زمان تقریبی مطالعه: 9 دقیقه
 

مقامه





کلمه‌ی مَقامه یا مُقامه ریشه‌ی عربی دارد با چندین معنی که معنای لغوی آن‌ را حتی می‌توان در آثار جاهلی نیز دید.


۱ - مقامه




۱.۱ - معنای لغوی


کلمه‌ی مَقامه یا مُقامه ریشه‌ی عربی دارد با چندین معنی که معنای لغوی آن‌ را حتی می‌توان در آثار جاهلی نیز دید: ۱. به ‌معنی مجلس و مجمع؛ ۲. به‌ معنی گروهی که در یک مجلس یا یک جمع گرد آمده باشند.
[۱] فن نثر در ادب فارسی، خطیبی، حسین؛ تهران، زوار، ۱۳۴۹، ص۵۶۴.


۱.۲ - معنای اصطلاحی


مقامه در معنی اصطلاحی نوعی از انواع قصص است که با صرف‌نظر از تکلفات لفظی و معنوی که در آن هدف اصلی است، از جنبه‌ی داستانی هیچ ارزشی ندارد و هدف نویسنده آن است که در لغت‌پردازی و ترکیب‌پردازی نهایت هنر خود را در فن نثرنویسی به شیوه‌ی معمول در این دوره ارائه دهد. در واقع به قول استاد بهار، «مقامه به‌معنی روایات و افسانه‌هایی است که کسی آن‌ها را گردآورده و یا عباراتی مسجع و مقفی و آهنگ‌دار برای جمعی بخواند یا بنویسد و دیگران آن‌ را بر سر انجمن‌ها یا در مجالس خاص بخوانند و از آهنگ کلمات و اسجاع آن که به سجع کبوتران و قمریان شبیه است لذت و نشاط یابند».
[۲] سبک‌شناسی، بهار، ملک‌الشعرا؛ تهران، امیرکبیر، بی‌تا، ج۲، ص۳۲۷.
چنان‌که اغلب ناقدان ادبی فن مقامات را وسیله‌ی تمرین انشا و فصاحت و بلاغت دانسته‌اند و جنبه‌ی تعلیم اخلاقی آن در درجه بعدی قرار دارد و به قول "سعدی" در مقدمه‌ی گلستان: «...که مترسلان
[۳] ادیبان و منشیان درباری.
را به کار آید و متکلمان را بلاغت افزاید».
[۴] مقامه‌نویسی در فارسی، حریری، ابراهیم؛ تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۶، ص۱۲.



۲ - مقامات از نظر ادبی



مقامات از جنبه‌ی داستانی عبارت است از داستان‌های کوتاه و مستقل که تنها وجه ارتباط آن‌ها با یکدیگر راوی واحدی است که شخص معینی را در حالات تنها وجه ارتباط آن‌ها با یکدیگر راوی واحدی است که شخص معینی را در حالات مختلف وصف می‌کند. در مقامات عربی این شیوه در کلیه‌ی مقامه‌ها مراعات شده است؛ ولی مقامات فارسی به راوی معین و قهرمان معین مقید نیست.

۲.۱ - تفاوت مقامه با قصه


فرق اصلی مقامات با قصه‌ها آن است که داستان‌های مقامات مخلوق ذهن نویسنده‌ی معینی است که در زمان معلوم عمدا وضع کرده و با صنایع لفظی آراسته است؛ درحالی‌که نویسنده و واضع دیگر قصه‌های کهن در میان ملت‌ها معمولا معین نیستند. در پایان هر مقامه که عموما قهرمان داستان آن از صحنه ماجرا ناپدید می‌شود و راوی را از سرنوشت خود بی‌خبر می‌گذارد و با عباراتی که مبین اندوه و نگرانی روایت‌کننده از گم کردن قهرمان داستان است با دو بیت مشابه این‌گونه تمام می‌شود:

«...عاقبت از وی اثر ندیدم و خبری نشنیدم که معلوم من نشد که پای افزار غربت کجا گشاد و بار غربت کجا نهاد؟
تا گردش زمانه وارون بدو چه کرد ••• گیتی چه بافت با وی و گردون بدو چه کرد»
[۵] انواع ادبی، رزمجو، حسین؛ تهران، آستان قدس، ۱۳۷۴، صص۱۸۹ ـ ۱۹۱.


۲.۲ - نام مقامه


نام هر مقامه ماخوذ از مکانی است که داستانی در آن اتفاق افتاده؛ مانند "مقامه حلبیه" و یا "مقامه موصلیه."

۲.۳ - راوی


راوی مقامه مردی است نکته‌دان که بسیار سفر می‌کند و خوش‌بیان و آشنا به فنون ادب است و قهرمان داستان فردی است خوش‌مشرب که از شهری به شهر دیگر سفر می‌کند و به دریوزگی می‌رود و ناشناس می‌گردد، (قهرمان داستان) گاه تعلیم می‌دهد و گاه بر منبر سخن می‌راند.

