زمان تقریبی مطالعه: 10 دقیقه

سالهای اولیه زندگی بتهون

لودویگ ون بتهون از یوهان و ماریا ون بتهون در شهر کوچک بن در کشور آلمان به دنیا آمد. اگر چه هیچ مدرک مستندی از تاریخ تولد او وجود ندارد اما ما با اطمینان از مدارک موجود در سرویس کاتولیکی رومی در کلیسای سنت رجیوس دریافتیم که او در 17 ام ماه دسامبر در سال 1770 تعمید داده شده است که به این معنی است که او یک روز قبل به دنیا آمده است یعنی در روز 16 ام ماه دسامبر سال 1770 ( در آن دوران کودکان یک روز بعد از اینکه به دنیا می‌آمدند تعمید داده می‌شدند).

پدر و پدربزرگ او خودشان موسیقی دان بودند بنابراین می‌خواستند که لودویگ جوان در زمینه موسیقی برتر شود. آنها تصمیم گرفتند که لودویگ درست از همان زمان کودکی در زمینه موسیقی آموزش ببیند بنابراین تقدیر لودویگ رقم خورد. پدر او نخستین معلم موسیقی او بود که او درسهای اولیه را در کیبورد از او آموزش دید. برخی معتقدند برای اینکه لودویگ در موسیقی بی‌نقص شود هر وقت اشتباه می‌کرد پدرش او را کتک می‌زد اما هیچ مدرک کافی که دلالت بر این ادعا داشته باشد وجود ندارد. بتهون هم چنین توسط مربیان محلی دیگری نیز آموزش دید نظیر دوست خانوادگی‌شان به نام توبیاس فردریک پفیفر که لودویگ پیانو را از او آموخت و دیگری یکی از آشنایشان به نام فرانز روانتینی که به لودویگ، ویلون و ویلون بزرگ را یاد داد. بتهون اولین کار عمومی خود را در ماه مارس سال 1778 ارائه کرد که در آن زمان او فقط هفت ساله بود. بنابراین ماجرای او به عنوان اعجوبه‌‌ی دوران کودکی شروع شد.

سپس در سال 1779 بتهون برای یادگیری موسیقی نزد کریستیان گوتلاب نیفه فرستاده شد و نیفه دوره‌ی موسیقی بتهون را بنیان گذاری کرد. بتهون جزئیات بسیار ریز و هر آنچه را که ممکن بود از نیفه آموخت. در واقع نیفه کسی بود که اصول نواختن موسیقی و آهنگ سازی را به او آموخت. استعداد بتهون در موسیقی برای نیفه کاملاً واضح و بدیهی بود و در سال 1783 او در نوشتن متن آهنگ موسیقی، بتهون را با خود همراه کرد. او در آن زمان فقط 12 سال داشت. این اولین متن آهنگ موسیقی نیفه بود که منتشر شد. در نتیجه بتهون دستیار نیفه شد و تا سن 17 سالگی با او ماند. او سه سوناتای اولیه خود در پیانو را در این دوران نواخت. استعداد و فداکاری او توجه ماکسیمیلیان فردریک ون کونیگسگ رودنفل، برگزیننده و اسقف مانستر را جلب کرد که بعداً نیز در تحصیل موسیقی او را حمایت مالی کرد.

در سال 1787 بتهون برای کسب فرصت‌های خوب و نشان دادن استعداد خودش در موسیقی به وین رفت. یک از دلایل اصلی او برای رفتن به وین آرزوی او برای یادگیری موسیقی تحت راهنمایی‌های ولفگانگ موتزارت بود که بتهون به او علاقه‌ی فراوانی داشت و عشق می‌ورزید. معلوم نیست که آیا واقعاً بتهون موتزارت را در وین ملاقات کرد یا نه اما در طی 2 هفته، وقتی از بیماری مادرش مطلع گشت به وین بازگشت که در نهایت نیز مادرش در گذشت. با وقوع این تراژدی، بتهون به مدت 5 سال دیگر نیز در شهر بن ماند تا از برادران کوچکترش و پدر بیمارش مراقبت کند. در این دوران بتهون با افراد تأثیر گذار بسیاری برخورد کرد. یکی از آنها کنت فردیناند ارنست گابریل ون والدستین بود که بعداً نه تنها یک از بهترین دوستان او بلکه از حامیان و پشتیبانان اصلی او شد.

بتهون در وین

بتهوون در سال ۱۷۹۲ به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش یوزف هایدن قرار گرفت؛ ولی هایدنِ پیر در آن زمان در اوج شهرت بود و به قدری گرفتار، که زمان بسیار کمی را می‌توانست صرف بتهوون کند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلبرشتس‌برگر معرّفی کرد. از سال ۱۷۹۴ بتهوون به‌صورت جدّی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کرد و به سرعت به عنوان نوازنده‌ی چیره ‌دست پیانو و نیز کم‌کم به‌عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد.

