زمان تقریبی مطالعه: 14 دقیقه
 

تحمید





گفتن «الحَمدُ لِلّه» یا «الحَمدُ لِلـّهِ رَبِّ العالَمین» را تحمید می‌گویند که از آن به مناسبت در باب‌های طهارت، صلات و اطعمه و اشربه سخن رفته است.


۱ - معنای تحمید



تحمید، گفتن یا نوشتن «الحمدللّه » یا «الحمدللّه رب العالمین». مصدرِ منحوتِ (تراشیده شده) آن حَمدَله است، نظیر بَسمَله و حولقه.

۲ - ترکیب نحوی



بیشتر نحویان و مفسران کلمه «الحمد» را در جمله «الحمدللّه » مبتدا و مرفوع، و «ال» را در الحمد به معنای جنس می دانند که دلالت بر استغراق دارد و بیان می کند که حمد به خدا اختصاص دارد. بعضی «الحمد» را منصوب دانسته‌اند و جمله‌ای مثل «اَحْمدُاللّهَ» یا شبیه آن را قبل از «الحمد» در تقدیر گرفته‌اند.
[۱] سیبویه، کتاب سیبویه، ج۱، ص۳۲۹.
[۲] فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱، ص۲۲۰.
[۳] ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۱، ص۱۸.
[۴] الکشاف، ج۱، ص۹ـ۱۰.
[۵] الجامع لاحکام القرآن، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶.
در برخی تفاسیر عرفانی آمده که تمامی اقسام حمد، چه از حیث وصفی و چه تکوینی، بازگشت به حمد حق تعالی دارد و در واقع حمد خداوند است.
[۶] قشیری، لطائف الاشارات، ج۱، ص۴۵.
[۷] تفسیر سوره حمد، ص۱۱۱ـ۱۱۲.


۳ - تحمید در قرآن



گفتن «الحمدللّه» در چندین آیه قرآن کریم توصیه شده است.
گذشته از این، «الحمدللّه» در پنج سوره حمد و انعام و کهف و سبأ و فاطر عبارت آغازین سوره، پس از بسمله، است؛ ازینرو این سوره ها را سُوَر حمد نامیده‌اند.
[۱۳] تاریخ قرآن، ص۵۹۷.


۴ - احکام تحمید



تحمید یا واجب است یا مستحب.

۴.۱ - تحمید واجب


تحمید به عنوان جزئی از تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز بنابر قول به وجوب آنو در دو خطبه نماز جمعه
[۱۶] ابواسحاق شیرازی، المهذب فی فقه الامام الشافعی، ج۱، ص۱۱۸.
[۱۷] صحیح مسلم، ج۱، ص۵۹۳.
و نیز در نماز خوف در صورت عدم امکان رکوع و سجود حتّی با اشاره که نوبت به گفتن تسبیحات اربعه به جای هر رکعت می‌رسد، واجب است.

۴.۲ - تحمید مستحب


تحمید در همه حالات بویژه در موارد زیر مستحب است:
بعد از فراغ از وضو؛هنگام نگاه کردن در آینهبعد از عطسه برای عطسه کننده و نیز شنونده عطسه؛برای مأموم بعد از فراغ امام از حمد؛ ؛ برای نمازگزار بعد از گفتن{سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ }؛در آغاز تشهد و نیز دو یا سه بار گفتن آن بعد از فراغ از تشهّد اوّل؛صد بار برای امام در نماز استسقاء پس از قرار گرفتن بر منبر بعد از تکبیر، تسبیح و تهلیلهنگام ورود به مسجدو وقوف در عرفات و مشعر و در اثنای غذا خوردن و پایان آن. بسیار حمد کردن خداوند هنگام روآوردن و آشکار شدن نعمت‌های الهی بر انسان، مستحب استو نیز از مستحبّات مؤکّد بعد از نماز، تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام است که از ارکان آن ۳۳ بار تحمید است
[۳۶] المحاسن، ج۱، ص۱۰۶.
که بنابر مشهور بعد از ۳۴ بار تکبیر گفته می‌شود.
[۳۸] سنن ابی داود، ج۱،ص ۴۹۱.
[۳۹] سنن ابی داود، ج۵، ص۲۹۰.
[۴۰] صحیح مسلم، ج۳، ص۲۰۹۵.
[۴۱] سنن الترمذی، ج۵، ص۵۰۸.
[۴۲] الاذکار المنتخبة من کلام سیّد الابرار صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم، ص۴۲.
[۴۳] الاذکار المنتخبة من کلام سیّد الابرار صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم، ص۱۰۴.


