زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
 

نوع





نوع‌، یکی از اصطلاحات علم منطق بوده و به‌معنای تمام حقیقت مشترک بین جزئیاتِ متحد در ماهیت است.


۱ - اصطلاح‌شناسی



نوع در منطق دارای سه کاربرد است:

۱. نوع (جهت) که به معنای جهت قضیه است؛
۲. نوع (خطابه) که قانون استفاده مقدمات خطابیه است؛
۳. نوع (کلیات خمس) که یکی از کلیات خمس است.

۲ - اقسام کلی ذاتی



کلی ذاتی یا جنس است یا نوع و یا فصل؛ چه اگر تمام ماهیت باشد نوع است و اگر جزء مشترک ماهیت باشد جنس است، و اگر جزء ممیّز باشد، فصل خواهد بود.
نوع مرکب از جنس و فصل است، جنس در او به جای ماده و فصل به جای صورت است، اما جنس و فصل ماده و صورت نیستند، چه جنس و فصل بر مرکب به مواطات حمل می‌شوند، و ماده و صورت بر او به مواطات حمل نمی‌شوند.

۳ - توضیح اصطلاح



مراد از نوع کلی همان نوع در کاربرد سوم است و آن عبارت است از:

کلی ذاتی‌ای است که تمام حقیقت مشترک ما بین جزئیات و مصادیقی است که در ماهیت، متحد، و در عدد و خصوصیات فردی مختلف‌اند، و در جواب سؤال ما هو می‌آید، مثلا چون بپرسیم که احمد و پرویز و هوشنگ چیستند؟ جواب انسان است.
نوع تمام ذاتیات را در بردارد و بنابراین بر همه حقیقت شی‌ء دلالت دارد و ازاین‌رو نوع هرچیز همان ماهیت و چیستی آن چیز است و آن از ترکیب جنس و فصل حاصل می‌شود.
از تعریف نوع به خوبی معلوم می‌شود که افراد یک نوع کاملا از لحاظ حقیقت یکسان هستند، و هیچ تفاوتی در ذاتیات با هم ندارند و اختلاف آنها تنها در عرضیات آنها است و مجموعه همین عرضیات که امتیاز یک فرد را از افراد دیگر موجب می‌شود تعیّن و تشخّص نامیده می‌شود.

۴ - نوعیت



نوعیت که از معقولات ثانیه منطقی است مصدر جعلی نوع است.

۵ - اقسام نوع



نوع به لحاظ‌های مختلف تقسیمات گوناگونی دارد که از جمله آنها تقسیم به نوع حقیقی و نوع اضافی، نوع سافل، نوع عالی، و نوع متوسط است.
[۲] فرصت شیرازی، میرزا محمد، اشکال ‌المیزان، ص۲۴.
[۴] ابن سهلان ساوی، عمر بن سهلان، البصائر النصیریه، ص۱۳.
[۶] جرجانی، میر سید شریف، الکبری فی المنطق، ص۱۷۶.
[۷] ابوالبركات ابن‌ملكا، هبه‌الله بن علي، الکتاب المعتبر فی الحکمة، ص۱۶-۱۷.
[۹] خوانساری، محمد، منطق صوری، ص۹۸.
[۱۰] گرامی، محمدعلی، منطق مقارن، ص۶۲.


۶ - پانویس


 
۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۲۷.    
۲. ↑ فرصت شیرازی، میرزا محمد، اشکال ‌المیزان، ص۲۴.
۳. ↑ ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، الاشارات و التنبیهات، ج۱، ص۹۳.    
۴. ↑ ابن سهلان ساوی، عمر بن سهلان، البصائر النصیریه، ص۱۳.
۵. ↑ حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید، ص۲۲.    
۶. ↑ جرجانی، میر سید شریف، الکبری فی المنطق، ص۱۷۶.
۷. ↑ ابوالبركات ابن‌ملكا، هبه‌الله بن علي، الکتاب المعتبر فی الحکمة، ص۱۶-۱۷.
۸. ↑ مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۷۱.    
۹. ↑ خوانساری، محمد، منطق صوری، ص۹۸.
۱۰. ↑ گرامی، محمدعلی، منطق مقارن، ص۶۲.
۱۱. ↑ مشکوةالدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه، ص۱۸۲.    
۱۲. ↑ مشکوةالدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه، ص۲۰۲.    


۷ - منبع


پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «نوع»، تاریخ بازیابی۱۳۹۸/۳/۱۰.    
خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی به انضمام واژه نامه فرانسه و انگلیسی، ص۲۸۲.    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.