زمان تقریبی مطالعه: 9 دقیقه
 

سلاح





برای مقالات مرتبط، سلاح (مقالات دیگر) را ببینید.
ابزار جنگی را سلاح گویند. سلاح شامل ابزار حفظ مانند کلاه خود و سپر و غیره و نیز ابزار تهاجم مانند تفنگ و شمشیر و غیره می‌شود. از آن در بابهاى صلات، حج، جهاد، تجارت، سبق و رمایه، صید و ذباحه، ارث و حدود سخن گفته‌اند.


۱ - تعریف سلاح



سلاح به ابزارى اطلاق مى‌شود که براى نبرد با دشمن ساخته شده است؛ خواه براى حفظ بدن در برابر یورش دشمن باشد، مانند کلاه خود، سپر و زره، یا براى تهاجم و ضربه زدن به دشمن، مانند تفنگ، شمشیر و نیزه.

۲ - سلاح در باب صلات



بنابر قول مشهور، نماز گزاردن در جایى که سلاح آشکار پیش روى نماز گزار قرار دارد، مکروه است. برخى قائل به حرمت شده‌اند.

۲.۱ - آشکار کردن سلاح در مسجد


به تصریح برخى، آشکار کردن سلاح در مسجد مکروه است؛

۲.۲ - آویختن سلاح در مسجد


چنان که آویختن سلاح در مسجد اکبر مکروه مى‌باشد. در غیر مسجد اکبر، آویختن در غیر جهت قبله کراهت ندارد.
[۵] البیان، ص۱۳۶.
[۷] کشف الغطاء ج۳، ص۸۴.

البته در اینکه مراد از مسجد اکبر، مسجد الحرام است یا مسجد جامع شهر اختلاف است.
[۹] بحار الأنوار، ج۸۳، ص۳۶۴.


۲.۳ - همراه بردن سلاح در نماز عید


همراه بردن سلاح هنگام بیرون رفتن براى نماز عید در فرض نداشتن عذر- همچون بیم از دشمن- کراهت دارد.

۲.۴ - همراه داشتن سلاح در نماز خوف


همراه داشتن سلاح هنگام اقامه نماز خوف براى هر دو گروه نماز گزاران و نگهبانهاى آنان، واجب است. از برخى قدما استحباب آن براى نماز گزاران نقل شده است.

۳ - سلاح در باب حج



بنابر قول مشهور، حمل سلاح برای محرم جز در حال ضرورت جایز نیست. برخى، آن را مکروه دانسته‌اند.
به عقیده امام خمینی از تروک احرام «برتن‌کردن اسلحه (است) بنابر احتیاط (واجب) مثل شمشیر و خنجر و تپانچه و مانند این‌ها از چیزهایی که اسباب جنگ محسوب می‌شود مگر به‌خاطر ناچاری.»

۳.۱ - همراه داشتن سلاح در سفر


همراه داشتن سلاح در سفر مستحب است؛

۳.۲ - ورود به حرم با سلاح


لیکن ورود به حرم با سلاح مکروه است، مگر آنکه روى آن پوشیده باشد.

۴ - سلاح در باب جهاد



به تصریح قرآن کریم،
مسلمانان باید همیشه براى جهاد و دفاع آمادگی داشته باشند و نیرو و ابزار جنگ را از پیش فراهم کنند.
[۱۸] فقه القرآن، ج۱، ص۳۳۳.


۴.۱ - خرید ابزار سپاه از بیت المال


از مصارف بیت المال خرید ابزار مورد نیاز سپاه اسلام است.

۴.۲ - سلاح دشمن بعد از کشته شدن


در جنگ با دشمنان اسلام، سلاح کشته آنان جزء سلب به شمار مى‌رود و با شرایطى از آنِ قاتل او است نه جزء غنایم جنگی. و غنائم ممتاز به عقیده امام خمینی جزء انفال است. ایشان در این باره می‌نویسد: « انفال چند چیز است: و از آن جمله است: غنیمت ممتاز و برجسته، مانند اسب‌سواری نجیب و لباس گران‌قیمت و شمشیر بُرنده و زره فاخر و مانند این‌ها.

