زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
 

طلاق بائن






طلاق بائن ، طلاقی است كه بعد از آن شوهر نمی‌تواند به آن زن رجوع کند. پس با وقوع آن، روابط زناشوئی پایان می‌پذیرد و زن و شوهر نسبت به هم بیگانه می‌شوند و در صورت تمایل به زندگی مشترك، نیاز به نکاح و عقد جدید است.


۱ - توضیح اصطلاح



طلاق بائن آن است كه مرد در آن حقّ رجوع به زن خود را ندارد، منظور از رجوع آن است كه مرد بدون عقد با زن آشتى كند و او را مجدّداً به همسرى بپذيرد. البته اطلاق حق به رجوع مرد گرچه در افواه جاری است لیکن به باور و تعبیر برخی از فقها جواز رجوع مرد در طلاق رجعی که طلاق بائن فاقد آن است، حکم شرعی غیرقابل اسقاط است و مثل خیار در بیع خیاری حق قابل اسقاط نیست.

۲ - اقسام طلاق بائن



در موارد ذیل طلاق، بائن است:
اوّل: طلاق زنى كه نُه سالش تمام نشده باشد. حتی اگر شوهر با وی نزدیکی کرده باشد.
دوم: طلاق زنى كه یائسه باشد يعنى اگر سيّده است بيشتر از شصت سال و اگر سيّده نيست بيشتر از پنجاه سال داشته باشد. و به بیان دقیق‌تر زن سیده شصت سال را تمام کرده باشد و غیر سیده پنجاه سال را و میزان، سال قمری است.
سوم: طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد با او نزديكى نكرده باشد.
چهارم: طلاق سوّمِ زنى كه او را سه دفعه طلاق داده‌اند . یعنی طلاق سومی که قبل از آن شوهر بین طلاق اول و دوم و بین طلاق دوم و سوم، به آن زن رجوع کرده باشد ولو با عقد جدید بعد از سپری شدن عده.
پنجم و ششم: طلاق خلع و مبارات.
هفتم: طلاق حاکم شرع، زن شخصى را كه نه حاضر است كه مخارج زندگى او را بدهد و نه حاضر است او را طلاق دهد.

۳ - پانویس


 
۱. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۵۶، کتاب الطلاق، القول فی اقسام الطلاق.    
۲. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۷۴، کتاب الطلاق، القول فی الرجعة، مساله ۷.    
۳. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۵۶، کتاب الطلاق، القول فی اقسام الطلاق.    
۴. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۴۷، کتاب الطهارة، فصل فی غسل الحیض.    
۵. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۳۲، استفتائات امام خمینی، ج۱، ص۲۴۷، سؤال ۵۴۰.    
۶. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۵۶، کتاب الطلاق، القول فی اقسام الطلاق.    
۷. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۵۶، کتاب الطلاق، القول فی اقسام الطلاق.    
۸. ↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج ۳۲، ص ۱۱۹.    
۹. ↑ خمینی و سایر مراجع، رساله توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۵۳۰.    
۱۰. ↑ خویی، سید ابو القاسم، منهاج الصالحین، ج ۲، ص ۲۹۵.    


۴ - منابع



• سایت پژوهه    
• ساعدی، محمد، (مدرس حوزه و پژوهشگر)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.