که بر سر سفره‌های رنگین می‌نشینند و معده را از غذا پر می‌کنند. این حالت، بدن را می‌فرساید، بی‌حالی، خواب‌آلودگی و تنبلی می‌آورد و حال نیایش را از آدمی می‌رباید.
[۱۷] قسطلانی، احمدبن حنبل، المواهب اللدنیه، ج۲، ص۱۱۸، بیروت، نشر دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۶م.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) برای دوری از گردن‌فرازی، روی زمین می‌نشست و غذا می‌خورد. هنگام خوردن بر چیزی تکیه نمی‌زد و می‌فرمود: «تکیه‌داده، غذا نمی‌خورم.» اگر به هر دلیلی نمی‌خواست غذایی را بخورد، از آن عیبجویی نمی‌کرد
[۱۸] صدوق، ابوجعفر محمد، ثواب الاعمال، ص۷۹، تهران، نشر کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۹۶ق.
[۱۹] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۴، ص۹۰، قم، نشر انصاریان، ۱۳۸۲ش.
و هرگاه خود غذایی نمی‌خورد، دیگری را از آن منع نمی‌کرد. ظرف غذا را تمیز می‌ساخت و می‌فرمود: «ته‌مانده غذا پر برکت‌ترین قسمت آن است.
[۲۰] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۹-۲۳۰، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
تا آنجا که ممکن بود، تنها غذا نمی‌خورد و می‌فرمود: «برای خوردن، دور هم جمع شوید که خجستگی و برکت در این کار است.»
[۲۱] صدوق، ابوجعفر محمد، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۸۱، مشهد، آستان قدس رضوی.
[۲۲] بحرانی،‌هاشم، حلیه الابرار، ج۱، ص۲۸۶، قم، نشر المطبعه العلمیه، ۱۳۵۶ش.
اگر با دیگران غذا می‌خورد، اول از همه شروع می‌کرد و برای اینکه دیگران خجالت نکشند، آخرین کسی بود که از خوردن دست می‌کشید.
[۲۳] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۰، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.

وی می‌فرمود: «دل‌هایتان را با زیاد خوردن و زیاد نوشیدن نَمیرانید. دل‌ها همانند کشتزاراند که هرگاه آبشان بسیار شود، می‌میرند.
[۲۵] غزالی، ابوحامد، مشکاه الانوار، ص۱۶۲، قاهره، انتشارات دارالقومیه، ۱۹۶۴م.
محبوب‌ترین غذا برایش غذایی بود که افراد بسیاری برای خوردن آن بر سر سفره بنشینند.
[۲۶] طبری، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الامامه، ص۱۱، قم، نشر بنیاد بعثت، ۱۴۱۳ق.
از آنچه برابرش بود، می‌خورد. اگر جایی مهمان بود، برای صاحب غذا دعا و دیگران را به این کار تشویق می‌کرد تا سنت سپاسگزاری از دیگران در اجتماع رونق گیرد.»
[۲۷] سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابی‌داوود، ج۲، ص۲۱۸، ری، نشر دارالسلام، ۲۰۰۰م.

مردی یهودی از اهالی شام پرسید: «مردم فکر می‌کنند که عیسی، مرد زاهدی بود»، امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) در جواب فرمود: «همین‌گونه است و محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) زاهدترین پیامبران بود؛ چرا که علاوه بر داشتن کنیزها، سیزده زن نیز داشت و با این همه، هیچ‌گاه نشد که سفره‌ای جمع شود و غذایی در آن مانده باشد. هرگز نان گندم نخورد و از نان جو نیز[حتی] سه شبانه روز، سیر نخورد.»
وی در حدیثی دیگر فرمود: «از پیغمبرِ پاک و پاکیزه‌ات، پیروی کن که لاغرترین اهل دنیا؛ و از لحاظ خوردن، گرسنه‌ترین آنها بود، و گرسنه از دنیا رفت و به سلامت وارد آن دنیا شد.»
[۲۸] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۱۵، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
آن بزرگوار، هنگام غذا خوردن، پاهای خود را جمع می‌کرد و مانند نمازگزار می‌نشست؛ مگر آنکه یکی از زانوها و قدم‌ها را روی زانو و قدم دیگر می‌گذاشت و می‌فرمود: «من بنده‌ام و مانند بندگان غذا می‌خورم و می‌نشینم.»
[۲۹] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۱۷، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.


