زمان تقریبی مطالعه: 8 دقیقه
 

آیه هجرت





نود و هفتمین آیه سوره نساء، دربردارنده حکم هجرت است


۱ - سرنوشت متخلفان از هجرت



در این آیه به سرنوشت شوم کسانی اشاره شده که در ظاهر مسلمان بودند؛ اما هجرت نکردند و سرانجام در صفوف مشرکان جان سپردند. آنان در حالی که به نفس خویش ستم روا داشته‌اند، در پاسخ به فرشتگان قبض روح کننده، علت هجرت نکردنشان را استضعاف و زیر فشار بودن خویش می‌شمرند. اما عذر آنان پذیرفته نمی‌شود؛ با این استدلال که سرزمین خداوند پهناور است و برای حفظ دین باید هجرت کرد: {ان الذین توفاهم الملائکة ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها فاولئک ماواهم جهنم وساءت مصیرا}.

۲ - زمینه سازی هجرت



در پی بیعت عقبه میان پیامبر گرامی (صلی الله علیه و اله) و گروهی از مردم مدینه، زمینه هجرت بسیاری از مسلمانان به آن شهر، پیش از هجرت رسول خدا (صلی الله علیه و اله) فراهم شد.
[۳] تاریخ طبری، ج۲، ص۹۶.
[۴] تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۷.
با هجرت ایشان به مدینه، صف مؤمنان از مشرکان به روشنی جدا گشت. از این رو، آیه ۹۷ نساء/ ۴ که به آیه هجرت معروف است،
[۵] . جامع البیان، ج۵، ص۳۱۵-۳۱۶.
[۶] الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۵-۲۰۶.
پس از غزوه بدر درباره گروهی نازل شد که در مکه اسلام آوردند و هجرت نکردند.
[۷] . البدایة و النهایه، ج۳، ص۳۶۰.


۳ - روایت‌های شان نزول



روایت‌های شان نزول این آیه، مختلفند:
۱. گروهی در مکه به خدا و رسولش ایمان آوردند؛ اما از هجرت با ایشان تخلف کردند و به سبب تهدید سران قریش که هر کس با آنان به سوی بدر حرکت نکند خانه اش خراب و اموالش مصادره خواهد شد،
[۹] . البدایة و النهایه، ج۳، ص۳۶۰.
[۱۰] الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۵.
گروهی از آنان همراه مشرکان به جنگ بدر رفتند و به دست مسلمانان کشته شدند. پس از جنگ، مسلمانان با این پندار که این گروه از مسلمانان با کراهت در صف مشرکان قرار گرفته و کشته شده‌اند، برای آنان استغفار کردند. بدین جهت آیه هجرت نازل شد
[۱۱] . جامع البیان، ج۵، ص۳۱۶.
[۱۲] الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۵.
و از حال آنان خبر داد.
[۱۳] . جامع البیان، ج۵، ص۳۱۵-۳۱۶.
بر پایه گزارشی، از سوال و جواب فرشتگان قبض روح کننده از این افراد، برمی آید که آنان مسلمان بوده‌اند؛ گرچه بر اثر ترک هجرت،قرآن از آنان به {ظالمی انفسهم} تعبیر می‌کند. اگر آنان مسلمان نبودند، چنین پرسش‌هایی از آنان نمی‌شد.
[۱۷] تفسیر قرطبی، ج۵، ص۳۴۶.


۲. بر پایه گزارشی دیگر، گروهی در مکه اظهار ایمان کردند؛ اما هنگام مشاهده کم شمار بودن مسلمانان در غزوه بدر دچار تردید شدند و پنداشتند که مسلمانان به واسطه دینشان دچار غرور گشته‌اند.
[۱۸] . مجمع البیان، ج۳، ص۱۵۰.
[۱۹] روض الجنان، ج۶، ص۷۸.
[۲۰] فتح القدیر، ج۱، ص۵۰۱.
از این رو، به گفته مفسران مقصود از {ظالمی انفسهم} در آیه هجرت،کفر آنان است
[۲۲] مجمع البیان، ج۳، ص۱۵۱.
[۲۳] التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۱۲.
که سرانجام در حال ارتداد کشته شدند و آیه هجرت درباره آن‌ها نازل شد.

