تغیر مسیر یافته از - أوب
زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
 

أوب (مفردات‌نهج‌البلاغه)






أوب یا مآب از مفردات نهج البلاغه، به معنای بازگشت می‌باشد که حضرت علی (علیه‌السلام) در خصوص بدترین بازگشت‌ها و بیان موعظه‌ای و ... از این کلمه استفاده نمود است.


۱ - مفهوم‌شناسی



أوب به معنای بازگشت آمده است. چنان‌که گفته شده: «آب من سفره اوبا: رجع.» مآب نیز مصدر میمی می‌آید به معنی بازگشت؛ همچنین اسم زمان و اسم مکان نیز می‌آید. راغب در مفردات آورده است: اوب به معنی رجوع از روی اراده و اختیار است، ولی رجوع اعّم می‌باشد. همچنین «اوب» به معنی طریق و ناحیه نیز آید؛ لذا گفته می‌شود: «جاء و امن کلّ اوب؛ آمدند از هر طرف.»

۲ - کاربردها



در کلمات و خطبه‌های حضرت (علیه‌السلام)، از این کلمه در مواردی استفاده شده است که عبارتند از:

۲.۱ - بدترین بازگشت‌ها


آن حضرت (صلوات‌الله‌علیه) خطاب به خوارج می‌گوید: «فابوا شرّ ماب و ارجعوا علی اثر الاعقاب اما انّکم ستلقون بعدی ذلا شاملا و سیفا قاطعا؛ برگردید بدترین برگشت، برگردید به عقب‌ها (ضرری به من ندارید) آگاه باشید که بعد از من ذلّت عمومی و شمشیر بر آن شما را خواهد گرفت.» آری خوارج در آینده به دست بنی امیّه ذلیل شدند.

۲.۲ - موعظه


امام (علیه‌السلام) در مقام موعظه نیز فرموده است: «فجعل الله لهم الجنّة مابا و الجزاء ثوابا»
«مآب» در اینجا اسم مکان است و به معنای محل بازگشت، می‌باشد.

۲.۳ - توصیف اهل شام


آن حضرت (علیه‌السلام) در وصف اهل شام که به صفین برای یاری معاویه آمده بودند، فرموده است: «جفاة طغام و عبید اقزام جمعوا من کلّ اوب و تلقّطوا من کلّ شوب ممنّ ینبغی ان یفقّه و یؤدّب و یعلّم و یدرّب و یولّی علیه و یؤخذ علی یدیه لیسوا من المهاجرین و الانصار، و لا من الدین تبوّؤا الدار و الایمان؛ این توده ناآگاه بی‌رحم و سنگدلند و اراذلند، بی‌فضیلت و پستند، از هر طرف گرد آمده و از هر اختلاط و آمیختگی گرفته شده‌اند، کسانی هستند که باید آموزش و ادب و تعلیم و تمرین ببینند؛ و بر آن‌ها ولی و قیّم تعیین شود و دستشان را بگیرند. یعنی احمق و نادانند باید تربیت شوند، نه این‌که کاری به آن‌ها واگذار شود و به حساب گرفته شوند، آن‌ها نه از مهاجرین هستند و نه از انصار و نه از کسانی‌که در مدینه، دیار و ایمان را آماده کردند (انصار اوّلی).»

۲.۳.۱ - بیان مفردات


۱ـ «جفاة» جمع جاف غلیظ القلب.
۲ـ «طغام» بفتح اوّل از اراذل مردم.
۳ـ «عبید» کنایه از بدخلقی و بی‌فضیلتی است.
۴ـ «اقزام» جمع قزم، اراذل ناس.
۵ـ «اوب» ناحیه و طرف.
۶ـ «شوب» یعنی آمیختگی. محمد عبده «شوب» را به معنای ناصحیح بودن نسب، آورده است.
این ماده (اوب) با مشتقات آن جمعاً یازده بار در «نهج البلاغه» آمده است.

۳ - پانویس


 
۱. ↑ زمخشری، ابوالقاسم محمود بن عمر، ربیع الأبرار و نصوص الأخبار، ج۱، ص۶۶، بی‌جا، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بی‌تا.    
۲. ↑ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القران، ص۹۷، دمشق بیروت، دار القلم - الدار الشامیة، ۱۴۱۲.    
۳. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۹۳، خطبه۵۸.    
۴. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۲۸۲، خطبه۱۹۰.    
۵. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۳۵۷، خطبه۲۳۸.    
۶. ↑ عبده، محمد، نهج البلاغة، ج۲، ص۲۵۸، مطبعة الإستقامة، بی‌جا، بی‌تا.    
۷. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۱۶۵، خطبه۱۱۱.    
۸. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۳۳۷، خطبه۲۲۰.    
۹. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۴۴۸، نامه۵۸.    
۱۰. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۳۳۹، خطبه۲۲۱.    


۴ - منبع


• قرشی بنابی، علی‌اکبر، مفردات نهج البلاغه، برگرفته از مقاله «أوب»، ص۹۶.    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.