۳ - غذاهای مورد علاقه پیامبر



خاتم انبیا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) درباره نان چنین دعا می‌کرد: «خداوندا! به نان ما برکت ده! بین ما و آن جدایی میفکن! اگر نان نباشد، نمی‌توانیم نماز بخوانیم و روزه بگیریم و واجبات الهی را انجام دهیم.»
[۳۰] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۵، ص۷۳، قم، نشر انصاریان، ۱۳۸۲ش.
[۳۱] برقی، احمد ‌بن محمد، المحاسن، ج۲، ص۵۸۶، بیروت، نشر دار صادر، ۱۳۹۰ق.
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نان و روغن می‌خورد؛ و از گوشت گوسفند، سردست و کتف را دوست ‌داشت.
[۳۲] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۶، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.

حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هفت قسمت از گوسفند را نمی‌خورد: نرینه، بیضه‌ها، بولدان (مثانه)، کیسه صفرا، غده‌ها، فرج و خون.
روزی «عثمان بن عفان» فالوده‌ای برای پیامبر آورد. حضرت از آن خورد و پرسید: «این چیست؟» عثمان گفت: «پدر و مادرم فدایت باد! عسل و روغن را در دیزی سنگی می‌ریزیم و روی آتش می‌گذاریم و آن را می‌جوشانیم؛ بعد گندم آسیاب‌شده را با آن مخلوط می‌کنیم تا بپزد. سپس همین غذایی می‌شود که می‌بینید.» حضرت فرمود: «این غذایی پاکیزه است.» عسل را یکی از دو شفایی می‌دانست که خداوند، آفریده است و می‌فرمود: «دارویی برتر از خوردن عسل نیست.»
نان جو سبوسدار میل می‌کرد
[۳۳] بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج۶، ص۲۰۴، بیروت، انتشارات دارالفکر، ۱۴۲۵ق.
و غذایش بیشتر، آب و خرما بود. گوشت را بیشتر از هر غذایی دوست می‌داشت و می‌فرمود: «گوشت، بر قوه شنوایی می‌افزاید و سَرور غذاهای این جهان و آن جهان است و اگر از خدایم بخواهم هر روز مرا از آن بهره‌مند کند، انجام خواهد داد.» گوشت را همواره با ترید و کدو حلوایی می‌خورد و به عایشه می‌فرمود: «ای عایشه! هرگاه دیگ را بار می‌گذارید، کدو در آن بسیار بریزید که دل غمگین را شاد می‌کند.»
[۳۴] قمی، عباس، فیض القدیر، ج۵، ص۲۶۳، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش.
خرما و شیر را همواره ستایش می‌کرد و آنها را دو خوردنی پاکیزه می‌نامید.
[۳۶] نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۴، ص۱۰۶، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.
غذایی را که سیر داشت نمی‌خورد و آن را به دیگران می‌داد تا بخورند؛ زیرا دیگران به‌اندازه او با مسلمانان و غیرمسلمانان سر و کار نداشتند و بوی سیر آنان، چندان مردم را نمی‌آزرد.
[۳۷] ابن‌حنبل، احمد، احادیث المهدی من مسند احمد‌بن حنبل، ج۵، ص۹۵، قم، انتشارات نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق.
به سرکه علاقه داشت، کشمش خیسانده در آب را می‌خورد و آب کشمش را پیش از تبدیل آن به شراب می‌نوشید.
[۳۸] نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۶، ص۱۰۲، ری، نشر دارالسلام، ۲۰۰۰م.