۴.۳ - شرط عدم دسترسی به سلاح بر ذمیان


سزاوار است حاکم اسلامی امورى را بر ذمّیان شرط کند که ممنوعیت شمشیر به خود آویختن و تهیه و همراه داشتن سلاح از آن جمله است.

۵ - سلاح در باب تجارت



فروش سلاح به دشمنان دین که در حال جنگ با مسلمانان اند یا به انگیزه تجهیز و تقویت آنان علیه مسلمانان، هرچند در حال جنگ نباشند، حرام و معامله باطل است. برخى، فروش آن را در هر وضعیت حرام دانسته‌اند.
امام خمینی در تحریرالوسیله در این باره می‌نویسد: فروش سلاح‌ به دشمنان دین در حال جنگ آن‌ها با مسلمین بلکه در حال قطع رابطه (آتش‌بس) آنان با مسلمانان به‌طوری که از آن‌ها بر مسلمین ترس باشد، حرام می‌باشد. و اما در حال صلح با آنان یا در زمان وقوع جنگ بین خود کفار و جنگ بعضی از آنان با بعض دیگر، حتماً باید در فروش سلاح‌ به آنان مصالح اسلام و مسلمین و اقتضای روز، رعایت شود، و تصمیم در مورد آن موکول به نظر والی مسلمین است و غیر او حق ندارد که در آن به نظر خود اتکاء کند. و کسی که از سایر فرق اسلامی باشد و با فرقه حق‌ دشمنی کند (در اینجا) ملحق به کفار می‌شود؛ و بعید نیست که به راهزنان و نظایر آنان، تعدّی شود. بلکه بعید نیست که از فروش سلاح به فروش غیر سلاح به دشمنان دین از آنچه که سبب قوت گرفتن آنان بر اهل حق است تعدّی شود؛ مانند زاد و راحله و حیوانات باربر و مانند آن‌ها.

۶ - سلاح در باب سبق و رمایه



مسابقه تیر اندازی با تیر و کمان و نیز بنابر قول برخى معاصران با اسلحه جدید جنگی با شرط بندی جایز است.

۷ - سلاح در بابت صید و ذباحه



کشتن شکار با سلاح سرد و گرم با شرایطى موجب حلال شدن آن خواهد شد.
امام خمینی در تحریرالوسیله به‌تفصیل موضوع پرداخته و ضمن آن می‌فرماید: از شکاری که به‌وسیله آلت جمادی کشته شده خورده نمی‌شود مگر اینکه به‌وسیله شمشیر یا چاقو یا خنجر و سلاح‌های دیگری که به‌واسطه تیزی می‌برند، کشته شده باشد، یا به‌وسیله نیزه و تیر و خدنگ از چیزهایی که به‌واسطه تیزی سوراخ می‌نمایند، حتی عصایی که در سرش آهن تیزی است. و بین اینکه مانند پیکان باشد که نوک‌تیز بر آن سوار می‌شود یا به‌خودی‌خود به طور برنده یا سوراخ‌کننده ساخته می‌شود فرقی نیست، بلکه بعید نیست که آهن بودن آن معتبر نباشد؛ پس همین که سلاح برنده یا سوراخ‌کننده باشد از هر فلزی حتی از برنج و طلا و نقره، کفایت می‌کند. و احتیاط (مستحب) اعتبار آن است. و بنابر احتیاط (واجب) معتبر است که به طور عادی از آن به‌عنوان سلاح استفاده شود، پس شامل سوزن و خار و سیخ و مانند این‌ها نمی‌شود.

