
سُنَّت یا تَراداد (به انگلیسی: Tradition) یک باور یا رفتاری است که در یک گروه یا جامعه یا سازمان از دودمان به دودمان دیگر ترابرد (منتقل) میشود، دارای معنای نمادین یا اهمیت ویژهای است و ریشه آن به گذشته برمیگردد. تعطیلات همگانی و نیز جامههای غیرمنطقی اما به لحاظ اجتماعی معنیدار (مانند کلاهمویی که قضات یا داوران در برخی کشورهای غربی در دادگاهها بر سر میگذارند) نمونههای بارزی از سنت یا همان هستند. حتی هنجارهایی همچون سلام و احوالپرسی کردن نیز سنت شمرده میشوند. سنتها میتوانند در درازای هزاران سال به زندگانی خویش ادامه دهند یا اینکه گسترش پیدا کنند. در عین حال سنتهایی هم هستند که به دلایل سیاسی یا فرهنگی در زمان کوتاهی پدیدار شدهاند.

احساس یا سُهِش (به انگلیسی: Feeling) در لغت، به معنی دریافتن، آگاه شدن و درک چیزی با یکی از حواس و در روان شناسی، بازتاب ذهنی تأثیرات مادی (فیزیکی) است که شالودهٔ همهٔ ادراکات به شمار میرود.

اثر اجماع کاذب عنوان یک نوع سوگیری شناختی در روانشناسی است. منظور از اثر اجماع کاذب اشاره به این ایدهٔ رایج ولی نادرست است که افراد فکر میکنند دیگران هم عقاید، نظرات و جهانبینیای مشابه با آنها دارند. این پدیده میتواند به آشفتگی، سوء برداشت، تصمیمگیریهای ضعیف و ناکارآمدی منجر شود و عاملی نامطلوب برای کسبوکارها محسوب میشود.

ذهن (به عربی: عقل)، مجموعه ای از تواناییهای فکری است که شامل هوشیاری، تصورات، ادراک، تفکر، قضاوت، زبان و حافظه میشود و معمولاً آن را وجود توانایی هوشیار بودن و اندیشه تعریف میکنند. ذهن دربرگیرنده قدرت تصور، تشخیص و قدردانی است و مسئولیت پردازش احساسات و عواطف را برعهده دارد که منجر به عملکرد و نوع رفتار افراد میشود.
اختلال اضطراب اجتماعی (به انگلیسی: social anxiety disorder) یا جمعهراسی (به انگلیسی: social phobia) نوعی اضطراب است که با ترس و اضطراب شدید در موقعیتهای اجتماعی شناخته میشود و حداقل بخشی از فعالیتهای روزمره شخص را مختل میکند.اضطراب اجتماعی یک اختلال بسیار ناتوانکنندهاست که میتواند بسیاری از جنبههای زندگی فرد را مختل کند. در موارد شدید، اضطراب اجتماعی میتواند کیفیت زندگی فرد را به شکل چشمگیری کاهش دهد. بعضی از مبتلایان ممکن است هفتهها از خانه خارج نشوند یا از بسیاری موقعیتهای اجتماعی مانند موقعیتهای شغلی و تحصیلی خود صرف نظر کنند.

نفسگرایی (به انگلیسی: Solipsism) (از لاتین: solus=تنها و ipse=خود) یا عینیت منحصربهفرد فلسفهای است مبنی بر اینکه «ذهن من تنها چیزی است که هر کسی کاملاً به وجود آن اعتقاد دارد». منطق نفسگرایی یک معرفتشناسی یا دیدگاه متافیزیکی دارد که تصریح میکند هرچیزی اعم از دانش، فراتر از ذهنیت بشر به هیچ عنوان قابل توجیه و ضمانت نیست. و بر این اساس، جهانهای بیرونی و دیگر اذهان فهمیده نمیشوند یا اصلاً خلق ناشده قلمداد میگردند. در تاریخ فلسفه، نفسگرایی نظریهای همیشه مشکوک و پر ابهام بودهاست.

