
سیستم فلسفی ارسطو (به انگلیسی: Aristotelianism) به فلسفه ارسطو و فلاسفه پس از او که دنباله روی نظرات ارسطو بودند گفته میشود.

سُنَّت یا تَراداد (به انگلیسی: Tradition) یک باور یا رفتاری است که در یک گروه یا جامعه یا سازمان از دودمان به دودمان دیگر ترابرد (منتقل) میشود، دارای معنای نمادین یا اهمیت ویژهای است و ریشه آن به گذشته برمیگردد. تعطیلات همگانی و نیز جامههای غیرمنطقی اما به لحاظ اجتماعی معنیدار (مانند کلاهمویی که قضات یا داوران در برخی کشورهای غربی در دادگاهها بر سر میگذارند) نمونههای بارزی از سنت یا همان هستند. حتی هنجارهایی همچون سلام و احوالپرسی کردن نیز سنت شمرده میشوند. سنتها میتوانند در درازای هزاران سال به زندگانی خویش ادامه دهند یا اینکه گسترش پیدا کنند. در عین حال سنتهایی هم هستند که به دلایل سیاسی یا فرهنگی در زمان کوتاهی پدیدار شدهاند.

احساس یا سُهِش (به انگلیسی: Feeling) در لغت، به معنی دریافتن، آگاه شدن و درک چیزی با یکی از حواس و در روان شناسی، بازتاب ذهنی تأثیرات مادی (فیزیکی) است که شالودهٔ همهٔ ادراکات به شمار میرود.

اثر اجماع کاذب عنوان یک نوع سوگیری شناختی در روانشناسی است. منظور از اثر اجماع کاذب اشاره به این ایدهٔ رایج ولی نادرست است که افراد فکر میکنند دیگران هم عقاید، نظرات و جهانبینیای مشابه با آنها دارند. این پدیده میتواند به آشفتگی، سوء برداشت، تصمیمگیریهای ضعیف و ناکارآمدی منجر شود و عاملی نامطلوب برای کسبوکارها محسوب میشود.

فلسفه دوره رنسانس دورهای از تاریخ فلسفه اروپا است در سدههای ۱۵ و ۱۶ م. بین قرون وسطی و عصرخرد. رنسانس دوره توفیقهای بزرگی در زمینه فلسفه نبود ولی این دوره کارهایی را صورت داد که مقدمات عظمت قرن هفدهم را فراهم ساخت؛ اصول مشخصه فلسفه دوره رنسانس بازگشت به فلسفه کلاسیک یونان باستان و مرجع صلاحیتدار آن افلاطون در مقابل فلسفه ارسطو است، که به فلسفه قرون وسطی غلبه داشت.

ذهن (به عربی: عقل)، مجموعه ای از تواناییهای فکری است که شامل هوشیاری، تصورات، ادراک، تفکر، قضاوت، زبان و حافظه میشود و معمولاً آن را وجود توانایی هوشیار بودن و اندیشه تعریف میکنند. ذهن دربرگیرنده قدرت تصور، تشخیص و قدردانی است و مسئولیت پردازش احساسات و عواطف را برعهده دارد که منجر به عملکرد و نوع رفتار افراد میشود.
اختلال اضطراب اجتماعی (به انگلیسی: social anxiety disorder) یا جمعهراسی (به انگلیسی: social phobia) نوعی اضطراب است که با ترس و اضطراب شدید در موقعیتهای اجتماعی شناخته میشود و حداقل بخشی از فعالیتهای روزمره شخص را مختل میکند.اضطراب اجتماعی یک اختلال بسیار ناتوانکنندهاست که میتواند بسیاری از جنبههای زندگی فرد را مختل کند. در موارد شدید، اضطراب اجتماعی میتواند کیفیت زندگی فرد را به شکل چشمگیری کاهش دهد. بعضی از مبتلایان ممکن است هفتهها از خانه خارج نشوند یا از بسیاری موقعیتهای اجتماعی مانند موقعیتهای شغلی و تحصیلی خود صرف نظر کنند.

