زمان تقریبی مطالعه: 6 دقیقه
 

اصطلاحات شخصی برون‌حدیثی





اصطلاحات برون‌حدیثی، مربوط به القاب و كنیه‌های راویان حدیث، اعم از معصومان (علیهم‌السّلام) و دیگران است. و به دو گروه شخصی و کتاب‌شناسی تقسیم می‌شود.


۱ - صحابه



ابن اثیر گفته است: «صحابه، جمع صاحب است، و فاعل بر فعالة جمع بسته نشود؛ مگر همین یک کلمه.» ابن منظور، صحابه را نیز مصدر دانسته است و می‌گوید: صحب، یصحب، صحبة و صحابة؛ صاحب به معنای معاشر است، که از معنای اشتقاقی خارج شده است و به صورت فعل متعدی استعمال نمی‌شود؛ لذا نمی‌گویند: زید صاحب عمرا؛ بلکه آن را به شکل اسماء جامد به کار برده‌اند؛ مثل غلام زید، و جمع آن اصحاب و صحبان و صحاب و صحابه است.
در تعریف اصطلاحی «صحابی»، سخنان بسیاری مطرح شده است. بعضی گفته‌اند: صحابی، کسی است، که مصاحبت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را در حال ایمان درک کرده باشد و مؤمن بمیرد. راه شناخت صحابی؛ تواتر، استفاضه و اخبار ثقه است. نووی در مقدمه شرح مسلم می‌گوید: «از اشتقاق کلمه صحابة از صحبة، معلوم می‌شود، که اگر کسی لحظه‌ای با رسول الله معاشرت پیدا کرده باشد، به او صحابی می‌گویند. علمای عامه، همه صحابه را عادل می‌شمارند.»
[۶] ابوریة، محمود، اضواء علی السنة المحمدیة، ص۳۳۹.
[۸] بیضاوی عمر بن محمد، نهایةالسؤل، ج۳، ص۱۷۹.


۲ - تابعین



تابعین، جمع تابعی با یای نسبت است؛ پس در هنگام جمع‌بستن باید با دو یاء باشد؛ در حالی که با یک یاء نوشته و تلفظ می‌شود. جوهری گفته است: «تبعت القوم، هنگامی است، که در عقب آنان راهپیمایی کنی یا بر تو بگذرند و تو با آنان همراه شوی. تابعی، در اصطلاح عالمان، کسی است که خود پیامبر را زیارت نکرده؛ ولی صحابه ایشان را درک کرده باشد.»

۳ - مخضرم



مرحوم صدر، در تعریف مخضرم می‌نویسد: «مخضرمین کسانی هستند، که مصاحبت پیامبر را درک نکرده‌اند و از نظایر خود جدا شده باشند؛ یعنی معاصر پیامبر بوده‌اند؛ ولی به مصاحبت نایل نیامده‌اند و جاهلیت را نیز درک کرده باشند. عرب می‌گوید: ناقة مخضرمة، یعنی شتری که دم او قطع شده باشد؛» بدین جهت، مخضرم از صحابه جداست.
نجاشی پادشاه حبشه، سوید بن عطیه صاحب علی (علیه‌السّلام)، ربیعة بن زراره، ابومسلم خولانی و احنف بن قیس از این گروهند؛ بنا بر این، مخضرمین کسانی‌اند، که اسلام و جاهلیت را درک کرده، و صحابه را نیز دریافته؛ ولی پیامبر را ملاقات نکرده باشند. اصطلاح مخضرم بر شعرا نیز اطلاق می‌شود و شاعری که اسلام و جاهلیت را درک کرده باشد، نیز مخضرم نامیده می‌شود.

۳.۱ - اقسام شعرا


علمای ادب شعرا را به چند طبقه تقسیم کرده‌اند:
۱ـ شعرای جاهلی که اسلام را درک نکرده و قبل از آن در زمان جاهلیت مرده‌اند.
۲ـ آنان که اسلام را درک کرده‌اند؛ مثل لبید و حسان که به اینان شعرای مخضرمین گفته می‌شود.
۳ـ شعرای متقدمین؛ مثل جریر و فرزدق که در صدر اسلام بوده‌اند.
۳ـ مولدون یا محدثون؛ مثل ابونواس که پس از جریر و فرزدق آمده‌اند.