۴ - میوه‌های مورد علاقه پیامبر



امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود: «چون میوه‌ای تازه برای رسول خدا می‌بردند، آن را می‌بویید و بر چشم می‌نهاد و می‌فرمود: «خداوندا! چنان‌که در ابتدا، میوه را در حال سلامتی و عافیت به ما دادی، تا آخر آن را در عافیت و سلامت نگاه‌دار.»
[۳۹] نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۳، ص۹۲، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.
هرگاه که پیامبر، انار میل می‌فرمود، کسی را در خوردن آن شریک نمی‌کرد.
[۴۰] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۱۹، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
وی خیار را با نمک و خرما میل می‌کرد و محبوب‌ترین میوه‌ها برایش، میوه‌های آبدار مانند خربزه و انگور بود. خربزه را با نان و شکر و بسیاری اوقات با خرما می‌خورد و می‌فرمود: «میوه‌های نوبر بخورید و بهترین آنها انار و ترنج است. بوی پیامبران و دخترم فاطمه، بوی خوش گلابی است.
[۴۲] نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۱، ص۴۳۴، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.
گلابی بخورید که بر حافظه می‌افزاید و‌ اندوه دل می‌برد و فرزند را زیبا می‌کند.»
[۴۳] طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ج۱، ص۷۵، قم، جامعة المدرسین، ۱۴۱۴ق.

به کدوی تنبل و خرما را دوست داشت و در میان سبزی‌ها به کاسنی، ریحان و سبزی‌های نرم علاقه داشت.

۵ - پیامبر و آداب آشامیدن



خاتم انبیا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هنگام آشامیدن، «بسم‌الله» می‌گفت و یکی دو جرعه می‌نوشید و بعد از‌ اندکی درنگ، خدا را ستایش می‌کرد. بار دیگر با گفتن «بسم‌الله» شروع می‌کرد. این کار را سه بار تکرار می‌فرمود و در پایان نیز «الحمدلله» می‌گفت. آب را می‌مکید و نمی‌بلعید. هنگام آشامیدن، نفس نمی‌کشید و اگر می‌خواست نفس بکشد، ظرف آب را از دهانش دور نگه می‌داشت.
[۴۴] طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ج۱، ص۶۱، قم، جامعة المدرسین، ۱۴۱۴ق.

امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) فرمود: «هرگاه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در آبی دعا می‌خواند، ظرف را به نزدیک دهان می‌برد و تا آنجا که خدا می‌خواست دعا می‌کرد؛ بدون اینکه در آن، آب دهانی بیندازد.»
[۴۵] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۳، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
ایشان با کف دست، آب می‌نوشید و هنگامی که آب در کف دستش بود، می‌فرمود: «ظرفی پاکیزه‌تر از دست نیست.»
[۴۶] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۳۱، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
بهترین آشامیدنی برایش آب شیرین بود و همواره می‌فرمود: «عالی‌ترین نوشیدنی‌ها در دنیا و آخرت، آب است.»
[۴۷] نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۳، ص۱۳۰، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.

در کاسه‌های چوبی، چرمی و سفالی می‌نوشید و خوشش می‌آمد که در پیاله شامی (پیاله‌ای شیشه‌ای که از شام می‌آوردند و آب را خنک نگه می‌داشت) بیاشامد و می‌فرمود: «این، پاکیزه‌ترین ظرف شماست.»
[۴۸] طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۵، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.

در حدیثی فرمود: «خربزه را گاز بزنید؛ تکه تکه نکنید.خربزه میوه‌ای خجسته، پاکیزه‌گر دهان، تقویت‌کننده قلب، سفید‌کننده دندان و خشنود کننده خداوند است. بوی خوشش از عنبر و آبش از کوثر و گوشتش از بهشت و لذتش از مینوست و خوردن آن عبادت به شمار می‌آید.»

۶ - عناوین مرتبط



خوردن و آشامیدن در قرآن؛ خوردن؛ اطعام.