خشم یا عصبانیت وضعیتی روانی است که درگسترهٔ آزردگی اندک تا غضب شدید میگنجد. معلولهای فیزیکی خشم شامل تند شدن ضربان قلب و افزایش فشار خون و آدرنالین در خون است. از دید عدهای، خشم بخشی از واکنش مغز به بیمناکیاش از درد است. هنگامی که شخص خودآگاهانه تصمیم به اقدام میگیرد تا بلافاصله رفتار تهدید کنندهٔ نیروی بیرونی دیگری را متوقف کند، خشم احساس غالب (رفتاری، ذهنی و کالبدشناختی) در وی میشود.خشم را یکی از حالات طبیعی انسانها میدانند که در واقع راهی است برای نجات دادن یا حفظ کردن فرد از یک نگرانی یا خطر که در حال وقوع است.نمودهای خارجی خشم را در حالات چهره و بدن، واکنشهای کالبدشناختی و گاه رفتارهای تهاجمی در ملأ عام میتوان یافت. مثلاً جانوران و انسانها صدایشان را بالا میبرند، میکوشند که بزرگ تر جلوه کنند، دندان هایشان را برهم میسایند و خیره میشوند. خشم، الگویی رفتاری است که برای مواجهه با تعرضکنندگان بروز داده میشود تا از رفتار تهدید کننده شان دست کشند و نوعی احساس است که همه به آن نیاز دارند.

استنباط یا استنتاج به فرایند یافتن و اثباتکردن نتیجههای منطقی از پیشفرضها یا حقیقتها گفته میشود. قاعدههای استنباط معتبر در علم منطق بحث و بررسی میشوند. استنباط در لغت به معنی «به آب رسیدن چاهکن» است و در اصطلاح به معنی آشکار شدن مجهول است.
یکی از الگوهای بسیار جالب و مورد توجه در تصویر کردن سطوح آگاهی در رفتار انسانی پنجرهٔ جوهری است. این نام از ابتدای اسامی کوچک دو روان شناس - «جوزف لوفت» و «هری اینگهام» که مدل را طراحی کردهاند گرفته شده است. این مدل پیوند فرد با اشخاص دیگر را در چهار خانه نشان میدهد که این چهار خانه هریک خانهای از یک پنجرهٔ بزرگ است. اندازهٔ هر خانه نشان دهندهٔ آگاهی - بهوسیلهٔ خود فرد یا بهوسیلهٔ دیگران - از رفتار، احساسات و انگیزههای خود است. این خانهها موارد زیر را بیان میکنند:

ترس شدید یا بیمارگونه که در روانشناسی به هراس یا فوبیا (به انگلیسی: phobia) شهرت دارد عبارت است از نوعی بیمارگونه و پایدار از ترس در فرد که باعث اختلال در زندگی روزمره وی میشود. بر خلاف ترس معمولی که واکنشی زودگذر و طبیعی به یک عامل خطرناک خارجی است، هراس بیشتر ترس از قرار گرفتن در یک موقعیت خطرناک است مانند ترس از پرواز یا ماشینسواری. در برخی موارد، فرد هرگز در تماس با چیزی که از آن میترسد نبودهاست.

اثر تماشاگر یا اثر کنارایستاده (به انگلیسی: Bystander effect) یک رخداد روانشناسانه اجتماعیست که به مسائلی اشاره میکند که افراد از کمککردن به دیگران در شرایط اضطراری در حالتی که افراد دیگری حاضر هستند اجتناب میکنند. احتمال یاریرساندن به افراد با تعداد تماشاگران ارتباط دارد، به بیان دیگر این سخن بدین معنیست که هر چه قدر تعداد تماشگران حاضر در موقعیت پیش آمده، بیشتر باشد، احتمال اینکه فردی از آنان، به شخصی که نیاز به کمک دارد، کمک کند، کمتر است. زمانی که شرایطی اضطراری رخ میدهد، ناظران و شاهدان صحنه، در صورتی که اندک یا تنها باشند، احتمال این که به کمک بشتابند بیشتر است.

ادراک یا دریافتن (به انگلیسی: Perception) فرایند آگاهی یافتن از اطلاعات (دادههای) حسی و شناخت آنها.همچنین، ادراک، فرآیندی است که هر کسی، با آن، پنداشتها و برداشتهایی را که از پیرامون خود دارد، دستهبندی و شناسایی میکند و بدین روش، به آنها، معنی میدهد؛ ولی، ادراک میتواند از رویدادهای دیدنی بسیار جدا و دور باشد. در بیشتر نمونهها، مردم از یک چیز، برداشتهای گوناگونی دارند. میتوان گفت که رفتار مردم، به روش ادراک، پنداشت یا برداشت آنها (و نه رویداد) بستگی دارد.

فلسفه اخلاق یا اِتیک (به فرانسوی: éthique)، شاخهای است از فلسفه که به استدلال دربارهیپرسشهای بنیادین علم اخلاق میپردازد. درستی و نادرستی امور، شناخت امور خیر و شر، و بازشناسی فضایل، مسائل بنیادین اخلاق را تشکیل میدهند. پرسش از این مسائل بنیادین، منجر به شکلگیری دو حوزه نظری میشود: فرا اخلاق و اخلاق هنجاری؛ فلسفه اخلاق این دو حوزه را شامل میشود.

