
اثر اجماع کاذب عنوان یک نوع سوگیری شناختی در روانشناسی است. منظور از اثر اجماع کاذب اشاره به این ایدهٔ رایج ولی نادرست است که افراد فکر میکنند دیگران هم عقاید، نظرات و جهانبینیای مشابه با آنها دارند. این پدیده میتواند به آشفتگی، سوء برداشت، تصمیمگیریهای ضعیف و ناکارآمدی منجر شود و عاملی نامطلوب برای کسبوکارها محسوب میشود.
یکی از الگوهای بسیار جالب و مورد توجه در تصویر کردن سطوح آگاهی در رفتار انسانی پنجرهٔ جوهری است. این نام از ابتدای اسامی کوچک دو روان شناس - «جوزف لوفت» و «هری اینگهام» که مدل را طراحی کردهاند گرفته شده است. این مدل پیوند فرد با اشخاص دیگر را در چهار خانه نشان میدهد که این چهار خانه هریک خانهای از یک پنجرهٔ بزرگ است. اندازهٔ هر خانه نشان دهندهٔ آگاهی - بهوسیلهٔ خود فرد یا بهوسیلهٔ دیگران - از رفتار، احساسات و انگیزههای خود است. این خانهها موارد زیر را بیان میکنند:

اثر تماشاگر یا اثر کنارایستاده (به انگلیسی: Bystander effect) یک رخداد روانشناسانه اجتماعیست که به مسائلی اشاره میکند که افراد از کمککردن به دیگران در شرایط اضطراری در حالتی که افراد دیگری حاضر هستند اجتناب میکنند. احتمال یاریرساندن به افراد با تعداد تماشاگران ارتباط دارد، به بیان دیگر این سخن بدین معنیست که هر چه قدر تعداد تماشگران حاضر در موقعیت پیش آمده، بیشتر باشد، احتمال اینکه فردی از آنان، به شخصی که نیاز به کمک دارد، کمک کند، کمتر است. زمانی که شرایطی اضطراری رخ میدهد، ناظران و شاهدان صحنه، در صورتی که اندک یا تنها باشند، احتمال این که به کمک بشتابند بیشتر است.

فلسفه اخلاق یا اِتیک (به فرانسوی: éthique)، شاخهای است از فلسفه که به استدلال دربارهیپرسشهای بنیادین علم اخلاق میپردازد. درستی و نادرستی امور، شناخت امور خیر و شر، و بازشناسی فضایل، مسائل بنیادین اخلاق را تشکیل میدهند. پرسش از این مسائل بنیادین، منجر به شکلگیری دو حوزه نظری میشود: فرا اخلاق و اخلاق هنجاری؛ فلسفه اخلاق این دو حوزه را شامل میشود.

خودآگاهی (انگلیسی: Self-consciousness) به حس شدتیافته خویشتنآگاهی گفته میشود. این حس اشتغال خاطر در مورد خود است که مغایر با حالت فلسفی خویشتنآگاهیست که آگاهی از این است که شخص به عنوان موجودی مستقل وجود دارد؛ گرچه، این دو اصطلاح عموماً بجای یکدیگر یا به شکل مترادف استفاده میشوند. حس ناخوشایند خودآگاهی ممکن است وقتی که فردی متوجه میشود دیگران به او نگاه میکنند، رخ دهد؛ این حس که «همه دارند نگاه میکنند» به او. برخی افراد از روی عادت، بیشتر از دیگران خودآگاه هستند. احساسات ناخوشایند خودآگاهی گاهی با خجالت یا پارانویا وابسته هستند.

رفتار اجتماعی رفتاری میان دو یا چند جاندار درون همان گونه است و شامل هر رفتاری است که در آن بر یکی از اعضای دیگر تاثیر میگذارد. این به دلیل برهمکنش میان آن اعضا است. رفتار اجتماعی را میتوان شبیه به مبادله کالا دانست، با این انتظار که وقتی میدهید، همان را دریافت میکنید. این رفتار هم میتواند تحت تأثیر کیفیتهای فردی و هم عوامل محیطی (موقعیتی) باشد. بنابراین، رفتار اجتماعی در نتیجۀ تعامل بین این دو - جاندار و محیط آن - به وجود میآید. به این معنی که، در رابطه با انسان، رفتار اجتماعی را میتوان با هر دو ویژگی منحصربهفرد از یک فرد، و وضعیتی که آن هستند تعیین میشود.

سوگیریهای شناختی، انحرافات و اشتباهات ذهن در هنگام قضاوتِ درست هستند. این سوگیریها یا «اشتباهات ادراکی» اغلب در روانشناسی و اقتصاد رفتاری بررسی میشوند. به بیانی دیگر میتوان گفت که هر گونه اشکال و اشتباه در تصمیمگیری، ارزیابی اطلاعات و به خاطر آوری که به شکل الگوی فکری درآمده باشد را «سوگیری شناختی» یا «اشتباه ادراکی» میگویند.

