احد

اَحَد از نام‌های خدا به معنای یگانه و یکتا است که اشاره به بسیط بودن خداوند و نفی هرگونه ترکیبی از او دارد. واژه احد بارها در قرآن استفاده شده؛ ولی تنها یک بار در اولین آیه سوره توحید در وصف خداوند بکار رفته است.
احد با واژه واحد اگرچه از لحاظ لغوی مترادف هستند ولی برخی میان آن دو تفاوت‌های ذکر کرده‌اند. احد به عنوان یکی از اسما الهی تفاسیر متعددی در آثار عرفا و مفسران پیدا کرده است.

مفهوم‌شناسی

احد از نام‌های خداوند به معنای یگانه، یکتا و بی‌همتا است که به صورت وصفی و اسمی فقط در وصف خداوند بکار رفته و ناظر به این معنا است که خداوند همیشه یگانه است و کسی مانند و نظیر او نخواهد بود. از نظر فلاسفه و متکلمان احد هرگونه ترکیبی را از ذات خداوند نفی کرده و اشاره به بسیط بودن او است.
واژه احد ۷۴ بار در قرآن استفاده شده که فقط یک بار به صورت وصفی و اسمی در آیه اول سوره توحید درباره خداوند بکار رفته است.

تفاوت با واحد

احد و واحد اگرچه در لغت به یک معنا دانسته شده‌اند؛ ولی برخی میان آن دو چند تفاوت‌ ذکر کرده‌اند:

  1. احد بر چیزی اطلاق می‌شود که در خارج و ذهن کثرت را نمی‌پذیرد؛ لذا قابل شمارش واقع نمی‌شود و نمی‌توان گفت احد، اثنان و... در حالی که واحد کثرت‌بردار و قابل شمارش است.
  2. واحد معمولا برای اثبات است ولی احد در مقام نفی قرار می‌گیرد.
  3. احد و واحد در جمله منفی وصف هر چیزی قرار می‌گیرد ولی احد در جمله اثباتی فقط وصف برای خداوند است.

در مقابل عده‌ای با استناد به روایات و کاربرد دو واژه در قرآن، تفاوتی میان این دو واژه قائل نمی‌باشند.

تفاوت احدیت با واحدیت

از نظر عرفا هستی منحصر در ذات متعالی خداوند است و ماسوی الله نمود و ظهور و تجلی او هستند و محبوب‌ترین چیز در نزد حضرت حق، دیدن ذات خود از طریق دیدن شئونات ذاتی خود است که از او به «استجلاء» یاد می شود.عارفان معتقدند مرتبه ذات(قبل از تجلی) غیب الغیوب است .اولین تجلی و مرتبه تعین همان تعین و تجلی ذات برای ذات است که از آن به «وحدت حقه حقیقیه» تعبیر می‌کنند.گاهی آن را «هویت مطلقه» می‌نامند. شامل همه اشیا می‌شود، در عین حضور در باطن، ظهور در ظاهر دارد؛ در نتیجه دارای دو چهره باطن و ظاهر است.چهره باطن را مرتبه «احدیت» می‌گویند که عبارت از این است که حضرت حق، ذات خود را در حالتی که جامع همه شئون الاهی و دارای همه اسما و صفات کمالی است، ولی بدون تعیّن و تفصیل، بلکه به گونه بسیط (رویة المفصل مجملا) مشاهده کند. اما چهره ظاهر «وحدت حقیقیه» را مرتبه واحدیت می‌نامند که همان مقام ظهور اسما و صفات است؛ یعنی خداوند ذات خود را در حالی‌که دارای همه اسما و صفات به صورت تفصیل است(رؤیة المجمل مفصلا) مشاهده کند. «واحدیت» مبدأ پیدایش کثرات است. به این نحو که کثرات ابتدا به صورت علمی تحقق می‌یابند؛ یعنی لوازم اسما و صفات و ماهیات اشیای خارجی، ظهور علمی می‌یابند، سپس ماهیات و لوازم اسما و صفات تحقق عینی و خارجی می‌یابند.

