زمان تقریبی مطالعه: 20 دقیقه

بهره

  بُهْره‌، جماعتی‌ از مسلمانان‌ شبه‌ قارۀ هند. بهره‌ها كه‌ عمدتاً اصل‌ و نسب‌ هندو دارند، از دو گروه‌ شیعی‌ (اكثریت‌) و سنی‌ (اقلیت‌) تشكیل‌ شده‌اند.بهره‌های‌ شیعی‌ همگی‌ اسماعیلی‌مذهب‌اند و بیشتر آنان‌ به‌طبقۀ بازرگانان‌ وابسته‌اند. سنی‌ مذهبان‌ ــ كه‌ سهـم‌ كوچكی‌ از جمعیـت‌ بهره‌هـا را دارنـد ــ بیشتر روستایی‌ هستند و به‌ فعالیتهای‌ كشاورزی‌ اشتغال‌ دارند. بهره‌ها كه‌ جمعیت‌ آنان‌ در 1382ش‌ /2003م‌ بالغ‌ بر 000‘200‘1 تن‌ بوده‌ است‌ («مسلمانان‌...»)، در كشورهای‌ هند و پاكستان‌، و شمار كمتری‌ نیز در كشورهای‌ شرق‌ افریقا ساكنند (دفتری‌، 3, 23, 210).
نام‌ بهره‌ (بهرا) را مشتق‌ از واژۀ گجراتی «وهروو» (ویوهار) به‌ معنای «تجارت‌» یا «داد و ستد كردن‌» دانسته‌اند. از این‌رو، جماعت‌ اسماعیلیان‌ گجرات‌ را بهره‌ نامیدند، زیرا آنان‌ در اصل‌ متعلق‌ به‌ یك‌ جامعۀ تجارت‌‌‌پیشه ‌بودند. برخی‌دیگر برآن‌اند كه‌ اسماعیلیان‌ گجرات‌ را از این‌رو به‌ این‌ نام‌ خواندند كه‌ آنان‌ پیش‌ از پذیرفتن‌ كیش‌ اسماعیلی‌، به «وُهَره‌» كه‌یكی‌ از طبقات ‌جامعۀ هندوهاست‌، تعلق‌ داشتند (همو،299). اكثریت‌ بهره‌ها به‌ شاخۀ داوودی‌ از دعوت‌ مستعلوی‌ ـ طیبی‌ اسماعیلیه‌ تعلق‌ دارند (همو، 210؛ برای‌ چگونگی‌ پیدایش‌ این‌ شاخه‌ها، نک‍ : ه‍ د، اسماعیلیه‌). 
دعوت‌ اسماعیلیه‌ از نیمۀ قرن‌ 3ق‌ /9م‌ در شبه‌ قارۀ هند ریشه‌ پیدا كرد و سپس‌ تا حدودی‌ گسترش‌ یافت‌، اما در دورۀ خلافت‌ و امامت‌ المستنصر بالله‌، جماعت‌ جدیدی‌ از اسماعیلیه‌ در گجرات‌، توسط داعیانی‌ كه‌ از یمن‌ بدانجا گسیل‌ می‌شدند، پایه‌گذاری‌ گردید. به‌ موجب‌ روایات‌ سنتی‌ كه‌ دربارۀ پیدایش‌ این‌ گروه‌ اسماعیلی‌ دردست‌ است‌، در 460ق‌ /1068م‌ داعی‌ عربی‌ به‌ نام‌ عبدالله‌ از سوی‌ لمك‌ بن‌ مالك‌ از صُلیحیون‌ یمن‌ به‌ خامبایت‌ (كمبی‌ كنونی‌) فرستاده‌ شد و در آن‌ منطقه‌، یعنی‌ گجرات‌، در اندك‌ مدتی‌ جمعیت‌ بزرگی‌ از هندوها و بعضی‌ از حكمرانان‌ محلی‌ را به‌ كیش‌ اسماعیلی‌ درآورد (دفتری‌، 299؛ مجدوع‌، 118، 201؛ همدانی‌، 79، 224-226). عبدالله‌ و جانشینانش‌ دعوت‌ اسماعیلی‌ را در میان‌ هندوهای‌ گجرات‌، از پایگاه‌ اصلی‌ خود در خامبایت‌ تبلیغ‌ می‌كردند (نیز نک‍ : اسماعیل‌ جی‌، 53-60) و دعوت‌ آنان‌ با نظارت‌ سلاطین‌ صلیحی‌ یمن‌ ــ كه‌ تابع‌ فاطمیان‌ بودند ــ اشاعه‌ یافت‌. صلیحیون‌ با تأیید المستنصر بالله‌ فاطمی‌ بر انتخاب‌ و فرستادن‌ داعیان‌ به‌ گجرات‌ نظارت‌ نزدیك‌ و مستقیم‌ داشتند. در این‌ میان‌، ملكۀ صلیحی‌ موسوم‌ به‌ سیده‌ اروی‌ كه‌ پس‌ از فوت‌ همسرش‌، احمد مُكَرّم‌ (برهانپوری‌، 26؛ حامدی‌، 13-17، 27- 28؛ دفتری‌، 210,209؛ السجلات‌...، 20، جم‍‌ ) به‌ حكومت‌ دولت‌ صلیحی‌ در یمن‌ رسیده‌ بود، از طرف‌ خلیفۀ فاطمی‌ مصر المستنصر بالله‌ رسماً مسئولیت‌ امور دعوت‌ در گجرات‌ را نیز یافت‌ (همان‌، 165-173). 
سلسلۀ صلیحیون‌ یمن‌ نقش‌ مهمی‌ در احیای‌ مجدد و گسترش‌ دعوت‌ اسماعیلی‌ در غرب‌ هندوستان‌ ایفا كردند. ملكه‌ اروی‌ كه‌ از دعوت‌ مستعلوی‌ جانبداری‌ كرده‌ بود، پس‌ از قتل‌ الآمر باحكام‌ الله‌، به‌ حقانیت‌ امامت‌ فرزند او طیب‌ قائل‌ گشت‌ و روابط خود و یمن‌ صلیحی‌ را با قاهره‌ و دعوت‌ مستعلوی‌ ـ حافظی‌، قطع‌ كرد (نک‍ : ه‍ د، 8 /696-697). اندكی‌ پس‌ از 524ق‌ /1130م‌ بود كه‌ با كوششهای‌ ملكه‌ اروی‌، دعوت‌ مستقل‌ طیبیه‌ در یمن‌ پایه‌گذاری‌ گردید (دفتری‌، 285-286). در حدود سال‌ 526ق‌، ملكه‌ اروی‌، ذؤیب‌ بن‌ موسی‌ الوادعی‌ را با اختیارات‌ كامل‌ و به‌ عنوان‌ داعی‌ مطلق‌، به‌ رهبری‌ دعوت‌ طیبی‌ گمارد و امور دعوت‌ را به‌ نام‌ امام‌ غایب‌، طیب‌، به‌ او سپرد. ملكه‌ سیده‌ اروی‌ تا زمان‌ مرگش‌ در 532ق‌ /1138م‌ از هیچ‌ كوششی‌ برای‌ استحكام‌ دعوت‌ طیبی‌ فروگذار نكرد. پس‌ از فوت‌ وی‌ و انقراض‌ دولت‌ صلیحی‌، دعوت‌ طیبی‌ با عنوان «الدعوة الطیبیة» به‌ رهبری‌ داعی‌ ذؤیب‌ ادامه‌ یافت‌ و یمن‌ تا چند قرن‌ پایگاه‌ اصلی‌ دعوت‌ طیبی‌ بود؛ جانشینان‌ ذؤیب‌ عنوان‌ داعی‌ مطلق‌ را همچنان‌ تاكنون‌ حفظ كرده‌اند (همانجا؛ برهانپوری‌، 69). 
