زمان تقریبی مطالعه: 6 دقیقه
 

مأمون عباسی






ابوعباس عبدالله بن‌ هارون عباسی (۱۷۰-۲۱۸ق)، مشهور به مامون عباسی، هفتمین خلیفه عباسی که از سال ۱۹۸ق تا ۲۱۸ق حکومت کرد و امام رضا (علیه‌السلام) را مسموم و به شهادت رساند.


۱ - معرفی اجمالی



ابوعباس (ابوجعفر) عبدالله بن‌ هارون بن مهدی مامون عباسی، هفتمین خلیفه عباسی و فرزند‌ هارون الرشید (خلافت ۱۷۰-۱۹۳ق) از کنیزی ایرانی (بادغیسی خراسانی) بود
[۱] یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۴۴.
که در سال ۱۷۰ق به دنیا آمد. از کودکی به تحصیل علوم فقه، ادبیات و تاریخ پرداخت و از افرادی چون هشیم، عباد بن عوام، یوسف بن عطیه و ابومعاویه ضریر حدیث شنید. چنان‌که از او فرزندش فضل، یحیی بن اکثم، عبدالله بن طاهر، دعبل خزاعی و دیگران روایت کرده‌اند. پدرش‌ هارون او را مامون لقب داد و به ولایت خراسان منصوب کرد.

۲ - حکومت



وی پس از مرگ پدر به تحریک و تدبیر فضل بن سهل و سرداری طاهر ذوالیمینین با برادرش امین جنگید و بر او غالب شد. در سال ۱۹۵ق در مرو به خلافت خوانده شد و در سال ۱۹۸ق با او بیعت عمومی صورت گرفت. در سال ۲۰۰ق امام رضا (علیه‌السّلام) را به خراسان برد و او را به عنوان ولیعهد خود قرار داد و همزمان دختران خود‌ ام حبیب و‌ ام فضل را به تزویج امام رضا و امام جواد (علیهما‌السّلام) درآورد اما هنگام برگشت به بغداد امام رضا (علیه‌السّلام) را در طوس مسموم کرد.
[۱۰] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۴۴۱.

در سال ۲۱۲ق افضلیت علی (علیه‌السّلام) پس از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و همچنین مخلوق بودن قرآن را رسماً اعلام کرد و این ناشی از تمایل شدید او به مذهب معتزله بود. صفدی می‌گوید: مامون مایل به تشیع بود و مدتی متعه زنان را مجاز اعلام کرد و ترحّم بر معاویه و به نیکی یاد کردن او را ممنوع دانست.

۳ - ویژگی‌ها



برخی او را عالم‌ترین خلفا به فقه و کلام
[۱۴] ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ص۱۲۹.
و ستاره بنی عباس در علم و حکمت دانسته‌اند. در همین راستا، خبری از امیرمؤمنان علی (علیه‌السّلام) روایت کرده‌اند که هفتمین آنان (مقصود خلفای بنی عباس) عالم‌ترین ایشان است.
[۱۶] ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۳۱۱.

مامون را از مردان با اراده، صبور، صاحب رای و فهم، سیاستمدار، با هیبت و شجاع در بین عباسیان می‌دانند. دینوری می‌گوید: او از هر علمی بهره‌ای داشت. استادش، ابوهذیل علاّف بود و در خلافت خود، مجالس مناظره در موضوع ادیان و مذاهب برپا می‌کرد و کتاب اقلیدس را از روم آورد و دستور داد آن را شرح و ترجمه کنند.
ذهبی او را شیعه می‌داند و می‌گوید: در ترجمه کتب عقلی تلاش زیادی کرد و بر کوه دمشق رصدخانه ساخت. فصیح و سخنران بود و بر منبر، حدیث نقل می‌کرد و روزهای سه‌شنبه را به مناظره می‌پرداخت.
خطیب بغدادی می‌گوید: در میان خلفا، فقط عثمان (خلافت ۲۳-۳۵ق) و مامون حافظ قرآن بودند. با این‌حال گزارشی از شراب‌خواری و شطرنج بازی وی موجود است.

۴ - مرگ



این خلیفه عباسی هنگامی که به جنگ روم می‌رفت، در محلی به نام بزندون بیمار شد و در رجب سال ۲۱۸ق درگذشت و جنازه‌اش را به طرسوس منتقل و در آنجا دفن کردند.
[۲۳] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۳، ص۴۵۵ و ۴۵۸.


۵ - تالیفات



تالیفات وی را چنین بر شمرده‌اند: رساله‌ای در نشانه‌های پیامبری، رساله‌ای درباره مناقب خلفای پس از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، جواب پادشاه برغر (همان بلغار یا نام گروهی از ترکان است) درباره آنچه از اسلام و توحید پرسیده بود
[۲۵] ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ص۱۲۹.
، مناظره با علمای اهل‌سنت، شرایع الدین و دیوان شعر.
[۲۸] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه، ج۲۲، ص۳۱۰.
[۲۹] ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایه، ج۱، ص۲۴۴.


۶ - پانویس


 
۱. ↑ یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۴۴.
۲. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۸، ص۶۵۰.    
۳. ↑ ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج۱۵، ص۲۲۷.    
۴. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۶۹.    
۵. ↑ عصفری، خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه، ص۳۸۴.    
۶. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۸، ص۵۴۴.    
۷. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۸، ص۵۵۴.    
۸. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۸، ص۵۶۶.    
۹. ↑ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۴، ص۲۴.    
۱۰. ↑ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۴۴۱.
۱۱. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۸، ص۶۱۹.    
۱۲. ↑ صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۱۷، ص۳۵۱.    
۱۳. ↑ صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۱۷، ص۳۵۳.    
۱۴. ↑ ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ص۱۲۹.
۱۵. ↑ ابوحنیفه دینوری، احمد ین داوود، الاخبار الطوال، ص۴۰۱.    
۱۶. ↑ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۳۱۱.
۱۷. ↑ ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج۱۵، ص۲۲۷.    
۱۸. ↑ ابوحنیفه دینوری، احمد ین داوود، الاخبار الطوال، ص۴۰۱.    
۱۹. ↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۱۰، ص۲۷۳۲۸۱.    
۲۰. ↑ خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۸۷.    
۲۱. ↑ ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج۱۵، ص۲۳۰.    
۲۲. ↑ ابن قتیبه دینوری، احمد ین داوود، الاخبار الطوال، ص۴۰۱.    
۲۳. ↑ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۳، ص۴۵۵ و ۴۵۸.
۲۴. ↑ حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ج۱، ص۳۸۵.    
۲۵. ↑ ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ص۱۲۹.
۲۶. ↑ آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه، ج۹، ص۶۹۴.    
۲۷. ↑ آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه، ج۱۳، ص۵۱.    
۲۸. ↑ آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه، ج۲۲، ص۳۱۰.
۲۹. ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایه، ج۱، ص۲۴۴.
۳۰. ↑ مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب، ج۸، ص۴۱۱.    
۳۱. ↑ ابن شاکر کتبی، محمد بن شاکر، فوات الوفیات، ج۲، ص۲۳۵.    


۷ - منبع



• پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی، دائرة المعارف مؤلفان اسلامی، ج۱، ص۴۸۶-۴۸۷، برگرفته از مقاله «عبدالله مامون».






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.