صفت خداوند

واژه «احد» به عنوان یکی از صفات خداوند تفاسیر معتددی در آثار مفسران و عرفا پیدا کرده که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود.

  • یکی از مراتبی که عرفا برای خداوند لحاظ می‌کنند، مرتبه احدیت است که از آن به غیب الغیوب، الهویه الغیبیه و الغیب المطلق نام می‌برند. از نظر عرفا در این مرتبه تمام تعینات و مفهومات از خداوند نفی می‌شود و هیچ اسم و نشانی ندارد به صورتی که معرفت و ادراک به آن تعلق نمی‌گیرد. در این مرتبه همه اوصاف و احکام از خداوند سلب می‌شود.
  • احد بر موجودی اطلاق می‌شود که هیچ نوع کثرتی چه در خارج و چه در ذهن، چه به صورت عددی یا مقداری نمی‌پذیرد.
  • احد دلالت بر یگانگی خداوند در ذات، صفات و افعال دارد و نفی هرگونه شریکی از او می‌کند.
  • احد جامع صفات سلبی خداوند است به این معنا که خداوند در ذات خود از هرگونه ترکیبی منزه است.
  • خداوند در داشتن صفات ذات یگانه است به این معنا که صفاتی چون علم، قدرت و حیات فقط برای خداوند واجب و ضروری است و برای غیر او ضروری نیست.
  • برخی با یکی دانستن دو واژه «احد» و «واحد» معتقدند وحدانیت خداوند به معنی عدم وجود مثل، شبیه و نظیر برای اوست.

پانویس

  1. دهخدا، لغت نامه، ذیل واژه احد؛ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ذیل واژه احد.
  2. راغب اصفهانی، مفردات، ذیل واژه احد.
  3. ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه احد.
  4. فخر رازی، شرح اسماء الحسنی (لوامع البینات) ۱۳۹۶ق، ج۱، ص۳۱۲؛ سبزواری، شرح اسماء الحسنی، کتابخانه فقاهت، ج۱، ص۱۲۵.
  5. رمضانی و نصیری، «احد»، ص۲۳۶.
  6. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ذیل واژه احد.
  7. واسطی، تاج العروس، ذیل واژه واحد؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲۰، ص۳۸۷.
  8. صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۹۰.
  9. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۷، ص۴۳۵.
  10. صادقی، «احد» ص۱۹۰.
  11. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲۰، ص۳۸۷؛ سلطان‌علی‌شاه، بیان السعاده، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۸۲-۲۸۳.
  12. مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۷، ص۶۲۳
  13. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۳۲، ص۳۶۱.
  14. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۸۵۹.
  15. میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۶۶۲، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۷، ص۴۳۷.

منابع

  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت،‌ دار صادر، ۱۴۱۴ق.
  • انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۹۰ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، لبنان - سوریه،‌ دار العلم- الدار الشامیة‌، ۱۴۱۲ق.
  • رمضانی، رضا و نصیری، علی، «احد»، در دائره المعارف قرآن کریم، قم، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ۱۳۸۲ش.
  • سبزواری، ملاهادی، شرح اسما الحسنی، بی‌جا، مکتبه بصیرتی، بی‌تا. (کتابخانه فقاهت)
  • سلطان‌علی‌شاه، سلطان محمد ین حیدر، بیان السعادة فی مقامات العبادة، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۸ق.
  • صادقی، حسین، «احد»، در دانشنامه کلام اسلامی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۷ش.
  • صدوق، محمد بن علی، التوحید، مصحح هاشم حسینی، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۹۸ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت،‌ دار احیا التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، شرح اسماء الحسنی، قاهره، مکتبه الکلیات الازهریه، ۱۳۹۷ق.
  • مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، قم،‌ دار الکتاب الإسلامی، ۱۴۲۴ق.
  • میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.
  • واسطی زبیدی، سید محمدمرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس‌، بیروت،‌ دار الفکر، ۱۴۱۴ق.

پیوند به بیرون