سوگیری تأییدی (به انگلیسی: confirmation bias) گرایش به جستجو در اطلاعات یا تعبیر کردن آن به نحوی است که باورها یا فرضیههای خودِ شخص را تأیید کند. سوگیری تأییدی یکی از انواع سوگیری شناختی محسوب میشود و از جمله خطاهایی است که به شکل سیستماتیک، در استدلالورزی استقرایی مشاهده میشود. سوگیری تأییدی را نخستین بار پیتر واسن (۱۹۲۴–۲۰۰۳)، روانشناس برجسته دانشگاه کالج لندن استفاده کرد. وی یکی از پیشگامان روانشناسی استدلال، یکی از شاخههای علوم شناختی است. این شاخه از علوم ذهنی نحوه تفکر و استدلال را در افراد مطالعه میکند؛ فرایندهایی که منجر به نتیجهگیری در ذهن میشود و چگونه این فرایندها روند حل مسئله و تصمیمگیری را شکل میدهند. از دید واسن، افراد بلافاصله به اطلاعات و دانشی تمایل پیدا میکنند که پیشفرضها، دریافتها و باورهایشان را تأیید میکند.

نفسگرایی (به انگلیسی: Solipsism) (از لاتین: solus=تنها و ipse=خود) یا عینیت منحصربهفرد فلسفهای است مبنی بر اینکه «ذهن من تنها چیزی است که هر کسی کاملاً به وجود آن اعتقاد دارد». منطق نفسگرایی یک معرفتشناسی یا دیدگاه متافیزیکی دارد که تصریح میکند هرچیزی اعم از دانش، فراتر از ذهنیت بشر به هیچ عنوان قابل توجیه و ضمانت نیست. و بر این اساس، جهانهای بیرونی و دیگر اذهان فهمیده نمیشوند یا اصلاً خلق ناشده قلمداد میگردند. در تاریخ فلسفه، نفسگرایی نظریهای همیشه مشکوک و پر ابهام بودهاست.

خشم یا عصبانیت وضعیتی روانی است که درگسترهٔ آزردگی اندک تا غضب شدید میگنجد. معلولهای فیزیکی خشم شامل تند شدن ضربان قلب و افزایش فشار خون و آدرنالین در خون است. از دید عدهای، خشم بخشی از واکنش مغز به بیمناکیاش از درد است. هنگامی که شخص خودآگاهانه تصمیم به اقدام میگیرد تا بلافاصله رفتار تهدید کنندهٔ نیروی بیرونی دیگری را متوقف کند، خشم احساس غالب (رفتاری، ذهنی و کالبدشناختی) در وی میشود.خشم را یکی از حالات طبیعی انسانها میدانند که در واقع راهی است برای نجات دادن یا حفظ کردن فرد از یک نگرانی یا خطر که در حال وقوع است.نمودهای خارجی خشم را در حالات چهره و بدن، واکنشهای کالبدشناختی و گاه رفتارهای تهاجمی در ملأ عام میتوان یافت. مثلاً جانوران و انسانها صدایشان را بالا میبرند، میکوشند که بزرگ تر جلوه کنند، دندان هایشان را برهم میسایند و خیره میشوند. خشم، الگویی رفتاری است که برای مواجهه با تعرضکنندگان بروز داده میشود تا از رفتار تهدید کننده شان دست کشند و نوعی احساس است که همه به آن نیاز دارند.

استنباط یا استنتاج به فرایند یافتن و اثباتکردن نتیجههای منطقی از پیشفرضها یا حقیقتها گفته میشود. قاعدههای استنباط معتبر در علم منطق بحث و بررسی میشوند. استنباط در لغت به معنی «به آب رسیدن چاهکن» است و در اصطلاح به معنی آشکار شدن مجهول است.

جهانبینی (به انگلیسی: Worldview) یک جهتگیری شناختی اساسی است که میتواند شامل فلسفه طبیعی، اصول اساسی، هنجارها، ارزشها، احساسات و اخلاقیات شود.
یکی از الگوهای بسیار جالب و مورد توجه در تصویر کردن سطوح آگاهی در رفتار انسانی پنجرهٔ جوهری است. این نام از ابتدای اسامی کوچک دو روان شناس - «جوزف لوفت» و «هری اینگهام» که مدل را طراحی کردهاند گرفته شده است. این مدل پیوند فرد با اشخاص دیگر را در چهار خانه نشان میدهد که این چهار خانه هریک خانهای از یک پنجرهٔ بزرگ است. اندازهٔ هر خانه نشان دهندهٔ آگاهی - بهوسیلهٔ خود فرد یا بهوسیلهٔ دیگران - از رفتار، احساسات و انگیزههای خود است. این خانهها موارد زیر را بیان میکنند:

ترس شدید یا بیمارگونه که در روانشناسی به هراس یا فوبیا (به انگلیسی: phobia) شهرت دارد عبارت است از نوعی بیمارگونه و پایدار از ترس در فرد که باعث اختلال در زندگی روزمره وی میشود. بر خلاف ترس معمولی که واکنشی زودگذر و طبیعی به یک عامل خطرناک خارجی است، هراس بیشتر ترس از قرار گرفتن در یک موقعیت خطرناک است مانند ترس از پرواز یا ماشینسواری. در برخی موارد، فرد هرگز در تماس با چیزی که از آن میترسد نبودهاست.