دعوت‌ اسماعیلی‌ در گجرات‌ ارتباط نزدیك‌ خود را با مركز دعوت‌ طیبی‌ در یمن‌ حفظ كرد و جامعۀ جدیدی‌ كه‌ در نیمۀ دوم‌ قرن‌ 5ق‌ در غرب‌ هندوستان‌ به‌ وجود آمد، با مرور زمان‌ به‌ جامعۀ مستعلوی‌ ــ طیبی‌، و سپس‌ به‌ داوودی‌ ــ بُهرۀ فعلی‌ تحول‌ یافت‌. پس‌ از مرگ‌ داعی‌ ذؤیب‌ در 546ق‌ /1151م‌، ابراهیم‌ بن‌ حسین‌ حامدی‌ (د 557ق‌ /1162م‌) به‌ عنوان‌ دومین‌ داعی‌ مطلق‌ به‌ رهبری‌ دعوت‌ طیبی‌ رسید (دفتری‌، همانجا). وی‌ رسائل‌ اخوان‌ الصفا را به‌ ادبیات‌ مذهبی‌ اسماعیلیان‌ طیبیِ یمن‌ وارد كرد و همچنین‌ در زمینۀ جهان‌شناسی‌، تلفیق‌ جدیدی‌ از اندیشه‌های‌ حمیدالدین‌ كرمانی‌ ــ آن‌گونه‌ كه‌در كتابش‌ راحةالعقل‌ آورده‌ ــ باعوامل‌ اسطوره‌ای‌ ارائه‌ داد كه‌ از آن‌ پس‌ در مركز نظام‌ اندیشه‌های‌ مذهبی‌ اسماعیلیان‌ طیبی‌ قرار گرفت‌ (نک‍ : حامدی‌، 14، 26، جم‍‌ ). اسماعیلیان‌ طیبی‌ در یمن‌ و سپس‌ بهره‌های‌ طیبی‌ در هند، شمار بسیاری‌ از آثار اسماعیلی‌ دوره‌های‌ مختلف‌ در تاریخ‌ اسماعیلیه‌ را حفظ كرده‌اند. 
جماعت‌ بهره‌های‌ اسماعیلی‌ گجرات‌، به‌ پیروی‌ از سیاست‌ صلیحیون‌ یمن‌، به‌ امامت‌ مستعلی‌ و سپس‌ آمر، معتقد شدند و در افتراق‌ حافظی ـ طیبی‌ نیز از تشكیلات‌ دعوت‌ طیبی‌ در یمن‌ حمایت‌ كردند. پس‌ از انقراض‌ دولت‌صلیحی‌، و حتى قبل‌ از آن‌،اسماعیلیان‌ طیبی‌هند، یعنی‌ بهره‌ها تحت‌ نظارت‌ دقیق‌ داعی‌ مطلق‌ و دستگاه‌ مركزی‌ دعوت‌ طیبی‌ در یمن‌ قرار داشتند (دفتری‌، 299-307). این‌ وضع‌ تا نیمۀ دوم‌ قرن‌ 10ق‌ /16م‌ ادامه‌ داشت‌. طی‌ این‌ دوره‌، رئیس‌ دعوت‌ طیبی‌ در هند ــ كه‌ او را «والی‌» می‌نامیدند ــ از سوی‌ داعی‌ مطلق‌ منصوب‌ می‌گردید. والی‌ نیز همانند داعی‌ مطلق‌ در یمن‌، در سلسله‌ مراتب‌ تشكیلات‌ دعوت‌ محلی‌ در هند دستیاران‌ و داعیان‌ زیردستی‌ داشت‌ كه‌ از جزئیات‌ آن‌ اطلاعات‌ دقیقی‌ دردست‌ نیست‌. حكمرانان‌ هندو در گجرات‌ متعرض‌ بهره‌های‌ طیبی‌ اسماعیلی‌ نمی‌شدند، زیرا فعالیتهای‌ آنها را برای‌ خود خطرناك‌ نمی‌دیدند. درنتیجه‌، تا زمان‌ استیلای‌ سلاطین‌ خلجی‌ بر گجرات‌ كه‌ در 697ق‌ /1298م‌ سلسلۀ حكمرانان‌ هندو بر گجرات‌ را برانداختند، جامعۀ بهره‌های‌ اسماعیلی‌ در غرب‌ هندوستان‌ پیوسته‌ در حال‌ گسترش‌ بود. طی‌ این‌ دوره‌، بسیاری‌ از هندوها، به‌ خصوص‌ در كمبی‌، پاتَن‌، سیدپور، و سپس‌ در احمدآباد ــ كه‌ پایگاه‌ دعوت‌ طیبی‌ در هند شد ــ مذهب‌ اسماعیلی‌ طیبی‌ را پذیرفتند (همو، 300).
