زهد

از دانشنامه‌ی اسلامی


«زهد» بی­ رغبتی و دل نبستن به دنیا است. کسی که به خدا ایمان آورده و دل در گرو سرای آخرت و جهان پایدار دارد، متاع دنیا را امانتی می­ داند که خدای بزرگ جهت آزمودنش در اختیار وی قرار داده است؛ لذا دیگر فریب دنیا را نمی­ خورد و از داشتن آن مسرور و از رفتن آن محزون نمی­ گردد. نیازمند نبودن، صبرکردن در مقابل حرام، آسان شدن گرفتاری ها و مشتاق بودن به سرای ابدی، از ثمرات زهد است.

معنای زهد

«زهد» در لغت به معانی «بی­ رغبت شدن، روی بازگردانیدن از چیزی، پارسایی و ترک دنیا می ­باشد». و در اصطلاح به معنی «بی­ رغبتی و دل نبستن به ظاهر دنیا به خاطر بدست آوردن آخرت و خشنودی و رضوان خداوند می ­باشد».

«در فرهنگ اسلام زهد به این معنا نیست که انسان از مال و منال دنیوی برخوردار نباشد، بلکه رکن اساسی و حقیقت زهد آن است که آدمی اسیر دنیا و مظاهر آن نگشته و در عین بهره مندی از آن، امیر و حاکم بر آن باشد؛ زهد دل کندن از دنیا و پرهیز از آمال و آرزوهایی است که تعلق به آنها انسان را زمین گیر می ­سازد».

«زهد غبار روبی دل است. صحنه دل، چون آیینه، مایل به سوی حق است و هر علاقه ­ای به غیر خدا غباری است بر آیینه دل و چنان غبارآلوده و گرد گرفته، راهی به حریم خدا ندارد و غبار روبی ضریح دل و گردگیری رواق جان، شرط لازم تابش نور حق در آیینه دل است».

حضرت علی علیه السلام درباره حقیقت زهد می­ فرمایند: «همه زهد در دو جمله از قرآن آمده است. خداوند می­ فرماید: بر آنچه از دستتان می­ رود اندوهگین نشوید و به آنچه دستتان می ­آید شادمانی نکنید. بنابراین کسی که بر گذشته اندوه نخورد و برای آنچه به دستش می­ رسد شاد نشود، زاهد است».

پارسایی در دنیا، پوشیدن لباسی خشن و خوردن غذای ناملایم نیست، بلکه زهد، کوتاه کردن آرزوهاست. بنابراین زهد، ترک لذت گرایی هاست، اما ترک زندگی و اجتماع نیست.

فضیلت زهد

با مطالعه فرازهایی از حکمت های گوهرنشان اولیای اسلام و پیشوایان معصوم دین، بیش از پیش نسبت به ارزش زهد و فضیلت پارسایی آگاه خواهیم شد و چراغ راهمان خواهد شد تا به مقصود نائل شویم.

امام صادق علیه السلام می­ فرمایند: «همه خوبی­ها در خانه ­ای استقرار یافته و کلیدش زهد و بی­ رغبتی به دنیا قرار داده شده است».

هرگاه خداوند خیر بنده ­ای را بخواهد او را به دنیا بی ­رغبت کرده و به دین آگاه و به عیبهای دنیا، بصیر می ­سازد و به هر کسی این خصلتها داده شود، خیر دنیا و آخرت به او ارزانی شده است».

بنابراین اگر دنبال خیر و نیکی هستیم منشأ آنها پارسایی و بی­ رغبتی به دنیا است. زیرا همه خطاها و گناهان از محبت به دنیا ریشه می­ گیرد و خانه ایمان را ویران می­ سازد، حضرت علی علیه السلام می­ فرمایند: «زهد کمیاب ترین چیزها و ارزشمندترین چیزی است که آدمی می شناسد؛ همگان آن را می ­ستایند ولی بیشتر مردم به آن عمل نمی­ کنند».

فلسفه زهد

درباره فلسفه و چرایی زهد چند مطلب می ­توان گفت:

۱. رهایی از دنیا: زهد باعث می ­شود انسان از زنجیر مادیات رهایی یابد و با شرایط طبیعی، خود را طوری تربیت کند که بتواند با کم بسازد و با امکانات کم زندگی کند و خود را از اسارت طبیعت آزاد کند. «پس یک فلسفه زهد، آزادی و سبکبالی است و نجات از ضعف است و انسان خود را از اسیر بودن به مادیات آزاد می­ کند... انسان تا زاهد نباشد نمی تواند آزاد باشد.»