بتهوون بالاخره شیوه‌ی زندگی خود را انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه داد، به‌جای کار برای کلیسا یا دربار (کاری که اکثر موسیقی‌دانان پیش از او می‌کردند) به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از برگزاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عدّه‌ای از اشراف که به توانایی او پی برده بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کرد.

بتهوون هیچگاه در خدمت اشراف ویَن نبود. بر این اعتقاد داشت که هنرمندان به‌اندازه اشراف قابل احترام‌اند. در یکی از روزهای ملاقات گوته با بتهوون در سال ۱۸۱۲ چنین نقل می‌کنند: روزی گوته و بتهوون در کوچه‌های ویَن در حال قدم زدن بودند. جمعی از اشراف‌زادگان ویَنی از مقابل آن دو در حال عبور از همان کوچه بودند. گوته به بتهوون اشاره می‌کند که بهتر است کناری بروند و به اشراف‌زادگان اجازه  عبور دهند. بتهوون با عصبانیت می‌گوید که «ارزش هنرمند بیشتر از اشراف است. آن‌ها باید کنار روند و به ما احترام بگذارند.» گوته بتهوون را رها می‌کند و در گوشه‌ای منتظر می‌ماند تا اشراف‌زادگان عبور کنند. کلاهش را نیز به نشانه احترام برمی‌دارد و گردنش را خم می‌کند. بتهوون با همان آهنگ به راهش ادامه می‌دهد. اشراف‌زادگان با دیدن بتهوون کنار می‌روند و راه را برای عبور وی باز می‌کنند و به وی ادای احترام می‌کنند. بتهوون هم از میان آن‌ها عبور می‌کند و فقط کلاهش را به نشانه احترام کمی با دست بالا می‌بَرد. در انتهای دیگرِ کوچه منتظر گوته می‌شود تا پس از عبورِ اشراف‌زاده‌ها به وی بپیوندد.

وِجهه او به‌قدری عظیم بود که وقتی در سال ۱۸۰۹ تهدید کرد که پُستی را خارج از اتریش خواهد پذیرفت، سه نفر از نجبا اقدامات خاصی برای نگه‌داشتن وی در وین به عمل آوردند. شاهزاده کینسکی، شاهزاده لوبکوویتز و آرشیدوک رودُلف (برادر امپراتور و شاگرد بتهوون) داوطلب پرداخت حقوق سالانه به او شدند. تنها شرط آن‌ها برای این قرارِ بی‌سابقه در تاریخ موسیقی این بود که بتهوون به زندگی در پایتخت اتریش ادامه دهد.

دوران کاری و آثار بتهون

اولین کنسرت موسیقی او در وین در سال 1795 برگزار شد که او اولین بار در مقابل جمعیت زیادی یکی از قطعه‌های موسیقی خود (کنسرتو) را در پیانو نواخت. بعد از زمان کوتاهی، کارهای او منتشر شدند که یک موفقیت اقتصادی بزرگ بود

تأثیر موتزارت و هایدن بر کارهای بتهون کاملاً مشهود بود. بین سالهای 1798 تا 1800 او 6 قطعه‌ی اولیه‌ی کوارتت که یک اثر کلی موسیقی بود نواخت. این قطعه توسط 4 ساز سیمی که شامل 2 ویولون، یک ویولون بزرگ و یک ویولون سل بود نواخته شد و بعداً در سال 1801 منتشر شد. با اجرای عمومی نخستین و دومین سمفونی او در سالهای 1800 تا 1803 (که به نظر می‌رسید یک الهام غیر قابل انکار را از هایدن و موتزارت به تصویر می‌کشد) او یک فرد برجسته و مهم در دنیای موسیقی کلاسیک غربی شد. سپس او به عنوان قائم مقام اصلح هایدن و موتزارت شناخته شد.

بعدها او قطعه‌های سوناتا در پیانو را نواخت که در آن دوران بسیار مشهور شدند. یکی از بهترین کارهای بتهون که حتی تا به امروز برگزار می‌شود، قطعه‌ی Septet به معنی هفت گانه است که در آن دوران نواخته شده است. او تعدادی از اجراهای موسیقی را در آن زمان داشت که از طرف ناشران، تولید کندگان و حامیان با استقبال و تقاضای شدیدی روبه‌رو بود.

