زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
 

تقشیر





قشر یعنی پوست و در اصطلاح علمی، ظاهر است که باطن را نگاه دارد.


۱ - قشر در اصطلاح علمی



یعنی شریعت که حافظ طریقت است و علم باطن مانند مغز و علم ظاهر همچون پوست است.تقشیر مصدر باب تفعیل و به معنای کندن پوست و قشر از چیزی است. در فلسفه هرجا که قصد بیان تجرد وجودی از زواید و امور غیر از ذات و ذاتیات شیئ باشد، این واژه استعمال می‌شود. این عمل که توسط عقل و قوه ناطقه انسان صورت می‌پذیرد به این علت است که این امور دارای زوائد مادی و جسمانی و یا نیمه جسمانی هستند و چون عقل و قوه تفکر انسان از امور مجرد است توان درک این امور با همه مشخصات و عوارض آنها را ندارد. به همین جهت عقل ابتدا آنها را از زوائد و عوارضی که بر اصل ماهیت و حقیقت آنها بار شده‌اند جدا کرده و به اصطلاح تقشیر می‌نماید و بدین صورت می‌تواند آنها را درک کند.

۲ - مصادیق تقشیر



مصادیق تقشیر در فلسفه عبارتند از:

۲.۱ - ماهیتهای خارجی و تشخص یافته


ماهیتهای خارجی و تشخص یافته: در بحث تشخص ماهیت آمده است که قبل از تشخص ماهیت به واسطه هیئت‌ها و اموری که از خارج آن بدان ملحق می‌شوند، ماهیت وجودی در متن واقع و نفس الامر دارد که از این زوائد و پوست‌ها جدا و عاری است و در این مرحله می‌تواند مورد تعلق نفس واقع شود و متصف به کلیت شود.

۲.۲ - صورتهای مادی و طبیعی


صورتهای مادی و طبیعی: آنچه که به ادراک عقل می‌رسد، باید به نحو کامل از امور مادی و جسمانی جدا و تقشیر شوند وگرنه نمی‌توانند مدرک عقل واقع شوند. از آن جایی که صور عقلی، از نظر حقیقی بسیط هستند و هر حقیقت صرفه‌ای، قابل تعدد و تکثر نمی‌باشد. اگر صورتی از ماده و از صورت اشباح مثالی مجرد شوند و عقل، آن را از قیود ماده و زمان و مکان منتزع و از قشور و پوسته‌ای جسدی تقشیر نماید و به وجودی عقلانی متمثل گردید، مثل صورت عقلی مجرد بالفطره، تکثر و تعدد فردی نمی‌پذیرد. اگر هزاران نفر صورت طبیعیه را از قیود و جلباب باعث تعدد، رها سازند و آن را به صورتی مجرد تام الوجود ادراک نمایند، مدرک واقعی، شی ء واحد است.مثلا "آب" با وصف کلیت و عقلی، باید جمیع اموری که از عوارض لاحق و زائد بر حقیقت آن است، جدا شود.
[۵] آشتیانی، جلال الدین، التعلیقات علی الشواهد الربوبیة المحقق السبزواری، ص۶۹۲.


۲.۳ - مدرکات قوای نازل نفس


مدرکات قوای نازل نفس: این مدرکات که همراه با عجز و ضعف هستند، اموری هستند که به ماده نزدیکتر و نحوه وجود آنها ضعیف است. بنابر مسلک شیخ الرئیس ، این امور از آن جایی که به حسب اعمال نفس، تجرید تام و تقشیر کامل نمی‌شوند و قوای ادراکی این مدرکات، ضعیف الوجود و از سنخ امور جسمانی هستند، بعد از جدا شدن نفس، به تبع قوای ادراکی، معدوم می‌شوند. بنابر مسلک شیخ آنچه از امور خارج از ذات انسان ادراک شوند و معلوم و مشهود نفس واقع گردند، اگر به کلی از ماده و مقدار، تجرید و تقشیر نگردند باقی نمی‌مانند.

۲.۴ - صورت‌های خیالی


صورت‌های خیالی: عقل و قوه ناطقه، لواحق عارض بر این امور را از این صورتها که در خیال انسان رسم شده است، جدا نموده و آنرا تعقل کرده و درک می‌کند.

۳ - پانویس


 
۱. ↑ سجادی، جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، ج۳، ص۱۴۸۱.    
۲. ↑ صدر المتالهین، محمد بن صدر، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة، ج۱، ص۲۸۷.    
۳. ↑ آشتیانی، جلال الدین، شرح بر زاد المسافر، ص۱۱۳.    
۴. ↑ آشتیانی، جلال الدین، شرح بر زاد المسافر، ص۴۶۶.    
۵. ↑ آشتیانی، جلال الدین، التعلیقات علی الشواهد الربوبیة المحقق السبزواری، ص۶۹۲.
۶. ↑ آشتیانی، جلال الدین، شرح بر زاد المسافر، ص۱۱۳.    
۷. ↑ ابن سینا، حسین بن عبدالله، رسائل ابن سینا، ص۴۷۴.    


۴ - منبع



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «تقشیر».    


رده‌های این صفحه : اصطلاحات فلسفی | فلسفه




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.