۲.۴ - انواع


مقامات معمولا یا وصفی است یا علمی یا فکاهی، گاه نیز جنبه ادبی و یا فلسفی و یا تمثیلی است از حیات اجتماعی و گاه صورت پند و اندرز دارد. در بعضی از موارد نیز نویسنده آن‌ را چون وسیله‌ای برای بیان مقاصد و اهداف ادبی و دینی خود به کار می‌گیرد؛ چنان‌که بدیع‌الزمان همدانی در مقامه‌ی نخست از شعرای قدیم و جدید سخن می‌گوید و در مقامه‌ی چهارم به استادان نثر مانند " جاحظ "و "ابن‌مقفع" می‌پردازد و در مقامه‌ی بیست و پنجم که در آن از زبان مردی دیوانه بر ضد فرقه‌ی معتزله و رد عقاید آن، مجادله و مناظره‌ای ترتیب داده است و ... .
[۶] مقامه‌نویسی در فارسی، حریری، ابراهیم؛ تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۶، ص۱۶.



۳ - مبتکر فن مقامات



مورخان ادب عرب از قدیم و جدید عقیده دارند که واضع و مبتکر فن مقامات بدیع‌الزمان همدانی (۳۵۸۳۹۸ هجری) است و "حریری" مقامات خود را به تقلید از او نوشته، اما برخی محققان اعتقاد دارند همدانی به سخنان "ابن‌درید" استناد کرده است.
[۷] سبک‌شناسی، بهار، ملک‌الشعرا؛ تهران، امیرکبیر، بی‌تا، ج۲، ص۳۲۱.
اما آن‌چه مسلم است "همدانی" در تدوین مقامات خود چند عنصر متمایز در ادب عرب را با هم تلفیق کرده و از مجموع آن فن خاص ابداع نموده که بدین‌صورت پیش از وی سابقه نداشته است. وی در استفاده از لغات و ترکیبات و سجع به قطعات ادبی ابن‌درید توجه داشته است اما آن‌ را با نواندیشی و نوآوری به سبکی جدید که مختص خود اوست در آورده. بدیع‌الزمان به سبک سخن‌پردازی قصه‌گوها نیز نظر داشته است؛ زیرا در میان این طبقه، از دانشمندان طراز اول تا افراد عادی و کم‌مایه وجود داشته‌اند. در مجامع و مساجد برای مردم گاه در بالای منبر و گاه در حلقه‌های جمعیت سخن می‌گفتند و بعضی از طبقات پست آنان در پایان سخن گدایی می‌کردند.
[۸] مقامه‌نویسی در فارسی، حریری، ابراهیم؛ تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۶، ص۱۸ ـ ۲۳.



۴ - مقامات در زبان فارسی



در زبان فارسی مقامه به‌معنی مکتوب و تاریخ نیز آمده است.

۴.۱ - سخنی در تاریخ بیهقی


قدیمی‌ترین استعمال کلمه‌ی مقامه در کتاب تاریخ بیهقی است که می‌گوید: «...و هر کس که این مقامه بخواند، به چشم خرد و عبرت اندر این باید نگریست».

۴.۲ - دیدگاه ملک‌الشعرای بهار


ملک‌الشعرا بهار درباره مقامه می‌نویسد: «جمع مقامات و مقامات زهاد در مجلس ملوک معروف است که سخنانی می‌گفتند در پند و موعظت ملوک و نیز معنی مجلس گفتن و موعظه بر منبر بر سر انجمن‌هاست که آن‌را بعدها تذکیر یا مجلس‌گویی می‌نامیدند، چه مجلس و مقام تقریبا به یک معنی است.»
[۹] سبک‌شناسی، بهار، ملک‌الشعرا؛ تهران، امیرکبیر، بی‌تا، ج۲، ص۳۲۱.


۴.۳ - کتاب مقامات حمیدی


اما در کل در زبان فارسی نوع ادبی مقامه از قرن ششم، با ظهور "قاضی حمیدالدین بلخی" (متوفی ۵۵۹ هجری) و نگارش کتاب معروف او به نام "مقامات حمیدی" به‌وجود می‌آید. این کتاب دارای ۲۴ مقامه است که به نثری مصنوع درباره‌ی مطالب ادبی و مباحثات و مناظرات تدوین شده است. مقامات حمیدی معمولا با عباراتی یکسان نظیر جملات زیر آغاز می‌شود:
" حکایت کرد مرا دوستی که در حضر جلیس و همدم بود و در سفر انیس همّ و غم که...".
[۱۰] انواع ادبی، شمیسا، سیروس؛ تهران، میترا، ۱۳۸۵، ص۲۰۷.


