سرمد

از دانشنامه‌ی اسلامی

سرمد چیزی است که اول و آخر ندارد، اما دو چیز دارد؛ یکی دوام وجود در گذشته که به آن ازل می ­گویند، و یکی دوام وجود در آینده که آن را ابد می ­نامند.

مفهوم سرمد

سرمد در لغت به معنی همیشگی و جاویدان است؛ یعنی چیزی که وجود آن قطع نمی­ شود. در قرآن کریم آمده است: «قُلْ أَرَأَیتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیکمُ النَّهارَ سَرْمَداً إِلى‌ یوْمِ الْقِیامَةِ». (سوره قصص، آیه ۷۲)

بزرگان فلاسفه بر این عقیده ­اند که سرمد عبارتست از نسبت ثابت به ثابت. به نظر این افراد، موجودات دو دسته­ اند: یا در زمان هستند که این دسته دارای حرکت است و یا نه حرکت است و نه دارای حرکت است و در نتیجه در زمان هم نیست. این دسته از موجودات اگر جنبه نسبت ثبات آنها با امور متغیر در نظر گرفته شود، این معیت و همراهی، «دهر» نامیده می ­شود و اگر نسبت ثباتش با امور ثابت در نظر گرفته شود، این همراهی را «سرمد» می­ نامند.

تفاوت دهر، سرمد و زمان

تفاوت دهر، سرمد و زمان در این است که سرمد نسبت ثابت به ثابت است، دهر نسبت ثابت به متغیر و زمان نسبت متغیر است به متغیر. فلاسفه در تفسیر این کلام گفته ­اند که مراد از دهر، نسبت ذات واجب متعال است که ثابت است به صفات، اسماء حسنی و علوم فعلی او که آنها نیز اموری ثابت هستند. مراد از سرمد، نسبت علم واجب است که ثابت است به معلومات او که اموری متجدد و متغیرند؛ یعنی همان موجودات عالم، و مراد از زمان، نسبت برخی از معلومات متجدد واجب با برخی دیگر است.

اما برخلاف فلاسفه اسلامی که این امور را نسل در نسل نقل و قبول کرده ­اند، فخر رازی پس از نقل این امور از حکما، در کتاب "المحصل" بر آنها ایراد گرفته است و گفته که این الفاظ، علی­رغم معنای پیچیده و بزرگی که برایش نقل شده است، دارای معنای محصل و به درد بخوری نیستند؛ ولی با توضیحی که برای این الفاظ و معنای آن داده شد و در کتب حکما نیز آمده است، سستی این سخن فخر رازی معلوم می شود.

پانویس

  1. ↑ جمیل صلیبا؛ منوچهر صانعی دره بیدی، فرهنگ فلسفی، تهران، انتشارات حکمت، ج۱، ص۳۹۱.
  2. ↑ ملاصدرا شیرازی، صدرالدین محمد؛ الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه العقلیه، قم، نشر مصطفوی، ۱۳۶۸ش، چ دوم، ج۳، ص۱۴۷.
  3. ↑ موسوعه مصطلحات فلسفه عندالعرب، بیروت، مکتبة لبنان، ج۱، ص۳۳۸.
  4. ↑ اسفار اربعه، همان.
  5. ↑ سبزواری، ملاهادی؛ شرح منظومه حکمت، تهران، نشر حکمت، ۱۳۶۰ش، چ اول، ج۴، ص۳۳۴.
  6. ↑ ملاصدرا شیرازی، صدرالدین محمد؛ حاشیه بر الهیات، قم، نشر بیدار، بی تا، ص۱۵۷.

منابع