همراه با نوشتن متن‌های موسیقی و اجراهای موفق بسیاری از قطعه‌های سوناتا در پیانو (مثل قطعه سوناتا نور مهتاب) و آهنگ رقص مشهور او به نام "موجودات پرومته"، برادر کوچکترش کارل نیز نقش بسیار مهمی در اداره‌ی مسائل اقتصادی او داشت. تمام کارهای مهم تجاری او با ناشران، موسسان و حامیان بر عهده کارل بود، مهارت‌های کارل باعث شد که حساب‌های بانکی بتهون پربارتر شوند. اما برخی اوقات بتهون تسلیم برخی خواسته‌های کارل که با آنها موافق نبود، می‌شد.

در میان این پیشرفت‌ها، بتهون هم چنین درسهای موسیقی را به برخی از افراد یاد می‌داد. او موسیقی را به فردیناند رایس، بین سالهای 1801 تا 1805 آموزش داد. رایس بعداً یک آهنگ ساز مشهور موسیقی شد که بسیاری از قطعه‌های سوناتا، کنسرتو و سمفونی را نواخت. او هم چنین یک کتاب در مورد رابطه‌ی بین بتهون و خودش نوشت و آن را "به یاد بتهون" نام نهاد. کارل زرنی یک دانش آموز برجسته‌ی دیگر بتهون بود که بعداً یک آهنگ ساز، پیانو نواز و معلم موسیقی مشهور شد. برجسته‌ترین کارهای زرنی کتابهای او به نام "قطعه‌های کوتاه موسیقی برای پیانو" بود.

در سال 1822 او یک پیش آهنگی را به نام " تبرک از خانه" نواخت که به شدت از کارهای قبلی یوهان سباستین باخ و جورج فردریک هاندل تأثیر پذیرفته بود. آن با استقبال و اشتیاق زیادی از طرف شنوندگان مواجه شد.

یک از برترین کارهای آخر یک قطعه به نام "میسا سولمنیس" است که یک آهنگ موسیقی بی‌نظیر و کمیاب است. آن به عنوان یکی از بهترین کارهایی که تا به حال در موسیقی ساخته شده است تلقی می‌شود. این موسیقی در سال 1824 نواخته شده است. بعد از این او سمفونی‌ها و کوارتت‌های بیشتری را ساخت که به طور برابر توسط شنوندگان پذیرفته شدند.


بتهون آهنگسازی ناشنوا

بتهوون از اواخر ده بیست زندگی خود به تدریج شنوایی را از دست داد در سن 48 سالگی اصلا نمی شنید اما با مشکل وزوز گوش روبرو بود. بر اساس مطالعات جدید ناشنوایی وی از نوعی حصبه ناشی شد. با وجود این بیماری به آهنگسازی ادامه داد. او از استعداد دانگ مطلق بهره می برد بنابراین می توانست صداها و هارمونی آلات موسیقی را به خوبی در مغزش مجسم کند.


وفات بتهون


در بیست و ششم ماه مارس سال 1827، این مرد افسانه‌ای آخرین نفس‌های عمرش را کشید. او به هنگام مرگ فقط 56 سال سن داشت. گزارشات کالبد شکافی نشان داد که او از بیماری سیروز جگر رنج می‌برد. مراسم دفن و تشییع پیکر او در وین در تاریخ بیست و نهم ماه مارس سال 1827 با حضور 20000 نفر که عموماً شامل شهروندان وینی بود، برگزار شد. این نشان دهنده‌‌ی این است که بتهون چه شخصیت بزرگی بود چون 20000 نفر در آن زمان جمعیت زیادی بود. قبر او در قبرستان واهرینگ قرار دارد که در بخش شمال غربی وین واقع شده است.

مرگ بتهون یک تأسف بزرگ برای جامعه‌ی موسیقی بین المللی و هم چنین عموم بشریت بود. بدون او، ما یک اسطوره را از دست دادیم. او بزرگ‌ترین موسیقی دان و آهنگ ساز تمام اعصار است. او برای همیشه با آهنگ‌هایش که به عنوان الهامی حتی برای نسل جوان امروز در این زمینه هستند، در یاد خواهد ماند. بتهون یک میراث بزرگ بر جای گذاشت و آن خانه‌ی گنج دانش موسیقی است که به عنوان بخشی از میراث موسیقی بین المللی برای همیشه خواهد بود. مهم نیست که افراد تا چه حد صعود می‌کنند و یا چه تعداد جایزه‌هایی برنده می‌شوند هیچ کس نمی‌تواند از استعداد بی‌نظیر و بی‌همتای این مرد یعنی "لودویگ ون بتهون" جلو بزند.



منابع

خبرگزاری ایسنا

خبرگزاری عصر ایران

ویکیپدیا

خبرگزاری ایمنا

آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.