بر پایه نقل‌ها
[۲۵] . جامع البیان، ج۵، ص۳۱۷-۳۱۸.
[۲۶] الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۵.
[۲۷] فتح القدیر، ج۱، ص۵۰۴.
و روایتی از امام باقر علیه السلام کسانی که در غزوه بدر کشته شدند و آیه هجرت درباره آنان نازل شد، پنج نفر بودند: قیس بن فاکه بن مغیره،حارث بن زمعه، قیس بن ولید، ابوالعاص بن میته و علی بن امیة بن خلف.

۳. در غزوه بدر هنگامی که عباس عموی پیامبر۹،عقیل و نوفل به دست مسلمانان اسیر شدند، رسول خدا (صلی الله علیه و اله) به عباس فرمود تا فدیه آزادی خود و برادر زاده‌اش، عقیل، را بپردازد. عباس پاسخ داد: ما به سوی قبله تو نماز گزاردیم و به آنچه تو شهادت دادی، شهادت دادیم. پیامبر (صلی الله علیه و اله) فرمود: شما دشمنی کردید و با شما دشمنی شد. سپس این آیه را تلاوت کرد:
[۳۰] . تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۴۵.
[۳۱] الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۶.
{الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها... } .

۴ - فرع ففهی



آیه هجرت افزون بر بیان حال مسلمانان تارک هجرت و کیفیت برخورد فرشتگان مرگ با آن‌ها، در بردارنده حکم وجوب هجرت بر هر مسلمانی است که در زیستگاه خویش قادر به اقامه شعائر دین نباشد.
[۳۶] . جامع البیان، ج۴، ص۳۱۷-۳۱۸.
از این رو، با نازل شدن آیه هجرت،اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و اله) در مدینه به کسانی که در مکه مسلمان شده و به مدینه هجرت نکرده بودند، نامه نوشتند که اقرار و اسلام ایشان پذیرفته نیست، مگر با هجرت.
[۴۰] الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۵.
بر پایه گزارشی، پس از نزول آیه هجرت، رسول خدا افرادی را برای اعلان این آیه به مکه فرستاد. برخی مفسران از آیات ۹۷-۹۹ نساء/۴ به آیات هجرت تعبیر کرده‌اند.
[۴۲] . مجمع البیان، ج۳، ص۱۵۲.



۵ - منابع




(۱). البدایة و النهایه، ابن کثیر (م. ۷۷۴ق.) ، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.
(۲). تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک)، الطبری (م. ۳۱۰ق.) ، به کوشش گروهی از علما، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۳ق.
(۳). تاریخ الیعقوبی، احمد بن یعقوب (م. ۲۹۲ق.) ، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۵ق.
(۴). التبیان، الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
(۵). تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم)، ابن کثیر (م. ۷۷۴ق.) ، به کوشش شمس الدین، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق.
(۶). التفسیر الکبیر، الفخر الرازی (م. ۶۰۶ق.) ، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۱۳ق.
(۷). تفسیر بغوی (معالم التنزیل)، البغوی (م. ۵۱۰ق.) ، به کوشش خالد عبدالرحمن، بیروت، دار المعرفه.
(۸). تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن)، القرطبی (م. ۶۷۱ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق.
(۹). تفسیر نور الثقلین، العروسی الحویزی (م. ۱۱۱۲ق.) ، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.
(۱۰). جامع البیان، الطبری (م. ۳۱۰ق.) ، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.
(۱۱). الدر المنثور، السیوطی (م. ۹۱۱ق.) ، بیروت، دار المعرفه، ۱۳۶۵ق.
(۱۲). روح المعانی، الآلوسی (م. ۱۲۷۰ق.) ، به کوشش علی عبدالباری، بیروت، ۱۴۱۵ق.
(۱۳). روض الجنان، ابوالفتوح رازی (م. ۵۵۴ق.) ، به کوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ش.
(۱۴). الصافی، الفیض الکاشانی (م. ۱۰۹۱ق.) ، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۲ق.
(۱۵). الطبقات الکبری، ابن سعد (م. ۲۳۰ق.) ، بیروت، دار صادر.
(۱۶). فتح القدیر، الشوکانی (م. ۱۲۵۰ق.) ، بیروت، دار المعرفه.
(۱۷). الکشاف، الزمخشری (م. ۵۳۸ق.) ، مصطفی البابی، ۱۳۸۵ق.
(۱۸). مجمع البیان، الطبرسی (م. ۵۴۸ق.) ، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق.
(۱۹). المحرر الوجیز، ابن عطیة الاندلسی (م. ۵۴۶ق.) ، به کوشش عبدالسلام، لبنان، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۳ق.
(۲۰). المنیر، وهبة الزحیلی، بیروت، دار الفکر المعاصر، ۱۴۱۱ق.



