زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
 

مفاهیم





مفاهیم به معنای ملازم با معنای منطوق و مستفاد از آن اطلاق می‌شود.


۱ - تعریف



مفاهیم، جمع مفهوم است و مفهوم در لغت، معنایی است که از لفظ فهمیده می‌شود؛ چنان که گفته می‌شود: «مفهوم اللفظ» یعنی: «ما یفهم من اللفظ»، و «مفهوم الجملة» یعنی: «ما یفهم من الجملة».

۱.۱ - مفاهیم در عرف عام


در عرف عام ، مفهوم، یعنی مطلق معنای نقش بسته شده در ذهن، چه منشا حضور معنا در ذهن وضع باشد چه غیر آن.
[۲] المعجم الاصولی، حیدر، محمد صنقور علی، ص۸۷۴.


۱.۲ - مفهوم در اصطلاح اصولیون


در اصطلاح اصولیون ، مفهوم، مقابل منطوق بوده و به معنایی گفته می‌شود که در ظاهر کلام آورده نشده، ولی به سبب خصوصیتی، از منطوق کلام فهمیده می‌شود؛
[۳] سیری کامل در اصول فقه، فاضل لنکرانی، محمد، ج۷، ص۳۵۳.
برای مثال، در جمله شرطیه «ان جاء زید فاکرمه»، منطوق، «وجوب اکرام زید به شرط آمدن او» است که از ظاهر لفظ به دست می‌آید، ولی مفهوم آن، «عدم وجوب اکرام زید در صورت نیامدن او» است که به سبب وجود خصوصیتی در منطوق به دست می‌آید. بنابراین، منظور از مفهوم، مفهوم جمله است نه مفهوم لفظ مفرد ، و مفهوم در اصطلاح اصولیون قضیه‌ای است که از جمله ترکیبی به دست می‌آید.

۲ - خصوصیت مسبب وجود مفهوم



خصوصیتی که سبب وجود مفهوم می‌شود، در مفهوم موافق، اولویت یا اتحاد در علت و مناط حکم است؛
[۵] مبادی اصول الفقه، فضلی، عبد الهادی، ص (۸۸۸-۸۸۶).
برای مثال، وقتی گفته می‌شود: «نباید به پدر و مادرت اف بگویی»، مفهوم موافق آن، که از او اولویت فهمیده می‌شود، این است که «نباید آنها را بزنی».
در این که خصوصیت در مفهوم مخالف چیست، اختلاف وجود دارد؛ قدمای اصولی بر اساس «عقلی بودن» مفهوم، معتقدند اگر مولای عاقل، مختار و ملتفت، در مقام جعل حکم و تبیین وظیفه بگوید: «ان جاءک زید فاکرمه»، عقل پی می‌برد که میان آمدن زید و وجوب اکرام ارتباط وجود دارد، به گونه‌ای که با فقدان شرط، وجوب اکرام منتفی می‌شود.

۳ - دیدگاه متأخرین اصولیون



متاخران اصولی بر مبنای «مدلول التزامی بودن» مفهوم، معتقدند مثلا از « ادات شرط » یا «اطلاق جمله شرطیه» علیت منحصره شرط برای جزا به دست می‌آید و با انتفای شرط، سنخ حکم در جزا نیز منتفی می‌شود. بنا بر مبنای متاخران که مفهوم را مدلول التزامی جمله منطوق می‌دانند، منظور از لزوم، لزوم بیّن به معنای اخص است.

۴ - مفهوم صفت مدلول یا صفت دلالت



در این که مفهوم از صفات مدلول است یا دلالت یا غیر آنها، اختلاف وجود دارد؛ برخی مانند مرحوم « آخوند خراسانی » و « حاجبی » معتقدند صفت مدلول می‌باشد و اگر کسی آن را صفت دلالت بخواند، تعبیر مجازی، مسامحی و از باب « وصف به حال متعلق موصوف» است، و برخی چون «عضدی» آن را صفت دلالت دانسته‌اند.
گروهی نیز معتقدند مفهوم به عنوان یک مدلول التزامی، هم می‌تواند صفت دلالت، هم صفت دال و هم صفت مدلول باشد و همه اینها به نحو حقیقت است.
[۱۰] سیری کامل در اصول فقه، فاضل لنکرانی، محمد، ج۷، ص۳۶۱.