۵ - جایگاه ذکر تحمید



تحمید از اذکاری است که مسلمانان آن را مدام بر زبان جاری می کنند، زیرا بنا بر احادیث، گفتنِ الحمدللّه بجا آوردن شکر نعمتهای بزرگ و کوچک خداوند است. همچنین برطبق روایتی از امام صادق علیه‌السلام، پیامبر اکرم هر روز ۳۶۰ مرتبه این تحمید را تکرار می کرد: «الحمدللّه رب العالمین کثیراً علی کل حال» احادیث متعدد و مشابهی از پیامبر اکرم و امامان شیعه علیهم السلام نقل شده است با این مضمون که هیچ چیز نزد خدا دوست داشتنی تر از گفتن «الحمدللّه» نیست و بدان جهت خداوند خود را با این کلمه ستوده است.
[۴۹] ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۶۴.

امام‌ خمینی مقام تحمید را مقام توحید افعالی و مقام بازگشت همه ستایش‌ها و ثناها به‌ حق‌تعالی و نفی آن از غیرحق می‌داند؛ ازاین‌جهت در عالم وجود غیر از جمیل مطلق، هیچ جمیل و فاعل جمیلی نیست تا به جمال یا فعلش ستوده شود. امام‌ خمینی مقام تحمید را پس‌ از مقام ذکر و پیش‌ از مقام تعظیم می‌داند زیرا پس‌ از اینکه نمازگزار همه موجودات را اسمای الهی و ظل آنها دید، نوبت به تحمید می‌رسد و اعتراف می‌کند که همه محامد مختص ذات خداوند است و دیگر موجودات در آن شریک نیستند؛ زیرا کمالی از خود ندارند تا ثنا شوند. پس‌ از این مرحله نمازگزار به افق وحدت نزدیک می‌شود و صورت رحمت رحمانیه و رحیمیه بر قلب او تجلی می‌کند و هیبتی از این تجلی حاصل می‌شود که سبب عظمت حق در قلب اوست. امام‌ خمینی در بیان رابطه تحمید با تسبیح، معتقد است تسبیح تنزیه و تحمید نوعی تشبیه است؛ زیرا تحمید مفید ظهور در آیینه خلق است اما تسبیح تنزیه از توصیف و تعریف است. به اعتقاد امام‌ خمینی چون تحمید متضمن توحید فعلی است و در آن نشانی از تنقیص و تشبیه است، بنده سالک پیش از ورود به تحمید باید به قلمرو تسبیح و تنزیه وارد شود و به باطن قلب خود بفهماند که حق‌تعالی منزه از تعینات خلقی و کثرات است تا ورود او به تحمید از شائبه کثرت منزه شود. امام‌ خمینی برای حمد مراتبی قائل است و برترین مرتبه حمد، حمد ذات حق‌تعالی به زبان ذات است و این به ‌جهت علم ذاتی حق‌تعالی به کمالات و جمال جمیل خود است و این حمد ثنای حقیقی و متفرع بر غایت معرفت است. از دیگر مراتب حمد، حمد به لسان احدیت غیبی در مرتبه‌ احدیت سپس حمد به لسان اسمای تفصیلی و بعد حمد به لسان اعیان ثابته که صورت اسمای الهی‌اند اما حمد در مراتب ظهور، اولین مرتبه‌ آن حمد به زبان مشیت است که تا آخرین مراتب وجود ادامه دارد.
[۵۸] خمینی، روح الله، دانشنامه امام خمینی، ج، ص، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰.


