زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
 

دال





دال، از اصطلاحات علم منطق بوده و به معنی شیء دلالت کننده بر شیء دیگر است.


۱ - معنی دال



واژه دالّ در لغت، اسم فاعل از ریشه دلل و به معنای راهنمایی کننده است و در اصطلاح، به چیزی گفته می‌شود که علم به آن سبب علم به چیز دیگر می‌گردد، چه لفظ باشد چه طبع و چه عقل، مانند: دود که دالّ بر وجود آتش است، یا مانند دلالت جاي پا بر رونده، دلالت سرخي چهره بر تب و دلالت لفظ انسان بر معناي حيوان ناطق. شيء اوّل را «دالّ» و شيء دوم را مدلول گويند.
بنابراين، دالّ يعنى دلالت‌کننده، راهنمايي‌کننده و کاشف، و چيزي که علم به آن، سبب علم به چيز ديگر شود؛ مثل جاي پا، سرخي چهره و لفظ انسان در مثال‌های فوق، و مدلول يعني منکشف و راهنمايي‌ شده و چيزي که به کمک چيز ديگر به آن علم حاصل شود؛ مثل: رونده، تب و معناي حيوان ناطق در مثال‌هاي فوق.
نکته: برخى از منطقيان در تقسيم دلالت به دلالت لفظی و غیر لفظی، دالّ را منشأ تقسيم قرار داده و گفته‌اند: «دالّ اگر لفظ باشد دلالت، لفظى است در غير اين صورت دلالت غير لفظى خواهد بود».
در کتاب المنطق آمده است:
«کل شی ء اذا علمت بوجوده، فینتقل ذهنک منه الی وجود شی ء آخر نسمیه دالاًّ»
[۲] قطب الدین رازی، محمد بن محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح رسالة الشمسیه، ص۲۸.
[۳] خوانساری، محمد، منطق صوری، جزء۱، ص۵۷.
[۵] مجتهدخراسانی(شهابی)، محمود، رهبر خرد، ص۱۷.


۲ - پانویس


 
۱. ↑ مظفر، محمد رضا، المنطق، ص ۴۰.    
۲. ↑ قطب الدین رازی، محمد بن محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح رسالة الشمسیه، ص۲۸.
۳. ↑ خوانساری، محمد، منطق صوری، جزء۱، ص۵۷.
۴. ↑ طوسی، نصیر الدین، اساس الاقتباس، ص۶۲.    
۵. ↑ مجتهدخراسانی(شهابی)، محمود، رهبر خرد، ص۱۷.


۳ - منبع



پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «دال»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۰/۲۶.    


رده‌های این صفحه : اصطلاحات منطقی | دلالت | منطق




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.