زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
 

مسافت حرکت





مسافت حرکت به معنای بستر حرکت و در اصطلاح فلسفی، به معنای مقوله‌ای است که حرکت به آن نسبت داده می‌شود، مانند حرکت جسم در کم خود به واسطه رشد کردن و در کیف خود به واسطه تغییر حالت دادن.
[۲] طباطبائی، محمدحسین، نهایه الحکمه، ص۲۵۷، قم، نشر اسلامی، ۱۴۲۲ق، شانزدهم.
مثلا وقتی گیاه رشد و نمو می‌کند، در کم خود حرکت می‌کند، یعنی بستر حرکتش و کانالی که در آن گذر می‌کند، همان مقوله کم است و یا سیبی که رنگش عوض می‌شود و از سبزی به زردی می‌گراید، کانالی که در آن حرکت محقق می‌شود، رنگ است که از مقوله کیف است.
[۳] شیروانی، علی، ترجمه و شرح نهایه الحکمه، ج۲، ص۲۵۷، قم، نشر بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش، هفتم.



۱ - مراد فلاسفه



مراد فلاسفه از اینکه مقوله را مسافت حرکت دانسته‌اند این است که در تمام مراحل حرکت مقوله واحدی صادق است و جای خود را به مقوله دیگری نمی‌دهد و چون مفهوم مقوله خاصی که حرکت در آن واقع می‌شود، بر همه مراتب و مراحل حرکت منطبق می‌شود می‌توان آن را کانال و مجرای حرکت به شمار آورد.
[۴] تعلیقه نهایه الحکمه، شماره ۳۰۴، به نقل ترجمه و شرح نهایه شیروانی، ج۲، ص۲۷۵.
پس اختلاف نوعی، میان اجتماعی بالقوه حرکت، برخلاف نظر برخی از فلاسفه مجاز نیست و اختلاف نوعی، فقط در مبدا و منتهای حرکت وجود دارد. زیرا انتزاع چند ماهیت از اجزای بالقوه یک حرکت، مستلزم این است که بتوان برای هر یک، مرز مشخصی را در نظر گرفت و این نشانه آن است که حرکت مفروض، در واقع، ترکیبی از چند حرکت است هر چند به نظر سطحی، حرکت واحدی تلقی می‌شود.
[۵] مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۳۰۲، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۸۲ش، سوم.

مسافت، مانند کانالی است که متحرک در آن جریان می‌یابد و اگر فرض کنیم که امتداد حرکت قطع شود و سکونی در آن پدید آید، می‌توان گفت که جسم مزبور، در آن کانال قرار دارد و از این روی، مسافت ، بر بستر حرکت منطبق است.
[۶] مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۳۰۱.


۲ - معنای وقوع حرکت در مقوله



البته وقوع حرکت در یک مقوله به معنای تغییر در ماهیت آن مقوله نیست؛ زیرا وقوع تغییر در ماهیت مستلزم انقلاب در ماهیت است و سلب شیء از خودش است که محال است.
[۷] علی شیروانی، شرح نهایه، ج۲، ص۲۷۴.
[۸] علی شیروانی، شرح نهایه، ج۲، ص۲۷۵.
همچنین به معنای تغییر در وجود فی نفسه آن مقوله (یعنی وجودی که از آن مقوله و ماهیت، طرد عدم می‌کند) نمی‌باشد؛ زیرا وجود فی نفسه ماهیت، همان ماهیت است و در خارج با آن یکی است پس تغییر در وجود فی نفسه ماهیت تغییر در نفس ماهیت خواهد بود که امری محال است.
[۹] علامه طباطبایی، نهایه الحکمه، ص۲۵۷.
بلکه حرکت و تغییر فقط در وجود ناعتی ماهیت (وجودی که ربطی است و دارای حقیقتی نسبی است و وصف ماهیت دیگری است مثل سفیدی که ماهیت مستقلی ندارد و موجب اتصاف شیء سفید به وصف سفیدی می‌شود) اتفاق می‌افتد و چون وجود ناعتی، ماهیت ندارد، وقوع حرکت و تغییر در آن مستلزم امر محالی نیست. پس وقتی جسم مثلا در کیف خود حرکت می‌کند و سیبی از سبزی به زردی می‌گراید، نه در ماهیت جسم سیب، تغییری رخ می‌دهد و نه در ماهیت کیف یعنی سبزی و زردی تغییری روی می‌دهد. بلکه تغییر و تحول، تنها در وجود نعتی کیف روی می‌دهد و فقط سیب سبز تبدیل به سیب زرد می‌شود و چو سبز و زرد که از وجود نعتی کیف زردی و سبزی انتزاع می‌شود، ماهیت نیستند، تغییر در آن محال نیست.
[۱۰] شیروانی، شرح نهایه الحکمه، ج۲، ص۲۷۶.
[۱۱] شیروانی، شرح نهایه الحکمه، ج۲، ص۲۷۷.

ذکر این نکته لازم است که چون وجود فی نفسه شیء با وجود ناعتی آن اتحاد دارد و دو اعتبار از یک وجود هستند، حرکتی که متعلق به وجود ناعت است، به وجود فی نفسه و خود ماهیت نسبت داده می‌شود.
[۱۲] علامه طباطبایی، نهایه الحکمه، ص۲۵۸.


۳ - پانویس


 
۱. ↑ مطهری، مرتضی، حرکت و زمان در فلسفه اسلامی، ج۱، ص۳۵۷، تهران، نشر حکمت، ۱۳۶۹ش، سوم.    
۲. ↑ طباطبائی، محمدحسین، نهایه الحکمه، ص۲۵۷، قم، نشر اسلامی، ۱۴۲۲ق، شانزدهم.
۳. ↑ شیروانی، علی، ترجمه و شرح نهایه الحکمه، ج۲، ص۲۵۷، قم، نشر بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش، هفتم.
۴. ↑ تعلیقه نهایه الحکمه، شماره ۳۰۴، به نقل ترجمه و شرح نهایه شیروانی، ج۲، ص۲۷۵.
۵. ↑ مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۳۰۲، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۸۲ش، سوم.
۶. ↑ مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۳۰۱.
۷. ↑ علی شیروانی، شرح نهایه، ج۲، ص۲۷۴.
۸. ↑ علی شیروانی، شرح نهایه، ج۲، ص۲۷۵.
۹. ↑ علامه طباطبایی، نهایه الحکمه، ص۲۵۷.
۱۰. ↑ شیروانی، شرح نهایه الحکمه، ج۲، ص۲۷۶.
۱۱. ↑ شیروانی، شرح نهایه الحکمه، ج۲، ص۲۷۷.
۱۲. ↑ علامه طباطبایی، نهایه الحکمه، ص۲۵۸.


۴ - منبع


سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «مسافت حرکت».    


رده‌های این صفحه : اصطلاحات فلسفی | حرکت | فلسفه




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.