زمان تقریبی مطالعه: 16 دقیقه

جوین

جُوِیْن، ناحیه (کوره)‌ای کهن از توابع نیشابور، امروزه شهرستانی به همین نام در استان خراسان رضوی، و همچنین نام چند موضع دیگر، از جمله شهری کهن در سیستان بر سر راه هرات به زرنگ.
شهرستان جوین با حدود 709‘1 کمـ 2 وسعت در شمال غربی استان خراسان رضوی واقع است. این شهرستان از دو بخش به نامهای مرکزی و عطاملک و 4 دهستانِ بالاجوین، پیراکوه، حکم‌آباد و زرین، یک شهر به نام نقاب، و 51 پارچه آبادی به مرکزیت شهر نقاب تشکیل شده است. شهرستان جوین تا بهمن ماه 1386 از بخشهای تابع شهرستان سبزوار به شمار می‌رفت، اما در آن تاریخ با مصوبۀ هیئت وزیران از شهرستان سبزوار منفک شد و بـه شهرستان ارتقـاء یافت ( نشریۀ عناصر ... ، بش‍ ؛ نامه ... ؛ اطلس ... ، 108).
اراضی شهرستان جوین از لحاظ عوارض جغرافیایی به دو بخش کوهستانی و دشت تقسیم می‌شود. نواحی کوهستانی شهرستان دارای زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل، و نواحی پست و هموار دارای زمستانهای معتدل و تابستانهای گرم است. بیشتر روستاهای شهرستان جوین در نواحی پست و هموار واقع‌اند («معرفی اجمالی ... »، بش‍ (. این شهرستان در 1388ش بیش از 60 هزار تن جمعیت داشته است (نامه). بیشتر اهالی جوین روستا نشین‌اند و به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند. مردم شهرستان جوین به زبانهای ترکی، فارسی و کردی با گویش کرمانجی گفت‌و‌گو می‌کنند، و مسلمان و پیرو مذهب شیعۀ دوازده امامی‌اند (نک‍ : فرهنگ جغرافیایی آبادیها ... ، 202، 229).

مرکز شهرستان

شهر نقاب مرکز شهرستان جوین در °57 و ´25 طول شرقی و 36 و ´43 عرض شمالی در ارتفاع 805‘1 متری از سطح دریا، حدود 70 کیلومتری شمال غرب سبزوار واقع است و رودخانۀ فصلی کال شور (جوین) از 3 کیلومتری شمال آن می‌گذرد. شهر نقاب در آذرماه 1373 از ادغام 6 روستای نزدیک به هم به نامهای کلاتۀ آقا محمد، نقاب، ملایجرد، سردارآباد، شمس‌آباد و قصرآباد تأسیس شد و شهرداری آن رسماً فعالیت خود را آغاز کرد. این شهر در سرشماری 1385ش دارای 483‘12 تن جمعیت بوده است. کشاورزی مهم‌ترین فعالیت اقتصادی مردم شهر نقاب است و نزدیک به 50٪ اهالی آن در 1388ش در بخش کشاورزی و کارهای وابسته به آن اشتغال داشته‌اند. مراکز فعالیتهای صنعتی در این شهر محدود به یک کارخانۀ قند و چند کارگاه کوچک صنعتی است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، 201-203؛ «درگاه ... »، بش‍ ؛ «معرفی اجمالی»، همانجا).