۶ - اولین تحمید گو



به گفته فخررازی، اولین کلمه‌ای که آدم علیه‌السلام بر زبان جاری کرد تحمید بود.
[۵۹] فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱، ص۲۲۵.
و برخی گفته‌اند که آدم علیه‌السلام اولین کسی بود که الحمدللّه گفت.
[۶۰] الاعلاق النفیسة، ص۲۰۰.
[۶۱] فؤاد صالح السیّد، معجم الاوائل فی تاریخ العرب والمسلمین، ص۲۷۳.
بنا بر آیه دهم سوره یونس، واپسین درخواست اهل بهشت نیز تحمید است. غزالی
[۶۲] غزالی، احیاء علوم الدین، ج۱، ص۳۹۶ـ ۳۹۷.
روایتی از پیامبر آورده است که بر ارزش و آثار تحمید تأکید بسیار دارد.

۷ - مکان‌های تحمید



گفتن الحمدللّه را در برخی موارد، از جمله در مکانهای ناپاک، ناپسند دانسته‌اند و در مدح معصیت نیز آن را حرام شمرده‌اند.
[۶۳] الموسوعة الفقهیّة، ج۱۰، ص۲۶۶.
[۶۴] الموسوعة الفقهیّة، ج۱۰، ص۲۷۶.
سرّیِ سقَطی صوفی، به سبب آنکه پس از شنیدن خبر سوختن بازار بغداد و در امان ماندن دکان خویش الحمدللّه گفت، سالها استغفار می کرد؛ بر این اساس، برخی تحمید را در جایی که به جمعی مصیبت رسد و فرد از آن مصیبت در امان مانده باشد ناپسند دانسته‌اند.
[۶۵] عطار، تذکرة الاولیاء، ص۳۳۷.
[۶۶] فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱، ص۲۲۴ـ ۲۲۵.


۸ - تحمید گفتن در شروع هر امری



بنا بر روایتی از پیامبر اکرم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم هر امر مهمی که با تحمید آغاز نشود، نافرجام و نامیمون است.
[۶۷] الاذکار المنتخبة من کلام سیّد الابرار صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم، ص۱۰۳.
[۶۸] سنن ابی داود، ج۵، ص۱۷۲.
بر این اساس، کتاب‌ها و نامه‌ها و خطبه‌ها و خطابه‌ها را با تحمید آغاز می‌کرده‌اند
[۶۹] ستوده و نجف زاده بارفروش، تحمیدیه در ادب فارسی، ج۱.
خطبه معروف ابن زیاد را در بصره به سبب نداشتن تحمید، «خطبه بَتراء» (به معنای خطبه ناقص) خوانده‌اند
[۷۰] البیان و التبیین، ج۲، ص۴۷.
گاهی تحمید در ابتدای کتاب‌ها و رساله‌های فارسی به صورت ترجمه آمده است.
[۷۱] رساله منطق دانشنامه علائی، ص۱.
[۷۲] نجم رازی، مرصاد العباد، ص۱.
به عقیده محمد بن عبدالخالق میهنی،
[۷۳] دستور دبیری، ص۲۳.
رسم نوشتن تحمید در انتهای نامه بجای ابتدای آن را عبدالحمید کاتب (متوفی ۱۳۲) در روزگار امویان بنا نهاد.

۹ - آثار در باره تحمید



در رسائل البلغاء (تصحیح محمد کردعلی، قاهره ۱۳۲۶/ ۱۹۰۸)، چندین رساله و منشآت ادبی درباره تحمید از ابن مقفع و عبدالحمید کاتب آمده است.