۶ - پانویس


 
۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۹۷.    
۲. ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۲۲۵.    
۳. ↑ تاریخ طبری، ج۲، ص۹۶.
۴. ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۷.
۵. ↑ . جامع البیان، ج۵، ص۳۱۵-۳۱۶.
۶. ↑ الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۵-۲۰۶.
۷. ↑ . البدایة و النهایه، ج۳، ص۳۶۰.
۸. ↑ ، روح المعانی، الألوسی، شهاب الدین، ج ۳ صفحه:۱۲۱    
۹. ↑ . البدایة و النهایه، ج۳، ص۳۶۰.
۱۰. ↑ الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۵.
۱۱. ↑ . جامع البیان، ج۵، ص۳۱۶.
۱۲. ↑ الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۵.
۱۳. ↑ . جامع البیان، ج۵، ص۳۱۵-۳۱۶.
۱۴. ↑ تفسیر القرطبی، القرطبی، ج۵، ص۳۴۵    
۱۵. ↑ المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ابن عطیة الأندلسی، ج۲، ص۱۰۰    
۱۶. ↑ تفسیر القرطبی، القرطبی، ج۵، ص۳۴۵    
۱۷. ↑ تفسیر قرطبی، ج۵، ص۳۴۶.
۱۸. ↑ . مجمع البیان، ج۳، ص۱۵۰.
۱۹. ↑ روض الجنان، ج۶، ص۷۸.
۲۰. ↑ فتح القدیر، ج۱، ص۵۰۱.
۲۱. ↑ التبیان، الشیخ الطوسی، ج۳، ص۳۰۳.    
۲۲. ↑ مجمع البیان، ج۳، ص۱۵۱.
۲۳. ↑ التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۱۲.
۲۴. ↑ تفسیر القرطبی، القرطبی، ج۵، ص۳۴۵    
۲۵. ↑ . جامع البیان، ج۵، ص۳۱۷-۳۱۸.
۲۶. ↑ الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۵.
۲۷. ↑ فتح القدیر، ج۱، ص۵۰۴.
۲۸. ↑ التبیان، الشیخ الطوسی، ج۳، ص۳۰۳.    
۲۹. ↑ نور الثقلین، الشیخ الحویزی، ج۱، ص۵۳۶.    
۳۰. ↑ . تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۴۵.
۳۱. ↑ الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۶.
۳۲. ↑ نساء/سوره۴، آیه۹۷.    
۳۳. ↑ الکشاف، الزمخشری، ج۱، ص۵۵۵.    
۳۴. ↑ تفسیر القرطبی، القرطبی، ج۵، ص۳۴۶    
۳۵. ↑ الصافی، الفیض الکاشانی، ج۱، ص۴۹۰.    
۳۶. ↑ . جامع البیان، ج۴، ص۳۱۷-۳۱۸.
۳۷. ↑ الکشاف، الزمخشری، ج۱، ص۵۵۵.    
۳۸. ↑ التفسیر المنیر، وهبة الزحیلی، ج۵، ص۲۲۹.    
۳۹. ↑ تفسیر بغوی، البغوی، ج۱، ص۴۶۹.    
۴۰. ↑ الدر المنثور، ج۲، ص۲۰۵.
۴۱. ↑ الکشاف، الزمخشری، ج۱، ص۵۵۵.    
۴۲. ↑ . مجمع البیان، ج۳، ص۱۵۲.


۷ - منبع


دانشنامه حج و حرمین شریفین، بر گرفته از مقاله «آیه هجرت».    


رده‌های این صفحه : تاریخ اسلام | تفسیر | سیره پیامبر | شان نزول | هجرت




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.