پیشینۀ تاریخی

از تاریخ جوینِ پیش از اسلام آگاهیهای چندانی در دست نیست؛ اما یافته‌های باستان‌شناسی در محلی موسوم به قوش تپه، واقع در جنوب شرقی شهر نقاب دیرینگی یک‌جانشینی انسان در این سرزمین را به حدود اوایل هزارۀ نخست پیش از میلاد می‌رساند (همانجا). تاریخ جوین پیش از اسلام را باید در تاریخ نواحی غربی خراسان جست‌وجو کرد، اما با توجه به تقسیمات کشوری دورۀ ساسانیان که تا سده‌های نخستین اسلامی همچنان دست نخورده باقی بود، می‌توان گفت جوین در آن روزگار همچون سده‌های نخستین اسلامی از رستاقهای تابع کورۀ نیشابور به شمار می‌رفته است (نک‍ : ابن رسته، 171؛ مقدسی، 318).
از منابع این‌گونه پیدا ست که نام این ناحیه در زبان فارسی، گویان بوده است (نک‍ : گردیزی، 101، حاشیۀ 8؛ مقدسی، همانجا؛ سمعانی، 3 / 428-429) و عربها به تعریب آن را جوین می‌خوانده‌اند. نام گویان تا زمان یاقوت (اوایل سدۀ 7ق / 13م) در میان خراسانیان همچنان متداول بوده است (نک‍ : یاقوت، بلدان، 2 / 165). به نوشتۀ ابوالحسن علی بن زید بیهقی (ص 43)، جوین را یزد خسرو، پسر ساسویه، پسر شاپور یکم ساسانی (سل‍ 241-272م) بنیاد نهاده است. با توجه به آنکه جوین نام ناحیه بوده، نه نام شهر، ظاهراً منظور بیهقی از جوین، کرسی آن ناحیه، یعنی شهر آزادوار (ه‍ م) بوده است (نک‍ : دنبالۀ مقاله). بر پایۀ این گزارش می‌توان گفت که جوین در سدۀ 3م از نواحی آباد و مورد توجه بوده است، اما یاقوت (همانجا) روایتی را نقل کرده که بر اساس آن بانی جوین کسی به نام گودرز بوده است. اگر این گودرز همان پادشاه اشکانی باشد که میان سالهای 40 تا 51 م پادشاه ایران بود، می‌توان اهمیت ناحیۀ جوین را به سدۀ نخست میلادی رساند. اما چنانچه این روایت به نام کسی از خاندان پهلوانی گودرزیان اشاره داشته باشد، که در تاریخ حماسی کیانیان از آنان یاد شده است، می‌توان این تاریخ را حتى به سده‌های پیش از میلاد رساند. به هر حال، جوین در پیش از آغاز دورۀ اسلامی از نواحی آباد خراسان بوده است.
جوین به سال 30 و به روایتی 31ق / 652 م توسط عربهایی که به فرماندهی عبدالله بن عامر کریز به خراسان آمده بودند، به جنگ گشوده شد (بلاذری، 567- 568؛ ابن اثیر، الکامل، 3 / 124). به گزارش بلاذری ابن عامر پس از فتح قهستان، یزید جُرشی را در رأس سپاهیانی مأمور گشودن نیشابور و توابع آن کرد. یزید پس از گشودن زام و باخرز بر جوین دست یافت و گروهی از مردم آنجا را به بردگی گرفت (ص 568). از زمان دستیابی عربها بر جوین تا سدۀ 3ق / 9م از وضعیت این ناحیه آگاهیهای چندانی در دست نیست. جغرافیانویسان سدۀ 3ق جوین را در زمرۀ شهرها و رستاقهای کورۀ نیشابور شمرده‌اند (نک‍ : ابن خردادبه، 23-24؛ ابن رسته، همانجا؛ ابن فقیه، 611). ظاهراً منظور از شهر جوین نزد این دسته از جغرافیانویسان، شهر آزادوار، مرکز رستاق جوین بوده است؛ زیرا آن دسته از جغرافیانویسانی که از آزادوار به عنوان یکی از شهرهای کورۀ نیشابور و یا مرکز رستاق جوین نام برده‌اند، جوین را در شمار شهرهای کورۀ نیشابور نیاورده‌اند (نک‍ : مقدسی، 300- 318؛ اصطخری، 256-257؛ ابن‌حوقل، 2 / 423؛ یاقوت، بلدان، 1 / 230-231، 2 / 164-165). به گزارش مقدسی، در سدۀ 4ق / 10م، جوین رستاقی پهناور و آباد با محصول میوه و غلۀ فراوان بود. در آنجا جامه‌هایی تولید، و به دیگر جاها صادر می‌شد و مردمی ادب‌دوست اهل حدیث داشت (ص 318). ابن فقیه در سدۀ 3ق شمار دیههای جوین را حدود 160 پارچه آبادی تخمین زده است (همانجا)؛ اما یاقوت که در اوایل سدۀ 7ق / 13م، به جوین سفر کرده و وضعیت آنجا را از نزدیک دیده بود، جوین را کوره و شمار آبادیهای آن را 189 پارچه گزارش کرده است. به نوشتۀ او، کورۀ جوین در درۀ وسیعی واقع بود که از شرق به غرب امتداد داشت و رشته کوههایی از شمال و جنوب آن به موازات یکدیگر می‌گذشت. کورۀ جوین حدود 3 روز راه درازا و حدود یک میل پهنا داشت. آبادیهای جوین در بخش شمالی به صورت زنجیره‌ای پی‌در‌پی در کنار یکدیگر قرار داشتند و کشتزارها و باغهای به هم پیوستۀ آن کمربندی سبز را پدید می‌آوردند؛ اما نواحی جنوبی آن خالی از سکنه بود. آب آبادیهای جوین از کاریزهایی که از بلندیهای نواحی جنوبی سرچشمه می‌گرفتند، تأمین می‌شد (همان، 2 / 164-165، المشترک، 115).
