تعصیب

تَعصیب تعلق زیادی ارث به عصبه، طبق نظر اهل سنت است. بر اساس این راه‌حل، هنگامی که در مسأله ارث، مجموعه سهام وارثان از اصلِ ارث کمتر باشد، آن مقدار اضافه، بدون رعایت طبقات ارث به عصبه میت (خویشان پدری) تعلق می‌گیرد.

تعصیب در فقه شیعه مورد قبول نیست و چنانچه مجموع سهم افراد، کمتر از کل میراث باشد، مابقی ارث به همان نسبت سهام، میان همان وارثان قسمت می‌شود و به طبقه دیگر تعلق نمی‌گیرد.

واژه‌شناسی

تعصیب از ریشه عصب و هم‌خانواده عُصْبَه به‌معنای خویشان پدری است. این نام‌گذاری برای آن است که طبق نظر اهل سنت، زیادی ارث به عصبه داده می‌شود.

شرح مسئله

در برخی موارد، وارثان چنان هستند که مجموعه سهام آنها از مجموع ارث کمتر می‌شود. مثلا اگر وارثان یک میت، پدر و مادر و یک دختر او ‌باشند در این صورت سهم هر یک از پدر و مادر یک‌ششم و سهم دختر یک‌دوم است که مجموع سهام ورثه پنج‌ششم می‌شود و یک‌ششم از میراث باقی می‌ماند. راه حل اهل سنت با شیعیان در این مورد، متفاوت است. این مسئله درباره همسر متوفی (میت) حکم دیگری دارد.

راه حل اهل سنت

طبق نظر اهل سنت، اگر مجموع سهام معین وارثان از کل میراث کمتر باشد، آن مقدار اضافه بدون رعایت طبقه و درجه، به عصبه میت تعلق می‌گیرد.

راه حل شیعه

در فقه شیعه، تعصیب مورد قبول نیست و چنانچه مجموع سهم افراد، کمتر از کل میراث باشد، مابقی ارث به همان نسبت سهام، میان همان وارثان قسمت می‌شود و به طبقه دیگر تعلق نمی‌گیرد. این نظر به استناد قاعده «اَلاقْرَبُ یَمْنَعُ الاَبْعَدَ» برگرفته از قرآن و حدیث است.

پانویس

  1. ابن منظور،‌ لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ماده عصب.
  2. مسعودی، شرح کتاب ارث، ۱۳۷۸ش، ص۳۳.
  3. مسعودی، شرح کتاب ارث، ۱۳۷۸ش، ص۳۴.
  4. نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۳۹، ص۹۹.
  5. مسعودی، شرح کتاب ارث، ۱۳۷۸ش، ص۳۳.
  6. حرعاملی، وسائل الشیعه، مؤسسة آل البیت، ج۲۶،‌ ص۶۳.
  7. نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۳۹، ص۱۰۰.
  1. «وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کتَابِ اللَّه» (انفال ۷۵) و (احزاب ۶)

منابع

  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
  • حرّ العاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، بی‌تا.
  • مسعودی، سید اسدالله، شرح کتاب ارث، قم، انتشارات در راه حق، ۱۳۷۸، چاپ نخست.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام،‌ بیروت، دار إحیاء التراث العربی، الطبعة السابعة، ۱۹۸۱م.