زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
 

معنای استقلالی





معنای استقلالی، معنای قابل تصور، بدون نیاز به ضمیمه می باشد.


۱ - تعریف



معنای استقلالی، معنایی است که به تنهایی و بدون ضمیمه نمودن معنای دیگری به آن، قابل تصور بوده و به معنای دیگری نیاز ندارد، مانند: معانی اسمی که همگی استقلال ذاتی دارند؛ یعنی فی نفسه معنای خود را می‌رسانند، مثل معنای ابتدا، انتها و غیر آنها.
[۲] کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص۲۷.
[۵] مباحث اصولی، فاضل لنکرانی، محمد، ص (۳۳۸-۳۱۷).
[۶] اصول فقه، رشاد، محمد، ج۱، ص۳۳.


۲ - پانویس


 
۱. ↑ کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص۴۳.    
۲. ↑ کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص۲۷.
۳. ↑ فوائد الاصول، نائینی، محمد حسین، ج۱، ص۳۳.    
۴. ↑ فوائد الاصول، نائینی، محمد حسین، ج۱، ص۵۳.    
۵. ↑ مباحث اصولی، فاضل لنکرانی، محمد، ص (۳۳۸-۳۱۷).
۶. ↑ اصول فقه، رشاد، محمد، ج۱، ص۳۳.


۳ - منبع



فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۷۵۴، برگرفته از «معنای استقلالی».    

رده‌های این صفحه : معانی الفاظ




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.