۵ - دیدگاه اخوند خراسانی درباره مفهوم



مرحوم «آخوند» معتقد است مفهوم، «حکم اخباری یا انشایی است که به سبب وجود خصوصیتی در منطوق به دست می‌آید»
[۱۱] کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص (۲۳۱-۲۳۰).
و درست این است که گفته شود: «المفهوم انما هو حکم غیر مذکور، لا حکم لغیر مذکور».
در جواب ایشان گفته شده است:
مفهوم، حکم نیست که بحث شود «هو حکم غیر مذکور» یا «حکم لغیر مذکور» بلکه مفهوم جمله‌ای است مقابل منطوق و همان گونه که منطوق قضیه‌ای است که حکم را شامل می‌شود، مفهوم نیز قضیه‌ای است که شامل حکم (انشایی یا اخباری) می‌گردد.
[۱۲] سیری کامل در اصول فقه، فاضل لنکرانی، محمد، ج۷، ص۳۵۳.
[۱۳] تهذیب الاصول، سبزواری، عبدالاعلی، ص (۱۰۷-۱۰۵).
[۱۵] تحریرات فی الاصول، خمینی، مصطفی، ج۲، ص۳۵۷.
[۱۶] الوافیة فی اصول الفقه، فاضل تونی، عبدالله بن محمد، ص۶۸.
[۱۸] فوائد الاصول، نائینی، محمد حسین، ج۲، ۱، ص۴۷۶.


۶ - پانویس


 
۱. انوار الاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۲، ص۱۶.    
۲. المعجم الاصولی، حیدر، محمد صنقور علی، ص۸۷۴.
۳. سیری کامل در اصول فقه، فاضل لنکرانی، محمد، ج۷، ص۳۵۳.
۴. اصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۱، ص۱۱۱.    
۵. مبادی اصول الفقه، فضلی، عبد الهادی، ص (۸۸۸-۸۸۶).
۶. محاضرات فی اصول الفقه، خویی، ابوالقاسم، ج۵، ص (۵۹-۵۸).    
۷. انوار الاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۲، ص۱۵۱.    
۸. اجود التقریرات، نائینی، محمد حسین، ج۱، ص۴۱۳.    
۹. الموجز فی اصول الفقه، سبحانی تبریزی، جعفر، ج۱، ۲، ص۱۶۴.    
۱۰. سیری کامل در اصول فقه، فاضل لنکرانی، محمد، ج۷، ص۳۶۱.
۱۱. کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص (۲۳۱-۲۳۰).
۱۲. سیری کامل در اصول فقه، فاضل لنکرانی، محمد، ج۷، ص۳۵۳.
۱۳. تهذیب الاصول، سبزواری، عبدالاعلی، ص (۱۰۷-۱۰۵).
۱۴. دروس فی علم الاصول، صدر، محمد باقر، ج۲، ص۱۱۱.    
۱۵. تحریرات فی الاصول، خمینی، مصطفی، ج۲، ص۳۵۷.
۱۶. الوافیة فی اصول الفقه، فاضل تونی، عبدالله بن محمد، ص۶۸.
۱۷. فوائد الاصول، نائینی، محمد حسین، ج۲، ۱، ص۳۵.    
۱۸. فوائد الاصول، نائینی، محمد حسین، ج۲، ۱، ص۴۷۶.


۷ - منبع



فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۷۶۲، برگرفته از مقاله «مفاهیم».    

رده‌های این صفحه : مباحث الفاظ




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.