۴ - مولی



ابن اثیر در نهایه می‌نویسد: «و قد تکرر ذکر المولی فی الحدیث و هو اسم یقع علی جماعة کثیرة؛ فهو الرب و المالک و السید و المنعم و المعتق و الناصر و المحب و التابع و الجار و ابن العم و الحلیف و العقید و الصهر و العبد و المعتق و المنعم علیه، و اکثرها قد جاءت فی الحدیث، فیضاف کل واحد الی ما یقتضیه الحدیث الوارد فیه. و کل من ولی امرا...» مرحوم شیخ مفید (متوفای۴۱۳ ه . ق.)، رساله مستقلی در تعریف مولی تالیف کرده است. در مورد این کلمه، بین شیعه و عامه بحث فراوان وجود دارد و ظاهرا دلیل آن این باشد، که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در جریان غدیر خم، در شان امیرمؤمنان، علی (علیه‌السّلام) فرمود: «الا من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»؛ به همین جهت در مورد کلمه مولی در علم کلام نیز بحث فراوان شده است.
سیدحسن صدر در نهایةالدرایه می‌گوید: «تشخیص معانی کلمه مولی، به وسیله قراین میسر است. این کلمه، هرگاه در علم الحدیث به کار رود، بیشتر وقت‌ها مراد همان غیر عربی است، و این نکته از راه تتبع به دست آمده است.» علامه شوشتری (متوفای۱۴۱۳ ه . ق.) نیز این نکته را تایید کرده و نخستین فصل از کتاب قاموس‌الرجال خویش را به این امر اختصاص داده است. عامه روایت کرده‌اند، که گروهی بر امیرمؤمنان، علی (علیه‌السّلام) وارد شدند و گفتند: السلام علیک یا مولانا! حضرت فرمود: چگونه من مولای شما هستم، حال آن که شما قوم عرب هستید.
خلاصه آن که کلمه مولی غیر عربی و در مقابل عربی است؛ و این نکته، مورد توجه مامقانی در تنقیح المقال نبوده است.
[۲۰] شوشتری، محمدتقی، قاموس‌الرجال، ج۱، ص۱۳.
مولی، معانی دیگری نیز دارد، که می‌توان به مقدمه قاموس‌الرجال و رجال خاقانی مراجعه کرد. در کتاب‌های تراجم و رجال، مولی بر عبدی اطلاق می‌شود، که مولایش او را آزاد کرده، بر او ولاء عتق دارد، که در فقه دارای احکام خاص خود است.

۵ - عناوین مرتبط



اصطلاحات حدیثی؛ اصطلاحات درون‌حدیثی؛ اصطلاحات رایج محدثان.

۶ - پانویس


 
۱. ↑ ابن اثیر، ابوالسعادات، النهایة فی غریب الاثر، ج۳، ص۱۲.    
۲. ↑ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان‌العرب، ج۱، ص۵۱۹.    
۳. ↑ صدر، حسن، نهایة‌الدرایه، ص۳۴۱.    
۴. ↑ عسقلانی، شهاب‌الدین احمد بن محمد، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج۱، ص۸.    
۵. ↑ نووی، ابوزکریا محیی‌الدین، المنهاج فی شرح صحیح مسلم، ج۱، ص۳۶.    
۶. ↑ ابوریة، محمود، اضواء علی السنة المحمدیة، ص۳۳۹.
۷. ↑ عسقلانی، شهاب الدین احمد بن علی، الاصابة، ج۱، ص۷.    
۸. ↑ بیضاوی عمر بن محمد، نهایةالسؤل، ج۳، ص۱۷۹.
۹. ↑ نووی، ابوزکریا، التقریب و التیسیر، ص۳۵.    
۱۰. ↑ جوهری، اسماعیل، صحاح اللغة، ج۳، ص۱۱۹۰.    
۱۱. ↑ صدر، سیدحسن، نهایة الدرایة، ص۳۴۱.    
۱۲. ↑ فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۴، ص۳۲۹.    
۱۳. ↑ سیوطی، جلال‌الدین، المزهر، ج۲، ص۴۱۱.    
۱۴. ↑ سیوطی، جلال‌الدین، شرح شواهد مغنی، ج۱، ص۳.    
۱۵. ↑ ابن اثیر، ابوالسعادات، النهایة فی غریب الاثر، ج۵، ص۲۲۸.    
۱۶. ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲، ص۲۲۶.    
۱۷. ↑ صدر، سید حسن، نهایة الدرایة، ص۳۵۹.    
۱۸. ↑ حائری، (ابوعلی) محمد بن اسماعیل، منتهی المقال، ص۸۰.    
۱۹. ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۴۸.    
۲۰. ↑ شوشتری، محمدتقی، قاموس‌الرجال، ج۱، ص۱۳.
۲۱. ↑ خاقانی، علی، رجال خاقانی، ص۳۴۳.    


۷ - منبع


سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «اصطلاحات برون‌حدیثی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۱/۲۹.    

رده‌های این صفحه : مقالات اندیشه قم




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.