آن دسته از جغرافیانویسانی که نامی از آزادوار ــ مرکز ناحیۀ جوین ــ برده‌اند، معمولاً آنجا را شهری آباد و پر نعمت وصف کرده‌اند. این شهر بر سر شاهراهی بود که نیشابور را به نواحی داخلی ایران متصل می‌ساخت و راهی از آنجا نیز به گرگان می‌رفت (نک‍ : مقدسی، همانجا؛ حدود ... ، 89؛ اصطخری، 284؛ ابن حوقل، 2 / 456). آزادوار در غرب کورۀ جوین جای داشت و دارای مسجد و بازار بود و بازرگانانی که از آنجا می‌گذشتند، کاروان‌سرایی در آن بر پا داشته بودند (یاقوت، بلدان، 1 / 230-231). در اوایل سدۀ 7ق جوین همچون دیگر نواحی خراسان دستخوش یورش مغولان شد. در 688 ق / 1289م چنگیزخان مغول هنگامی‌که قلعۀ طالقان را در جوزجان در محاصره داشت، تولوی، پسر کهترش را برای فتح نیشابور گسیل داشت. تولوی نیشابور و تمام اعمال آن را به جنگ و صلح گشود (رشیدالدین، 1 / 519). ظاهراً مردم جوین با مغولان از در آشتی در آمدند؛ زیرا در منابع تاریخی دورۀ مغول و پس از آن از آبادانی و روستاهای پرشمار ناحیۀ جوین سخن رفته است. چند دهه پس از یورش مغولان به خراسان، زکریای قزوینی جوین را ناحیه‌ای حاصلخیز و پرنعمت با حدود 400 روستا و 400 کاریز گزارش کرده است (ص 352). هر چند این شمار روستا و کاریز نسبت به گزارش دیگر جغرافیانویسان اغراق‌آمیز می‌نماید، اما نشان از آبادانی ناحیۀ جوین دارد. از نوشته‌های حمدالله مستوفی پیدا ست که ناحیۀ جوین در زمان حکومت ایلخانان بخشی از تومان بیهق بوده، اما در دهه‌های نخستین سدۀ 8 ق / 14م ناحیه‌ای مستقل به شمار می‌رفته است و مرکز آن از شهر آزادوار به فریومد منتقل شده بود. به گزارش او جوین در این سده ناحیه‌ای آباد با محصولات کشاورزی متنوع بود. بحرآباد، اروکازری (احتمالاً آزادوار؟) دلبند، خوارشاه از دیههای معتبر آن به‌شمار می‌رفت و هر یک از روستاهای آن یکی دو کاریز داشت و بیشتر مردم آن شافعی‌مذهب بودند (ص 150).
در سدۀ 9ق / 15م، حافظ‌ابرو از جوین به عنوان ولایت یاد کرده است و آن را ناحیه‌ای بزرگ با دیههایی آباد و محصول میوۀ فراوان و بر سر شاهراهی که نیشابور را به بسطام متصل می‌ساخت، گزارش کرده و از 30 روستای مهم آن نام برده است. از گزارش حافظ‌ابرو این‌گونه پیدا ست که در دورۀ تیموریان دگرگونیهایی در ناحیۀ جوین بایستی پدید آمده باشد، زیرا او از فریومد که در سدۀ 8 ق مرکز ناحیۀ جوین بوده، به عنوان مرکز ولایت نوبنیاد فریومد یاد کرده، و آزادوار را که تا پیش از یورش مغولان کرسی ناحیۀ جوین بوده، از دیههای ولایت فریومد شمرده است (ص 105-107). اگر گزارشهای امین احمد رازی (2 / 302) و محمد مفید بافقی (ص 210) در سدۀ 11ق / 17م، رونوشتی از نوشته‌های جغرافیانویسان پیشین ندانیم، می‌توان گفت که جوین در روزگار صفویان همچنان ناحیه‌ای آباد و پر نعمت بوده است. زین‌العابدین شیروانی نیز در سدۀ 13ق در اوایل دورۀ قاجاریه جوین را ناحیه‌ای حاصلخیز با حدود 50 پارچه آبادی و مردمی شیعه مذهب گزارش کرده است (ص 236).