۴.۳.۱ - نمونه‌ای از مقامات حمیدی


«حکایت کرد مرا دوستی که شمع شب‌های غربت بود و تعویذ تب‌های کربت که وقتی از اوقات با جمعی از آزادگان در بلاد آذربایگان می‌گشتم و بر حمرای
[۱۱] سرخ‌رنگ، زن ‌سرخ‌روی، سال ‌سخت ‌و قحط، شدت ‌گرما.
هر چمن و خضرای هر دمن می‌گذشتم، عالم در کله‌ی ربیعی بود و جهان در حمله‌ی طبیعی، خاک سباتین پر نقش آزری بود و فرش زمین پردیبه‌ی رومی و ششتری و برج‌های چمن پر زهره و مشتری.

بستان ز خوشی چو وصل دلداران بود ••• رخساره گل چو روی می‌خواران بود.»
[۱۲] فن نثر در ادب فارسی، خطیبی، حسین؛ تهران، زوار، ۱۳۴۹، ص۵۹۰.


۴.۴ - مقامات امیری


بعد از حمیدالدین‌ بلخی آثار دیگری در قالب مقامه یا شبه‌ مقامه توسط نویسندگان ایرانی نوشته می‌شود که معروف‌ترین آن‌ها "مقامات امیری" تالیف "ادیب‌الممالک فراهانی" است.

۴.۵ - گلستان" سعدی


"گلستان" سعدی نیز از لحاظ سبک نگارش و قالب نثر در واقع نوعی مقامه است با این تفاوت که مقامات قاضی تقلید صرف و خشکی است که از مقامات بدیع‌الزمان و حریری شده؛ ولی مقامات سعدی مقاماتی است که تقلید در آن راه نیافته است و سراسر ابتکار و ابتداع و صنعت‌گری است.
[۱۳] سبک‌شناسی، بهار، ملک‌الشعرا؛ تهران، امیرکبیر، بی‌تا، ج۲، ص۱۲۶.



۵ - مقامات از نگاه ناقدان



از جمله معایبی که مورخان ادب و محققان قدیم و جدید بر مقامات گرفته‌اند:

۵.۱ - اول


نخست تشابه و وحدت اسلوب؛ به این ترتیب که داستان در تمام مقامات یکسان آغاز شده و قهرمان داستان به یک صورت معرفی می‌شود و داستان به شیوه‌ای یک‌نواخت پایان می‌پذیرد: قهرمان داستان همواره متفکر و ناشناس وارد می‌شود و راوی پیوسته در سفر به او برخورد می‌کند.

۵.۲ - دوم


دوم روح پستی و دنائتی است که در کلیه‌ی مقامات به چشم می‌خورد؛ زیرا غالبا به دریوزگی و گدایی ختم می‌شود و اثر اخلاقی ناپسندی در ذهن خواننده جای می‌گیرد.

۵.۲.۱ - دیدگاه ابن‌الطقطقی


"ابن‌الطقطقی" در این مورد می‌گوید: مقامات همت خوانندگان را پست می‌کند؛ زیرا بنای آن بر سائلی و کدیه است و از این روی هر چند از نظر ادبی خالی از فایده نیست از نظر اخلاقی مضر به نظر می‌رسد.
[۱۴] مقامه‌نویسی در فارسی، حریری، ابراهیم؛ تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۶، ص۱۴.



۶ - پانویس


 
۱. فن نثر در ادب فارسی، خطیبی، حسین؛ تهران، زوار، ۱۳۴۹، ص۵۶۴.
۲. سبک‌شناسی، بهار، ملک‌الشعرا؛ تهران، امیرکبیر، بی‌تا، ج۲، ص۳۲۷.
۳. ادیبان و منشیان درباری.
۴. مقامه‌نویسی در فارسی، حریری، ابراهیم؛ تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۶، ص۱۲.
۵. انواع ادبی، رزمجو، حسین؛ تهران، آستان قدس، ۱۳۷۴، صص۱۸۹ ـ ۱۹۱.
۶. مقامه‌نویسی در فارسی، حریری، ابراهیم؛ تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۶، ص۱۶.
۷. سبک‌شناسی، بهار، ملک‌الشعرا؛ تهران، امیرکبیر، بی‌تا، ج۲، ص۳۲۱.
۸. مقامه‌نویسی در فارسی، حریری، ابراهیم؛ تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۶، ص۱۸ ـ ۲۳.
۹. سبک‌شناسی، بهار، ملک‌الشعرا؛ تهران، امیرکبیر، بی‌تا، ج۲، ص۳۲۱.
۱۰. انواع ادبی، شمیسا، سیروس؛ تهران، میترا، ۱۳۸۵، ص۲۰۷.
۱۱. سرخ‌رنگ، زن ‌سرخ‌روی، سال ‌سخت ‌و قحط، شدت ‌گرما.
۱۲. فن نثر در ادب فارسی، خطیبی، حسین؛ تهران، زوار، ۱۳۴۹، ص۵۹۰.
۱۳. سبک‌شناسی، بهار، ملک‌الشعرا؛ تهران، امیرکبیر، بی‌تا، ج۲، ص۱۲۶.
۱۴. مقامه‌نویسی در فارسی، حریری، ابراهیم؛ تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۶، ص۱۴.


۷ - منبع



پژوهشکده باقرالعلوم.    



آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.