آزمودگی در مفهوم عمومی به همه مهارتها و دانسته ها از برخی پدیدهها و موضوعات که ناشی از برخورد با آن موضوع و درگیری با آن پدیده در خلال دورانی معین است ، اطلاق میشود.

اثر تماشاگر یا اثر کنارایستاده (به انگلیسی: Bystander effect) یک رخداد روانشناسانه اجتماعیست که به مسائلی اشاره میکند که افراد از کمککردن به دیگران در شرایط اضطراری در حالتی که افراد دیگری حاضر هستند اجتناب میکنند. احتمال یاریرساندن به افراد با تعداد تماشاگران ارتباط دارد، به بیان دیگر این سخن بدین معنیست که هر چه قدر تعداد تماشگران حاضر در موقعیت پیش آمده، بیشتر باشد، احتمال اینکه فردی از آنان، به شخصی که نیاز به کمک دارد، کمک کند، کمتر است. زمانی که شرایطی اضطراری رخ میدهد، ناظران و شاهدان صحنه، در صورتی که اندک یا تنها باشند، احتمال این که به کمک بشتابند بیشتر است.

اختلال وسواس فکری-عملی، یا اختلال وسواسی-جبری (به انگلیسی Obsessive-Complsive Disorder = OCD) یک اختلال روانی است که در آن فرد افکار خاصی (با نام وسواس فکری: Obsessions) را بهطور مکرر تجربه میکند یا نیاز به انجام مکرر اعمال خاصی (با نام وسواس عملی: Compulsions) را احساس میکند تا حدی که باعث پریشانی یا اختلال در عملکرد عمومی فرد میشود.فرد جز برای مدت زمان کوتاهی، قادر به کنترل افکار و اعمال وسواسی نیست. طبق ملاکهای دیاسام، اختلال وسواس به دو صورت فکری و عملی تعریف میشود.وسواسهای عملی رایج شامل شستن دستها، شمارش اشیا و بررسی قفل شدن درب است. این وسواسها تا حدی رخ میدهند که زندگی روزمره فرد تحت تأثیر منفی قرار میگیرد به طوری که اغلب بیش از یک ساعت در روز طول صرف پرداختن به این وسواسها میشود. بیشتر بیماران بزرگسال متوجه میشوند که این رفتارها منطقی نیستند. این بیماری با اختلال تیک، اختلال اضطراب و افزایش خطر خودکشی همراه است.

راسیونالیسم یا عقلگرایی یا خِرَدگرایی یا مکتب اصالت عقل (به انگلیسی: Rationalism)، به معنی تکیه بر اصول عقلی و منطقی در اندیشه، رفتار و گفتار است.

خودآگاهی (به انگلیسی: consciousness) یا هشیاری، بنابر سادهترین تعریف، استخراج اطلاعات و افکار بهصورت ارادی است که ماهیت ذهن را مشخص میکند و از ناخودآگاه سرچشمه میگیرد و تجربهٔ شخصی افکار و احساسات و مطلع بودن از موجودیت درونی یا بیرونی است و یکی از مهمترین بحثهای فلسفه ذهن که در حال حاضر بحث روز بهشمار میرود، مسئلهٔ خودآگاهی یا ماهیت ذهن است. خودآگاهی بهطور کلی شناخت انسان از کل ماهیت او است. شناخت مکانیسم حافظه، کلیدی برای حل فرایند خودآگاهی است

ادراک یا دریافتن (به انگلیسی: Perception) فرایند آگاهی یافتن از اطلاعات (دادههای) حسی و شناخت آنها.همچنین، ادراک، فرآیندی است که هر کسی، با آن، پنداشتها و برداشتهایی را که از پیرامون خود دارد، دستهبندی و شناسایی میکند و بدین روش، به آنها، معنی میدهد؛ ولی، ادراک میتواند از رویدادهای دیدنی بسیار جدا و دور باشد. در بیشتر نمونهها، مردم از یک چیز، برداشتهای گوناگونی دارند. میتوان گفت که رفتار مردم، به روش ادراک، پنداشت یا برداشت آنها (و نه رویداد) بستگی دارد.