به نوشتۀ اعتمادالسلطنه در دورۀ ناصری جوین ولایتی مشتمل بر 70 پارچه آبادی با حدود 5 هزار خانوار بود و از غرب به شرق حدود 20 فرسنگ درازا و از شمال به جنوب حدود 2 تا 3 فرسنگ پهنا داشت و مردم آن به کار کشاورزی و نوغان‌داری و دامداری اشتغال داشتند (مرآة ... ، 4 / 2296). محدوده‌ای را که اعتمادالسلطنه برای ولایت جوین تعیین کرده، تقریباً منطبق با ناحیۀ تاریخی جوین است که جغرافیانویسان سده‌های نخستین اسلامی از آن یاد کرده‌اند. ناحیۀ تاریخی جوین، بر پایۀ نامهای امروزین، از سلطان‌آباد ــ مرکز بخش خوشاب شهرستان سبزوار ــ در شرق تا حدود پل ابریشم در غرب امتداد داشته است و از شمال به تپه‌های خاکی کم ارتفاعی که آن را از جلگۀ اسفراین جدا می‌سازد و از جنوب به رشته‌کوههایی که آن را از جلگۀ سبزوار جدا می‌کند، محدود بوده است (نک‍ : روشنی، 352، حاشیۀ 1؛ مولوی، 91).
در دورۀ قاجاریه، حاکم‌نشین ولایت جوین آبادی جغتای بوده است (اعتمادالسلطنه، همانجا؛ ییت، 392) و از این رو نام جغتای در کنار نام جوین برای نامیدن این ولایت نیز به کار می‌رفته است (مک گِرگور، 140). به نوشتۀ اعتمادالسلطنه، اللٰهیارخان قلیچی حاکم سبزوار، که نسبت به فتحعلی‌شاه قاجار اعتنایی نداشته و راه خودسری در پیش گرفته بود، بر گرد جغتای بارویی کشیده، و آن را به دژی استوار بدل ساخته بود (مرآة، همانجا، تاریخ ... ، 3 / 1456- 1458). کلنل ییت، سرکنسول بریتانیا در مشهد که در 1315ق / 1897م از جغتای گذر کرده، درازای این بارو را حدود 540 متر و پهنای آن را حدود 10 متر گزارش کرده است. به نوشتۀ او، در آن زمان نزدیک به 600 خانوارِ ترکی‌زبان و فارسی‌زبان در درون باروی جغتای به‌سر می‌بردند (همانجا). اللٰهیار خان قلیچی، افزون بر برج و باروی جغتای، دژی استوار در ولایت جوین موسوم به آق‌قلعه برپا داشته بود که پس از اظهار فرمانبرداریِ او نسبت به فتحعلی‌شاه، به دستور شاه قاجار ویران گردید (اعتمادالسلطنه، مرآة، 4 / 2397). به گزارش ییت در آن سالی که او به جوین سفر کرد، مالیات سالانۀ آنجا حدود 18 هزار تومان بود که از این مبلغ حدود 8 هزار تومان مالیات بر گوسفند بوده است. ظاهراً در آن سالها، درآمدهای مالیاتی جوین به سبب کاهش محصول ابریشم بر اثر آفت کرمهای ابریشم، کاهش یافته بود (همانجا).
جوین در طول تاریخ خاستگاه بسیاری از بزرگان بوده است که از آن جمله‌اند: عبدالله بن یوسف جوینی، فقیه و مفسر شافعی‌مذهب سده‌های 4 و 5 ق (سمعانی، 3 / 429)؛ عبدالملک بن عبدالله جوینی (ه‍ م)، مشهور به امام الحرمین، از متکلمین و فقیهان شافعی‌مذهب سدۀ 5 ق؛ شیخ سعدالدین حموی از عرفای سدۀ 6 و 7ق، که مرید و خلیفۀ شیخ نجم‌الدین کبرى بود و در زادگاه خود ــ بحرآباد جوین ــ خانقاهی داشت و در آن به ارشاد پیروان خود و اشاعۀ طریقت کبرویه می‌پرداخت. شیخ سعدالدین در 649 ق / 1251م درگذشت و در بحرآباد مدفون شد. پس از درگذشت او بحرآباد تا مدت‌زمانی به عنوان پایگاه فعالیت حموییان کبروی اهمیت خود را حفظ کرد (زرین‌کوب، 112-118)؛ مولانا معین‌الدین جوینی (ه‍ م)؛ عارف، نویسنده و شاعر سدۀ 8 ق و کسانی از خاندان جوینی که یکی از خاندانهای دولتمرد ایرانی بودند و از آن میان می‌توان نام این افراد را ذکر کرد: منتجب‌الدین بدیع کاتب جوینی، رئیس دیوان انشای سلطان سنجر سلجوقی (سل‍ 511-552 ق / 1117-1157م)؛ بهاء‌الدین محمد بن علی از مقربان سلطان تکش خوارزمشاه (سل‍ 568-596 ق)؛ شمس‌الدین محمد ابن محمد بن علی، مستوفی دیوانِ سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه (سل‍ 596-617 ق) و پسرش سلطان جلال‌الدین (سل‍ 617- 628 ق)؛ بهاء‌الدین محمد بن محمد، ملقب به صاحب دیوان که در فاصلۀ تهاجمات چنگیزخان به ایران تا آمدن هولاکو، در خدمت حکام مغول بود؛ علاء‌الدین عطاملک جوینی (ه‍ م)، صاحب تاریخ جهانگشای (ه‍ م) و از دبیران مقرب هلاگوخان؛ شمس‌الدین محمد بن محمد جوینی (ه‍ م) معروف به صاحب دیوان که از اواخر عهد هلاگوخان تا مرگ سلطان احمد تگودار (683 ق)، صاحب دیوان و وزیراعظمِ ایلخان بود (نک‍ : ه‍ د، احمد تگودار).