اضطراب یا تشویش یا دلشوره عبارت است از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و نگرانی با منشأ ناشناخته، که به فرد دست میدهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژیکی است. . وقوع مجدد موقعیتهایی که قبلاً استرسزا بودهاند یا طی آنها به فرد آسیب رسیدهاست باعث اضطراب در افراد میشود. همهٔ انسانها در زندگی خود دچار اضطراب میشوند، ولی اضطراب مزمن و شدید غیرعادی و مشکلساز است.تحقیقات و بررسیها نشان میدهند که اضطراب در طبقات کمدرآمد و افراد میانسال و سالخورده نسبت به بقیه افراد بیشتر دیده میشود.ریشه واژه اضطراب از واژه استرآب میباشد و بنیاد آن نیز بر این پایه است ک جانور استر هنگامی ک رخ خود را در آب می بیند دچار ترس و نگرانی و دلهره میشود از این رو به این حالت یا نهش استرآب گفته میشود ک این واژه سپس به تازی رفته و اضطراب نام گرفته است.۰

خودآگاهی (انگلیسی: Self-consciousness) به حس شدتیافته خویشتنآگاهی گفته میشود. این حس اشتغال خاطر در مورد خود است که مغایر با حالت فلسفی خویشتنآگاهیست که آگاهی از این است که شخص به عنوان موجودی مستقل وجود دارد؛ گرچه، این دو اصطلاح عموماً بجای یکدیگر یا به شکل مترادف استفاده میشوند. حس ناخوشایند خودآگاهی ممکن است وقتی که فردی متوجه میشود دیگران به او نگاه میکنند، رخ دهد؛ این حس که «همه دارند نگاه میکنند» به او. برخی افراد از روی عادت، بیشتر از دیگران خودآگاه هستند. احساسات ناخوشایند خودآگاهی گاهی با خجالت یا پارانویا وابسته هستند.

ناخود آگاه جمعی (به انگلیسی: Collective unconscious) استعداد و ظرفیتهای مشترک انسانها در هر کجای جهان و در مقاطع تاریخی و فرهنگی مختلف ناشی از ماهیت وجودی و ادراک آنان در یک موضع مشترک است.

رفتار اجتماعی رفتاری میان دو یا چند جاندار درون همان گونه است و شامل هر رفتاری است که در آن بر یکی از اعضای دیگر تاثیر میگذارد. این به دلیل برهمکنش میان آن اعضا است. رفتار اجتماعی را میتوان شبیه به مبادله کالا دانست، با این انتظار که وقتی میدهید، همان را دریافت میکنید. این رفتار هم میتواند تحت تأثیر کیفیتهای فردی و هم عوامل محیطی (موقعیتی) باشد. بنابراین، رفتار اجتماعی در نتیجۀ تعامل بین این دو - جاندار و محیط آن - به وجود میآید. به این معنی که، در رابطه با انسان، رفتار اجتماعی را میتوان با هر دو ویژگی منحصربهفرد از یک فرد، و وضعیتی که آن هستند تعیین میشود.

کیفیات ذهنی یا تجربهٔ حقیقی چیزها (به انگلیسی: qualia) به ویژگیهای کیفی یا احساسی وضعیت ذهن اشاره میکند. به عنوان مثال تجربهٔ مستقیم رنگها، درد، بو، خشم مثالهایی از کیفیات ذهنی میباشند.

تمرین تأملی (به انگلیسی: Reflective Practice) توانایی تأمل در اعمال خود به منظور اتخاذ موضع یا نگرش انتقادی نسبت به عملکرد خود و همتایان خود، و درگیر شدن در فرآیند سازگاری و یادگیری مستمر است. بر اساس یک تعریف، این امر مستلزم «توجه انتقادی به ارزشها و نظریههای عملی است که کنشهای روزمره را از طریق بررسی تمرین به صورت تأملی و واکنشی انجام میدهند. این امر به بینش رشدی منجر میشود». یک منطق کلیدی برای تمرین تأملی این است که تجربه به تنهایی لزوماً منجر به یادگیری نمیشود. تأمل عمدی در مورد تجربه ضروری است.

سوگیریهای شناختی، انحرافات و اشتباهات ذهن در هنگام قضاوتِ درست هستند. این سوگیریها یا «اشتباهات ادراکی» اغلب در روانشناسی و اقتصاد رفتاری بررسی میشوند. به بیانی دیگر میتوان گفت که هر گونه اشکال و اشتباه در تصمیمگیری، ارزیابی اطلاعات و به خاطر آوری که به شکل الگوی فکری درآمده باشد را «سوگیری شناختی» یا «اشتباه ادراکی» میگویند.