روز جهانی بهداشت روانی (برابر با ۱۰ اکتبر) یک روز جهانی برای آموزش جهانی بهداشت روان، آگاهی و دفاع از بدنامی اجتماعی است. این روز نخستین بار در سال ۱۹۹۲ به ابتکار فدراسیون جهانی بهداشت روان و سازمان جهانی بهداشت روان با اعضا بیش از ۱۵۰ کشور جهان جشن گرفته شد. این روز، هر ساله در ماه اکتبر، هزاران نفر از هواداران برای جلب توجه به بیماریهای روانی و تأثیرات مهم آن بر زندگی مردم در سراسر جهان، به جشن این برنامه سالانه آگاهی میپردازند. در بعضی از کشورها این روز بخشی از یک هفته آگاهی است، مانند هفته سلامت روان در استرالیا.

تفکر طراحی (انگلیسی: Design Thinking) از شیوههای نوین مدیریت بشمار میآید، که روشی خلاق برای حل مشکلات، با رویکردی انسان محور میباشد. هدف تفکر طراحی، تطبیق الزامات فنی و تکنیکی با نیازهای مردم و همچنین با استراتژی کسبوکار است. فرضیه مقدم آموزش تفکر طراحی این است که چگونه افراد و سازمانها بتوانند مهارت خودشان در حل مسئله را بهبود دهند، تا بتوانند برای مسائل دشوار و چند وجهی شان، راه حلهای مؤثر بیابند.

تفکر جانبی (به انگلیسی: Lateral thinking) روشی است که به فرارفتن از روشخطی و ارسطویی برای یافتن نظرات نو، میاندیشد و به شکلی آگاهانه، در جهت تغییر و تحول روش حل مسئله، تلاش میکند و کاربرد آن مستلزم پذیرش دیدگاههای مختلف نسبت به موضوع است. روشهای مختلف تفکر جانبی برای یافتن راههای جدید و متفاوت به کار میروند و حتی گاهی به طرح نظرات کاملاً غیرمنطقی منجر میشود، با این حال جستجوی راههای جدید و متعدد، نشانهٔ تمایل به خلاقیت بوده و باعث برانگیختن و سیلان فکر میشود.

جامعهشناسی ریاضی (به انگلیسی: Mathematical sociology) یا جامعهشناسی ریاضیات زمینه پژوهشهای بین رشتهای است که هم به استفاده از ریاضیات در پژوهشهای جامعهشناختی مربوط میشود
و هم به پژوهش در مورد روابطی مربوط میشود که بین ریاضیات با جامعه وجود دارد.

مَنطِق (به پهلوی: مَنتیک) (به انگلیسی: Logic) مطالعهٔ روشمند قاعده استنتاج مجاز مانند روابطی که منجر به پذیرش گزاره (تالی) بر پایهٔ مجموعۀ دیگر گزارهها (پیشفرضها) میشود، است. واژهٔ منطق در زبان عربی به معنای سخن گفتن است. در گذشته منطق صرفاً شاخهای از فلسفه شمرده میشد ولی از میانهٔ سدهٔ سیزدهم در ریاضیات و در دهههای واپسین در علوم رایانه و از دهه ۱۳۶۰ در علوم شناختی نیز به آن میپردازند. منطق از نطق و به معنای گویش و گفتار است که شخص برای تفهیم مخاطب خود وی را با ادلۀ گفتاری تحت تأثیر قرار میدهد و نیز خود شخص که حاضر به شنیدن گفتههای مخاطب خود باشد او یک شخص (منطقی) میباشد.

خویشتنآگاهی (به انگلیسی: Self-awareness)، آگاهی از خویشتن، جدا از افکاری است که در نقطهای از زمان در حال روی دادن هستند. بدون خویشتنآگاهی، فرد، افکاری را که در حال روی دادن هستند بهعنوان خویشتن درک و باور میکند. خویشتنآگاهی به یک فرد امکان انتخاب افکاری که اندیشیده میشوند را بهجای اندیشیدن افکار برانگیخته از رویدادهای انباشتهشده که منجر به شرایط آن لحظه میشوند، میدهد. خویشتنآگاهی موجب لحظاتِ خاموشِ ظهور، با درک و آگاهی خویشتن از متفکربودن فکرها، بهجای اندیشههایی که لحظهٔ آگاهی را پر میکنند، میشود. خویشتنآگاهی از خودآگاهی متمایز است. خود آگاهی به شناخت عمیق و احساس و ادراک اشاره میکند.

علوم اعصاب شناختی (به انگلیسی: cognitive neuroscience) بر روی پروسههای بیولوژیک و جنبههای زیستی که در فرایند شناخت در مغز اتفاق میافتد مطالعه دارد و توجه اصلی آن روی ارتباطات نورونی داخل مغز است که این ارتباطات در فرایندهای ذهنی نقش دارند. علوم اعصاب شناختی به این سؤال که فعالیتهای شناختی که در مغز صورت میگیرد چگونه توسط مدارهای نورونی تأثیر میپذیرند یا کنترل میشوند، پاسخ میدهد. علوم اعصاب شناختی یک زیرشاخه از هر دو علم علوم اعصاب و روانشناسی است که در زمینههای مختلف مانند علوم اعصاب رفتاری، روانشناسی شناختی، روانشناسی فیزیولوژیک و علوم اعصاب احساسی با هم اشتراک دارند. علوم اعصاب شناختی بر پایه تئوریهایی در علوم شناختی است که با دلایل و مدارکی از علم عصبشناسی و مدل کردن محاسباتی تکمیل میشود.