۸ - سلاح در باب ارث



سلاح شمشیر جزو حبوه است و به پسر بزرگ میت به ارث مى‌رسد. دیگر سلاحها، همچون تفنگ و خنجر جزو حبوه به شمار نمى‌رود.
برخى، در این نوع سلاحها احتیاط را در مصالحه با دیگر وارثان دانسته‌اند.
امام خمینی با تاکید بر مطلوب بودن احتیاط دراین‌خصوص می‌نویسد: «اسلحه - به جز شمشیر - و رحل و راحله بنابر اقوی از حبوه نمی‌باشد؛ و احتیاط در آن‌ها به مصالحه نمودن، جداً مطلوب است.»

۹ - سلاح در باب حدود



کسى که به قصد ترساندن مردم سلاح بر کشد و یا اقدام به حمل آن کند محارب به شمار رفته، حدّ محاربه بر وى جارى مى‌گردد.

۱۰ - احکام ید



اگر زوجین در اثاثیه خانه منازعه نمایند، خواه در وقت زوجیتشان باشد یا بعد از آن، پس در آن چند قول است؛ ارجح آن‌ها این است که آن چیزی که از اثاثیه مربوط به مردان است؛ مانند شمشیر و سلاح و لباس‌های مردان برای مرد می‌باشد و آنچه که مربوط به زنان است؛ مانند لباس‌های زنانه و چرخ‌خیاطی که زن‌ها آن را به کار می‌گیرند و مانند این‌ها مال زن می‌باشد. و آنچه که مربوط به مردان و زنان است بین آن‌ها مشترک می‌باشد.

۱۱ - پانویس


 
۱. الخلاف، ج۱، ص۵۰۶.    
۲. مختلف الشیعة، ج۲، ص۱۰۹.    
۳. ذکری الشیعة، ج۳، ص۱۳۵.    
۴. الحدائق الناضرة، ج۷، ص۲۸۶.    
۵. البیان، ص۱۳۶.
۶. ذکری الشیعة ج۳، ص۱۲۴.    
۷. کشف الغطاء ج۳، ص۸۴.
۸. الحدائق الناضرة، ج۷، ص۲۹۹.    
۹. بحار الأنوار، ج۸۳، ص۳۶۴.
۱۰. جواهرالکلام، ج۱۱، ص۳۹۰.    
۱۱. الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۸۲-۲۸۳.    
۱۲. جواهر الکلام، ج۱۴، ص۱۷۴-۱۷۵.    
۱۳. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۲۲.    
۱۴. موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۴۵۳، کتاب الحج، القول فی تروک الاحرام، الرابع و العشرون.    
۱۵. وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۴۲۵.    
۱۶. مستند الشیعة، ج۱۳، ص۳۲۶.    
۱۷. انفال/سوره۸، آیه۶۰.    
۱۸. فقه القرآن، ج۱، ص۳۳۳.
۱۹. المبسوط، ج۲، ص۷۵.    
۲۰. جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۹۰.    
۲۱. موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۳۸۸، کتاب الخمس، القول فی الانفال.    
۲۲. قواعد الأحکام، ج۱، ص۴۸۳.    
۲۳. جواهر الکلام، ج۲۲، ص۲۸-۳۰.    
۲۴. موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۵۲۷، کتاب المکاسب و المتاجر، مسالة۱۱.    
۲۵. منهاج الصالحین (خویی)، ج۲، ص۱۱۹.    
۲۶. منهاج الصالحین (سیستانی)، ج۲، ص۱۵۹.    
۲۷. موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۱۴۷، کتاب الصید و الذباحة، القول فی الصید، مسالة۶.    
۲۸. الروضة البهیة، ج۸، ص۱۱۰-۱۱۱.    
۲۹. منهاج الصالحین (خویی)، ج۲، ص۳۶۱.    
۳۰. موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۱۰، کتاب المواریث، المقصد الاوّل فی میراث الانساب‌، مسالة۳.    
۳۱. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۶۴.    
۳۲. موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۶۲، کتاب القضاء، القول فی احکام الید، مسالة۶.    


۱۲ - منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۵۱۲-۵۱۴.    
ساعدی، محمد، (مدرس حوزه و پژوهشگر)    ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.