۲. ایثار: فلسفه دیگر زهد ایثار است که یکی از عالی­ترین شئون انسانی است؛ وقتی که در جامعه ای انسانهایی نیازمند وجود داشته باشد، خدمت به همنوع ایجاب می­ کند که انسان از مادیات صرف نظر کند و به دیگران ببخشد. به این دلیل که نعمت هایی که خدا به او بخشیده را فقط مال خودش نمی ­داند و ایمان دارد که فردای قیامت از این نعمتها پرسیده خواهد شد. چنانکه آیه شریفه می­ فرماید: «و آنها را بر خود مقدم می­ دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند».

۳. همدردی: در بسیاری از مشکلات ممکن است کاری از انسان ساخته نباشد ولی انسان می­ تواند خود را همرنگ دیگران بکند و اظهار همدردی بکند. در شرح حال عالم بزرگ وحید بهبهانی آمده است: «پسر آقای وحید بهبهانی، برای زن خود لباس فاخر تهیه کرده بود. مورد اعتراض مرحوم وحید قرار گرفت و فرزند ایشان در جواب پدر این آیه تلاوت نمود: «بگو چه کسی زینت­هایی را که خداوند برای بندگانش آفریده و روزی­های پاکیزه را حرام کرده است؟» مرحوم وحید فرمود: من نمی­ گویم خوب پوشیدن و استفاده کردن از نعمت­های الهی حرام است؛ ولی یگانه مایه تسلی خاطر فقرا در این شهر، ما هستیم که با دیدن ما و لباس و خوراکمان، احساس حقارت نمی ­کنند و تسلی خاطری پیدا می ­کنند. با خارج شدن ما از طبقه آنها و رفتن به طبقه اشراف، این نقطه اتکاء روحی به کلی ویران و موجب تزلزل و اضطراب و ناراحتی آنها می گردد».

۴. معنویت روحی: دور نگاه داشتن خود از مادیات، روح را برای جذب شدن به معنویت آماده می­ کند و راز این مطلب آن است که توجه و سرگرمی به اینها را با حالت معنوی خود منافی می ­بینند.

ثمرات زهد

۱. چشیدن حلاوت ایمان: وقتی بنده ­ای به خاطر خدا، لذت دنیا را از دلش خارج می­ کند، خدای کریم در مقابل، شیرینی ایمان را به وی ارزانی می ­دارد و این لذت ایمان، لذتی ابدی، معنوی و آرامش دهنده و الهی می­ باشد. امام صادق علیه السلام می ­فرمایند: «چشیدن حلاوت ایمان بر دلهای شما حرام است، مگر آنگاه که دلهایتان به دنیا زاهد و بی ­رغبت باشد».

۲. ریزش رحمت الهی: دل زاهد، سرشار از عشق خداست. چرا که او محبت خدا را به جای محبت دنیا انتخاب کرده و هر جا که محبت خدا باشد، بی­ گمان رحمت الهی هم در آنجا متجلی می­ شود. حضرت علی علیه السلام می ­فرمایند: «به دنیا زاهد و بی­ رغبت باش تا رحمت بر تو فرود آید».

۳. آسان شدن گرفتاری ها: هدف زاهد بزرگ بوده و سختی­های راه در برابر هدف بزرگ او اصلاً به حساب نمی ­آیند. برای نمونه کسی که می­ خواهد در کنکور جزء نمرات اول باشد و در بهترین دانشگاه مشغول به تحصیل شود، انجام ندادن بازی ها و سرگرمی­ها و نرفتن به مهمانی و شب بیداری کشیدن­ها برایش آسان می­ شود. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می ­فرمایند: «هرکه دل از دنیا برکند، مصیبت ها و گرفتاری ها بر او آسان شود».

۴. جاری شدن حکمت: زاهد واقع بین می­ شود. چون حقیقت را یافته و اوهام و خیالات در سر ندارد. زیرا آنها از هوی و هوس نشأت می ­گیرد و محبت به دنیاست که انسان را به سوی هوی و هوس می­ کشاند. کسی که محبت دنیا در دلش نباشد در او حکمت جاری می­ شود. هرجا حکمت باشد، بصیرت و دانایی نیز در آنجا حضور دارد و حکمت برای زاهد چراغی می­ شود تا وی را به مقصد برساند. حضرت علی علیه السلام می­ فرمایند: «بوسیله زهد است که حکمت به بار می ­نشیند».

۵. صبرکردن در مقابل حرام: چون زاهد محبت دنیا در دلش نیست، دست به کارهای حرام نمی ­زند. زمانی کسی کار حرام مرتکب می ­شود که آن کار را دوست داشته باشد و از آن لذت ببرد. حضرت علی علیه السلام می ­فرمایند: «زاهد به دنیا کسی است که در مقابل حرام شکیبایی خود را از دست ندهد و در برابر نعمت های حلال، او را از شکرگزاری غافل نسازد».