در دوران‌ حكومت‌ مسلمانان‌ بر گجرات‌، فعالیتهای‌ دعوت‌ طیبی‌ و امور جماعت‌ بهره‌ها در گجرات‌ زیر نظر حكمرانان‌ مسلمان‌ آن‌ منطقه‌ كه‌ از سلاطین‌ دهلی‌ متابعت‌ می‌كردند، قرار گرفت‌. در چنین‌ اوضاع‌ و احوالی‌ بود كه‌ بهره‌های‌ اسماعیلی‌ در گجرات‌ ملزم‌ به‌ مراعات‌ تقیه‌ و پذیرش‌ ظاهری‌ مذهب‌ تسنن‌ شدند. با حملۀ ظفرخان‌ به‌ گجرات‌ در 793ق‌ /1391م‌ كه‌ بعداً در 810ق‌ /1407م‌ سلطنت‌ مستقل‌ گجرات‌ را بنیان‌ نهاد، وضع‌ بهره‌ها وخیم‌تر شد. این‌ اوضاع‌ تا 980ق‌ /1572م‌ كه‌ گجرات‌ در سلطنت‌ اكبر، جزو امپراتوری‌ مغولان‌ هند شد، همچنان‌ كم‌ و بیش‌ ادامه‌ پیدا كرد. ظفرخان‌ در واقع‌ اولین‌ حكمران‌ گجرات‌ بود كه‌ به‌ اشاعۀ مذهب‌ اهل‌ سنت‌ و سركوبی‌ شیعیان‌ پرداخت‌. آزار شیعیان‌ گجرات‌ در زمان‌ نوه‌ و جانشین‌ ظفرخان‌، احمد شاه‌ اول‌ (814-846ق‌ /1411-1442م‌) ــ كه‌ پایتخت‌ جدیدی‌ در احمدآباد بنا كرد ــ شدت‌ یافت‌. در همین‌ زمان‌ بود كه‌ گروهی‌ از بهره‌های‌ اسماعیلی‌ به‌ مذهب‌ اهل‌ سنت‌ گرویدند و در همان‌ حال‌، بر اثر مشاجره‌ بین‌ والی‌ طیبی‌ و مردی‌ از بهره‌ها به‌ نام‌ جعفر، انشعاب‌ مهمی‌ در بهره‌های‌ اسماعیلی‌ پدید آمد و عدۀ بیشتری‌ از آنان‌ به‌ مذهب‌ اهل‌ سنت‌ درآمدند و به‌ نام‌ بهره‌های‌ جعفری‌ شهرت‌ یافتند (همو، 301, 302, 307). از آن‌ زمان‌، بهره‌های‌ اسماعیلی‌ و بهره‌های‌ سنی‌ مذهب‌ از یكدیگر متمایز شدند (همانجا). 