جوین سیستان

در منابع از این شهر همچون جوین خراسان با نام گوین نیز یاد شده است (نک‍ : گردیزی، 131؛ مقدسی، 297؛ تاریخ سیستان، 345). این شهر بر سر راه هرات به زرنگ ــ مرکز ولایت سیستان ــ جای داشته، و با بُست یک مرحله و با زرنگ 3 مرحله فاصله داشته است (مقدسی، 350؛ ابن رسته، 173-174؛ اصطخری، 248؛ ابن حوقل، 2 / 421). یعقوبی از جوین به عنوان یکی از کوره‌های ولایت سیستان نام برده است (ص 280-281)؛ اما دیگر منابع این موضوع را تأیید نمی‌کنند. به گزارش مقدسی، جوین دژی بزرگ و استوار داشت و چون اهالی آن خوارج بودند، از این رو منبر نداشته است (ص 306). امروزه این شهر با نام «لاش و جوین» شناخته می‌شود و مرکز ولسوالی (شهرستانی) به همین نام در جنوب ولایت فراه افغانستان است (نک‍ : حبیبی، 604؛ دولت‌آبادی، 25). لاش نام قلعه‌ای نزدیک به جوین بوده است (نک‍ : شاه‌حسین، 99) و ظاهراً در دوره‌های متأخرتر با ادغام این دو در یکدیگر به نام لاش و جوین خوانده شده است.
افزون بر این دو جوین، روستایی از توابع سرخس نیز به این نام خوانده می‌شده است که ابوالمعالی محمد بن حسن بن عبدالله جوینی سرخسی، محدث و فقیه شافعی‌مذهب سدۀ 6 ق / 12م از منسوبان به آنجا ست (یاقوت، المشترک، 116؛ ابن اثیر، اللباب ... ، 1 / 257). در المسالک و الممالک ابن‌خردادبه از جوین دیگری در فارس در فاصلۀ 5 فرسنگی شیراز یاد شده است (ص 44). احتمالاً این نام تصحیفی از نام جویم است، زیرا دیگر جغرافیانویسان از آن موضع با نام جویم یاد کرده‌اند (برای نمونه نک‍ : اصطخری، 133؛ مقدسی، 455). به گزارش مقدسی در سدۀ 4ق کاریزی از آنجا به سوی شیراز روان بود که آب آن نسبت به دیگر آبهای زیرزمینی شیراز سبک‌تر بود (ص 430). این جوین یا جویم منطبق با روستای کنونی گویُم، در فاصلۀ 27 کیلومتری شمال باختر بر سر راه شیراز به اردکان (سپیدان) است (نک‍ : فرهنگ جغرافیایی ایران، 7 / 207؛ جعفری، 1135) و نباید آن را با شهر جویم واقع در لارستان فارس که در منابع جغرافیایی سده‌های نخستین اسلامی از آن با نام جویم ابواحمد یاد شده است، اشتباه گرفت (برای آگاهی بیشتر، نک‍ : ه‍ د، جویم).