۷ - پانویس


 
۱. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۳۵۴.    
۲. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۱۶۶، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۳. ↑ نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۳، ص۹۲، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.
۴. ↑ تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۱۷، تحقیق آصف‌ بن ‌علی اصغر فیضی، بیروت، نشر دارالمعارف، ۱۳۸۳ق.
۵. ↑ تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۲۰، تحقیق آصف‌ بن ‌علی اصغر فیضی، بیروت، نشر دارالمعارف، ۱۳۸۳ق.
۶. ↑ برقی، احمد ‌بن محمد، المحاسن، ص۳۴۰، بیروت، نشر دار صادر، ۱۳۹۰ق.
۷. ↑ برقی، احمد ‌بن محمد، المحاسن، ص۴۵۹، بیروت، نشر دار صادر، ۱۳۹۰ق.
۸. ↑ کلینی، فروع کافی، ج۶، ص۲۸۵، تحقیق علی‌اکبر غفاری، بیروت، دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا.
۹. ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۴۵، بیروت، انتشارات دار احیاء.    
۱۰. ↑ نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۹، ص۷، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.
۱۱. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۱۸۱، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۱۲. ↑ سیوطی، جلال‌الدین، الجامع الصغیر، ج۵، ص۳۶۵، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ق.
۱۳. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۰، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۱۴. ↑ برقی، احمد ‌بن محمد، المحاسن، ج۲، ص۴۲۵، بیروت، نشر دار صادر، ۱۳۹۰ق.    
۱۵. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۱۴، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۱۶. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۱۴، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۱۷. ↑ قسطلانی، احمدبن حنبل، المواهب اللدنیه، ج۲، ص۱۱۸، بیروت، نشر دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۶م.
۱۸. ↑ صدوق، ابوجعفر محمد، ثواب الاعمال، ص۷۹، تهران، نشر کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۹۶ق.
۱۹. ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۴، ص۹۰، قم، نشر انصاریان، ۱۳۸۲ش.
۲۰. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۹-۲۳۰، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۲۱. ↑ صدوق، ابوجعفر محمد، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۸۱، مشهد، آستان قدس رضوی.
۲۲. ↑ بحرانی،‌هاشم، حلیه الابرار، ج۱، ص۲۸۶، قم، نشر المطبعه العلمیه، ۱۳۵۶ش.
۲۳. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۰، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۲۴. ↑ فتال نیشابوری، محمد، روضه الواعظین، ص۴۵۷، مصحح غلام‌حسین مجیدی، قم، انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۱ش.    
۲۵. ↑ غزالی، ابوحامد، مشکاه الانوار، ص۱۶۲، قاهره، انتشارات دارالقومیه، ۱۹۶۴م.
۲۶. ↑ طبری، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الامامه، ص۱۱، قم، نشر بنیاد بعثت، ۱۴۱۳ق.
۲۷. ↑ سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابی‌داوود، ج۲، ص۲۱۸، ری، نشر دارالسلام، ۲۰۰۰م.
۲۸. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۱۵، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۲۹. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۱۷، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۳۰. ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۵، ص۷۳، قم، نشر انصاریان، ۱۳۸۲ش.
۳۱. ↑ برقی، احمد ‌بن محمد، المحاسن، ج۲، ص۵۸۶، بیروت، نشر دار صادر، ۱۳۹۰ق.
۳۲. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۶، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۳۳. ↑ بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج۶، ص۲۰۴، بیروت، انتشارات دارالفکر، ۱۴۲۵ق.
۳۴. ↑ قمی، عباس، فیض القدیر، ج۵، ص۲۶۳، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش.
۳۵. ↑ متقی هندی، علاءالدین علی بن حسام، کنز العمال، ج۷، ص۱۰۹، حیدرآباد، بی‌نا، بی‌تا.    
۳۶. ↑ نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۴، ص۱۰۶، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.
۳۷. ↑ ابن‌حنبل، احمد، احادیث المهدی من مسند احمد‌بن حنبل، ج۵، ص۹۵، قم، انتشارات نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق.
۳۸. ↑ نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۶، ص۱۰۲، ری، نشر دارالسلام، ۲۰۰۰م.
۳۹. ↑ نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۳، ص۹۲، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.
۴۰. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۱۹، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۴۱. ↑ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل‌ابی‌طالب، ج۱، ص۱۲۷، بیروت، نشر دارالاضواء، ۱۴۱۲ق.    
۴۲. ↑ نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۱، ص۴۳۴، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.
۴۳. ↑ طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ج۱، ص۷۵، قم، جامعة المدرسین، ۱۴۱۴ق.
۴۴. ↑ طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ج۱، ص۶۱، قم، جامعة المدرسین، ۱۴۱۴ق.
۴۵. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۳، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۴۶. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۳۱، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۴۷. ↑ نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل، ج۳، ص۱۳۰، قم، نشر مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۱۵ق.
۴۸. ↑ طباطبایی، محمد‌حسین، سنن النبی، ص۲۲۵، ترجمه لطیف راشدی، قم، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۵ش.
۴۹. ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۶۲، ص۲۹۶، بیروت، انتشارات دار احیاء.    


۸ - منبع



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «خوردن و آشامیدن»، تاریخ بازیابی ۹۵/۶/۰۸.    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.