۶. کارهای خداپسندانه انجام دادن: پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می ­فرمایند: «گفتم ای جبرئیل تفسیر زهد چیست؟ گفت: زاهد آنچه را که آفریدگارش دوست دارد، دوست می ­دارد و آنچه را آفریدگارش ناخوش دارد، ناخوش می­ دارد و از حلال دنیا می­ پرهیزد و به حرام آن توجه نمی ­کند؛ زیرا که حلال آن حساب دارد و حرامش کیفر و همچنانکه به خودش رحم می­ کند به همه مسلمانان نیز رحم می­ کند و همان­گونه که از مردار بسیار بدبو دوری می­ کند از کلام بیجا نیز می­ پرهیزد و همچنانکه از آتش دوری می­ کند که مبادا او را فراگیرد از ریزه های دنیا نیز کناره می­ گیرد و آرزویش کوتاه است و مرگ رادر برابر چشم خود دارد».

۶. بی اعتنایی به دنیا: زاهد به سبب دلبستگی های اخروی و معنوی، به مظاهر مادی دنیا بی­ اعتناست و از پیامدهای خطرناک وابستگی به دنیا آگاه است و می­ داند اگر دلبسته به مال دنیا شود سرمایه عظیم انسانیت از دستش خواهد رفت. به همین خاطر به چیزی دل می ­بندد که ابدی و جاودانه باشد. حضرت علی علیه السلام می ­فرمایند: «هر چه دنیا بیشتر برای زاهد خودآرایی کند او بیشتر به آن پشت می­ کند.»

۷. برگزیدن آخرت: شخص زاهد به دنبال لذت و آرامش حقیقی و دایمی است و ارزش های دنیوی را به چشم حقارت نگریسته و به آنها بها نمی­ دهد و دنیا را برای دنیا نمی ­خواهد بلکه برای بندگی خدا، انفاق و خدمت به خدا و برای آبادی آخرت می ­خواهد. زاهد هنگامی که راه طولانی و توشه اندک خویش را می ­نگرد دنیا را نه ناپسند بلکه کم و زودگذر می­ یابد، به همین خاطر در جستجوی حقیقتی ماندگار گام بر­می­ دارد و در این راه، آخرت را در برابر دنیا انتخاب می­ کند و رنج و سختی های این راه را به جان می ­خرد و با همتی بلند و پشتکاری فراوان به مقصود خویش نائل می­ گردد. امام صادق علیه السلام می­ فرمایند: «زاهد کسی است که آخرت را بر دنیا بر می­ گزیند و خاکساری را بر بزرگی و اقتدار و رنج را بر آسایش و گرسنگی را بر سیری و سربلندی آخرت را بر محبت دنیا و ذکر و یاد خدا و آخرت را بر غفلت می­ گزیند و پیکرش در دنیاست و دلش در آخرت».

پانویس

  1. ↑ دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش، چاپ اول، ج هشتم، ص۱۱۴۷۷.
  2. ↑ انصاریان، حسین، عرفان اسلامی، دفتر انتشارات اسلام ۱۳ی، ۸۶ش، چاپ اول، ج هشتم، ص۱۳۸.
  3. ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ مراحل اخلاق در قرآن، قم، اسراء، ۱۳۸۵ش، چاپ ششم، ج۱۱، ص۱۷۸.
  4. ↑ محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۰۸ق، چاپ اول، ج۱۲، ص۴۴.
  5. ↑ مطهری، مرتضی؛ یادداشت های استاد مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، ج۵، ص۳۷۸.
  6. ↑ مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۱۶، ص۱۲.
  7. ↑ همان، ص۱۳۰.
  8. ↑ تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مطبعه مکتب الاعلام الاسلامی، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۷۵.
  9. ↑ مطهری، مرتضی؛ یادداشتهای استاد مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، ج۵، ص۳۸۲.
  10. ↑ سوره حشر، آیه ۹.
  11. ↑ سوره اعراف، آیه ۳۲.
  12. ↑ مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۳۲۰.
  13. ↑ تمیعی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مطبعه مکتب الاعلام الاسلامی، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۷۶.
  14. ↑ مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۷۴، ص۱۷۳.
  15. ↑ تمیعی آمدی، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، مطبعه مکتب الاعلام الاسلامی، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۷۷.
  16. ↑ حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق، چاپ دوم، ص۲۰۰.
  17. ↑ مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، بیروت، دارالوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۳۱۳.
  18. ↑ همان، ج۷۴، ص۴۲۷.
  19. ↑ همان، ج۷۴، ص۴۲۷.
  20. ↑ همان، ج۶۷، ص۳۱۵.

منابع

پیوندها

  • زهد مذموم در گفتار شهید مطهری
  • اهداف زهد اسلامی در گفتار شهید مطهری