مآخذ

ابن اثیر، الکامل؛ همو، اللباب، به کوشش حسام الدین قدسی، قاهره، 1357ق؛ ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به کوشش کرامرس، لیدن، 1939م؛ ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، 1306ق؛ ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به کوشش دخویه، لیدن، 1309ق / 1891م؛ ابن فقیه، احمد، البلدان، به کوشش یوسف هادی، بیروت، 1416ق / 1996م؛ اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، 1870م؛ اطلس گیتاشناسی استانهای ایران، به کوشش سعید بختیاری، تهران، 1387ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاریخ منتظم ناصری، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، 1367ش؛ همو، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، 1368ش؛ بافقی، محمد مفید، مختصر مفید، ویسبادن، 1989م؛ بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع، بیروت، 1407ق / 1987م؛ بیهقی، علی، تاریخ بیهق، به کوشش احمد بهمنیار، تهران، 1361ش؛ تاریخ سیستان، به کوشش محمد تقی بهار، تهران، 1314ش؛ جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، 1379ش؛ حافظ ابرو، عبدالله، تاریخ (بخش جغرافیای خراسان)، به کوشش درتئا کراوولسکی، ویسبادن، 1982م؛ حبیبی، عبدالحی، «جوین خراسان و جوین سیستان گویان یا کوبان؟»، یغما، تهران، 1351ش، س 25، شم‍ 10؛ حدود العالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، 1340ش؛ حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، 1331ق / 1913م؛ «درگاه ملی آمار» (نک‍ : مل‍ ، SCI)؛ دولت آبادی، بصیر احمد، شناسنامۀ افغانستان، تهران، 1382ش؛ رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به کوشش جواد فاضل، تهران، 1340ش؛ رشیدالدین فضل الله، جامع التواریخ، به کوشش محمد روشن و مصطفى موسوی، تهران، 1373ش؛ روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری، ترجمه و حاشیه بر سفرنامۀ خراسان و سیستان چارلز ادوارد ییت، تهران، 1365ش؛ زرین‌کوب، عبدالحسین، دنبالۀ جست‌وجو در تصوف ایران، تهران، 1362ش؛ زین العابدین شیروانی، بستان السیاحه، تهران، 1315ش؛ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالرحمان بن یحیى معلمی، حیدرآباد دکن، 1383ق / 1963م؛ شاه حسین بن غیاث‌الدین، احیاء الملوک، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، 1383ش؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور (سبزوار)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، 1384ش؛ فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، 1330ش؛ قزوینی، زکریا، آثار البلاد، بیروت، 1404ق / 1984م؛ گردیزی، عبدالحی، زین الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، 1347ش؛ «معرفی اجمالی شهرستان جوین» (نک‍ : مل‍ ، جوین‌شناسی)؛ مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، 1906م؛ مک گِرگور، س. م.، شرح سفری به ایالت خراسان و شمال غربی افغانستان، ترجمۀ اسدالله توکلی طبسی، مشهد، 1368ش؛ مولوی، عبدالحمید، «آثار تاریخی و رجال جوین (گویان)»، نامۀ آستان قدس، مشهد، 1347ش، س 7، شم‍ 2 و 3؛ نامۀ فرمانداری شهرستان جوین به مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، شم‍ 4637 / 1 / 3861، مورخ 9 / 12 / 1388ش؛ نشریۀ عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، دفتر تقسیمات کشوری، وزارت کشور، تهران، 1388ش؛ یاقوت، بلدان؛ همو، المشترک، به کوشش ووستنفلد، گوتینگن، 1846م؛ یعقوبی، احمد، « البلدان»، همراه الاعلاق النفیسه (نک‍ : هم‍ ، ابن رسته)؛ نیز:

Joveyn Shenasi, www.Joveyn.com / Joveyn-shenasi / introduce / index.PhP; SCI, www.sci.org.ir / portal / faces / public / census85.natayej; Yate, C.E, Khurasan and Sistan, Liechtenstein, 1977.

آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.