۱۰ - کتابنامه



• قرآن.
• ابن رُسته اصفهانی، الاعلاق النفیسة.
• ابن سینا، رساله منطق دانشنامه علائی، چاپ محمدمعین و محمد مشکوة، تهران ۱۳۳۱ش.
• ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.
• حسین بن علی ابوالفتح رازی، روض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ـ۱۳۷۶ش.
• محمدبن یوسف ابوحیّان، تفسیر البحر المحیط، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
• سلیمان بن اشعث ابوداود، سنن ابی داود، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
• احمد بن محمد برقی، المحاسن، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۳.
• محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
• عمربن بحر جاحظ، البیان و التبیین، چاپ حسن سندوبی، قاهره ۱۳۵۱/ ۱۹۳۲؛
• حرّ عاملی، وسائل الشیعة.
• روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، تفسیر سوره حمد، تهران ۱۳۷۶ش.
• محمود رامیار، تاریخ قرآن، تهران ۱۳۶۲ش.
• زمخشری، تفسیر الکشاف.
• غلامرضا ستوده و محمدباقر نجف زاده بارفروش، تحمیدیه در ادب فارسی، ج ۱، تهران ۱۳۶۵ش.
• عمرو بن عثمان سیبویه، کتاب سیبویه، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ( ۱۳۸۵/۱۹۶۶ )، چاپ افست بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱.
• محمد بن ابراهیم عطار، تذکرة الاولیاء، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۴۶ش.
• محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
• محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، قاهره، چاپ افست تهران.
• فؤاد صالح السیّد، معجم الاوائل فی تاریخ العرب والمسلمین، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛
• محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، دارالفکر.
• عبدالکریم بن هوازن قشیری، لطائف الاشارات، چاپ ابراهیم بسیونی، قاهره ۱۹۸۱ـ۱۹۸۳.
• محمد بن یعقوب کلینی، الاصول من الکافی، چاپ محمد جواد فقیه، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
• مجلسی، بحار الانوار.
• مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
• احمد بن محمد مقدّس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، چاپ مجتبی عراقی، علی پناه اشتهاردی، و حسین یزدی اصفهانی، ج ۲، قم ۱۳۶۲ ش.
• الموسوعة الفقهیّة، ج ۱۰، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
• محمد بن عبدالخالق میهنی، دستور دبیری، چاپ عدنان صادق ارزی، آنکارا ۱۹۶۲.
• محمد حسن بن باقر نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام،، ج ۱۰، چاپ عباس قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
• عبدالله بن محمد نجم رازی، مرصاد العباد، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ۱۳۵۲ش.
• یحیی بن شرف نووی، الاذکار المنتخبة من کلام سید الابرار صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، قاهره ۱۳۷۵/ ۱۹۵۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
• EI ۲، s.v. "H ¤amdala" (by D. B. Macdonald).

۱۱ - پانویس


 
۱. ↑ سیبویه، کتاب سیبویه، ج۱، ص۳۲۹.
۲. ↑ فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱، ص۲۲۰.
۳. ↑ ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۱، ص۱۸.
۴. ↑ الکشاف، ج۱، ص۹ـ۱۰.
۵. ↑ الجامع لاحکام القرآن، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶.
۶. ↑ قشیری، لطائف الاشارات، ج۱، ص۴۵.
۷. ↑ تفسیر سوره حمد، ص۱۱۱ـ۱۱۲.
۸. ↑ مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۸.    
۹. ↑ نمل/سوره۲۷، آیه۵۹.    
۱۰. ↑ نمل/سوره۲۷، آیه۹۳.    
۱۱. ↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه.۶۳    
۱۲. ↑ لقمان/سوره۳۱، آیه۲۵.    
۱۳. ↑ تاریخ قرآن، ص۵۹۷.
۱۴. ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۱۰، ص۳۸.    
۱۵. ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام،، ج۱۱، ص۲۰۷.    
۱۶. ↑ ابواسحاق شیرازی، المهذب فی فقه الامام الشافعی، ج۱، ص۱۱۸.
۱۷. ↑ صحیح مسلم، ج۱، ص۵۹۳.
۱۸. ↑ وسائل الشیعه، ج۷، ص۳۴۲.    
۱۹. ↑ المقنع، ج۱، ص۱۳۰.    
۲۰. ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲، ص۳۳۹.    
۲۱. ↑ وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۷۳.    
۲۲. ↑ العروة الوثقی، ج۳، ص۲۷.    
۲۳. ↑ العروة الوثقی، ج۲، ص۵۳۲.    
۲۴. ↑ مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، ج۲، ص۲۳۴.    
۲۵. ↑ وسائل الشیعه، ج۶، ص۶۷.    
۲۶. ↑ العروة الوثقی، ج۲، ص۵۵۳.    
۲۷. ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۱۰،ص۱۱۴.    
۲۸. ↑ العروة الوثقی، ج۲، ص۵۹۱.    
۲۹. ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۱۰، ص۲۷۳.    
۳۰. ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۱۰، ص۲۷۷.    
۳۱. ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۱۲، ص۱۴۶.    
۳۲. ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۱۴، ص۸۱.    
۳۳. ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۶، ص۴۵۲.    
۳۴. ↑ وسائل الشیعة، ج۷، ص۱۷۴.    
۳۵. ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۱۰، ص۳۹۶۴۰۱.    
۳۶. ↑ المحاسن، ج۱، ص۱۰۶.
۳۷. ↑ الحدائق الناضرة، ج۸، ص۵۱۹.    
۳۸. ↑ سنن ابی داود، ج۱،ص ۴۹۱.
۳۹. ↑ سنن ابی داود، ج۵، ص۲۹۰.
۴۰. ↑ صحیح مسلم، ج۳، ص۲۰۹۵.
۴۱. ↑ سنن الترمذی، ج۵، ص۵۰۸.
۴۲. ↑ الاذکار المنتخبة من کلام سیّد الابرار صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم، ص۴۲.
۴۳. ↑ الاذکار المنتخبة من کلام سیّد الابرار صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم، ص۱۰۴.
۴۴. ↑ بحار الانوار، ج۷۱، ص۲۲۲.    
۴۵. ↑ بحار الانوار، ج۷۳، ص۵۵.    
۴۶. ↑ بحار الانوار، ج۸۱، ص۳۰۹.    
۴۷. ↑ الاصول من الکافی، ج۲، ص۹۵.    
۴۸. ↑ الاصول من الکافی، ج۲، ص۵۰۳.    
۴۹. ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۶۴.
۵۰. ↑ الاصول من الکافی، ج۲، ص۵۰۳.    
۵۱. ↑ خمینی، روح الله، مصباح الهدایه، ص۷۹، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۶.    
۵۲. ↑ خمینی، روح الله، آداب الصلاة، ص۲۱۷-۲۱۸، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸.    
۵۳. ↑ خمینی، روح الله، آداب الصلاة، ص۳۵۲، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸.    
۵۴. ↑ خمینی، روح الله، آداب الصلاة، ص۳۷۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸.    
۵۵. ↑ خمینی، روح الله، آداب الصلاة، ص۲۵۵، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸.    
۵۶. ↑ خمینی، روح الله، تعلیقات علی شرح الفصوص الحکم و مصباح الانس، ص۲۱۰، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۱۰ قمری.    
۵۷. ↑ خمینی، روح الله، آداب الصلاة، ص۲۵۵، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸.    
۵۸. ↑ خمینی، روح الله، دانشنامه امام خمینی، ج، ص، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰.
۵۹. ↑ فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱، ص۲۲۵.
۶۰. ↑ الاعلاق النفیسة، ص۲۰۰.
۶۱. ↑ فؤاد صالح السیّد، معجم الاوائل فی تاریخ العرب والمسلمین، ص۲۷۳.
۶۲. ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ج۱، ص۳۹۶ـ ۳۹۷.
۶۳. ↑ الموسوعة الفقهیّة، ج۱۰، ص۲۶۶.
۶۴. ↑ الموسوعة الفقهیّة، ج۱۰، ص۲۷۶.
۶۵. ↑ عطار، تذکرة الاولیاء، ص۳۳۷.
۶۶. ↑ فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۱، ص۲۲۴ـ ۲۲۵.
۶۷. ↑ الاذکار المنتخبة من کلام سیّد الابرار صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم، ص۱۰۳.
۶۸. ↑ سنن ابی داود، ج۵، ص۱۷۲.
۶۹. ↑ ستوده و نجف زاده بارفروش، تحمیدیه در ادب فارسی، ج۱.
۷۰. ↑ البیان و التبیین، ج۲، ص۴۷.
۷۱. ↑ رساله منطق دانشنامه علائی، ص۱.
۷۲. ↑ نجم رازی، مرصاد العباد، ص۱.
۷۳. ↑ دستور دبیری، ص۲۳.


۱۲ - منبع



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام ج۲، ص۳۸۳.    
• دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، مقاله «تحمید»، شماره ۳۳۴۸.    
• دانشنامه امام خمینی، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰ شمسی.






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.