از زمان‌ پنجمین‌ داعی‌ مطلق‌ طیبی‌، علی‌ بن‌ محمد بن‌ ولید (د 612ق‌ /1215م‌)، حدود 3 قرن‌، یعنی‌ تا 946ق‌ /1539م‌، منصب‌ داعی‌ مطلق‌ اسماعیلیان‌ طیبی‌ یمن‌ و هند دردست‌ بنو الولید الانف‌ كه‌ از قریشیان‌ بودند، قرار داشت‌. طی‌ این‌ دوره‌، بهره‌های‌ طیبی‌ برای‌ دیدار داعی‌ مطلق‌ خود و كسب‌ آموزشهای‌ مذهبی‌ به‌ یمن‌ سفر می‌كردند (همو، 302، 282-289). در 946ق‌، منصب‌ داعی‌ مطلق‌ اولین‌بار به‌ یك‌ بهره‌ موسوم‌ به‌ یوسف‌ بن‌ سلیمان‌ رسید (نک‍ : همو، 291) و با مرگ‌ وی‌ در 974ق‌ /1566م‌، جانشین‌ او، بیست‌ و پنجمین‌ داعی‌ مطلق‌ ــ كه‌ بهرۀ دیگری‌ به‌ نام‌ جلال‌ ابن‌ حسن‌ بود ــ پایگاه‌ دعوت‌ طیبی‌ را از یمن‌ به‌ احمدآباد در گجرات‌ منتقل‌ كرد. تا آن‌ زمان‌ جمعیت‌ بهره‌های‌ طیبی‌ در هند، به‌رغم‌ آزارها، به‌میزان‌ قابل‌توجهی‌ از شمار همكیشانشان‌ در یمن‌، فزونی‌ یافته‌ بود. در همان‌ حال‌ حكومت‌ عثمانی‌ كه‌ از 923ق‌ /1517م‌ سلطۀ خود را به‌ جنوب‌ عربستان‌ بسط داده‌ بودند، طیبیهای‌ یمن‌ را سخت‌ آزار می‌دادند و زیدیان‌ یمن‌ نیز ــ كه‌ همواره‌ با اسمـاعیلیۀ آنجـا مخاصمت‌ داشتند ــ می‌كوشیدند تا بنوالولید را از میان‌ بردارند، در حالی‌ كه‌ اسماعیلیان‌ هند اكنون‌ با اغماض‌ دینی‌ امپراتوران‌ مغول‌ مواجه‌ بودند. از این‌رو مركز دعوت‌ طیبی‌ به‌ گجرات‌ منتقل‌ گشت‌ و این‌ به‌ منزلۀ پایان‌ مرحلۀ دعوت‌ طیبی‌ در یمن‌ و یكپارچگی‌ آنان‌ بود (همو، 303).
جلال‌ بن‌ حسن‌، بیست‌ و پنجمین‌ داعی‌ مطلق‌ در 975ق‌ / 1567م‌، اندكی‌ بعد وفات‌ یافت‌ و داوود بن‌ عجب‌ شاه‌ جانشین‌ وی‌ گشت‌. در زمان‌ داوود (975-997ق‌)، اكبر شاه‌ گجرات‌ را ضمیمۀ امپراتوری‌ خود كرد. داوود بن‌ عجب‌ شاه‌ جماعت‌ بهره‌ها و تشكیلات‌ دعوت‌ آنها را سامان‌ جدیدی‌ داد و آداب‌ و رسوم‌ مذهبی‌ بهره‌های‌ طیبی‌ را كه‌ به‌ علت‌ آزار حكمرانان‌ گجرات‌ مدتهای‌ طولانی‌ رها شده‌ بود، بار دیگر رواج‌ بخشید. با مرگ‌ داوود بن‌ عجب‌ شاه‌، طیبیها بر سر جانشینی‌ او اختلاف‌ پیدا كردند و به‌ دو شاخۀ داوودی‌ و سلیمانی‌ منقسم‌ شدند (همو، 304). بیشتر بهره‌های‌ طیبی‌ هند، داوود برهان‌الدین‌ بن‌ قطب‌ شاه‌ (د 1021ق‌ /1612م‌) را به‌ عنوان‌ بیست‌ و هفتمین‌ داعی‌ مطلق‌ خود شناختند و از آن‌ پس‌ به‌ داوودی‌ شهرت‌ یافتند. گروه‌ كوچكی‌ از اسماعیلیان‌ طیبی‌ در یمن‌ از داوود پشتیبانی‌ كردند. از طرف‌ دیگر، اقلیتی‌ متشكل‌ از گروه‌ كوچكی‌ از بهره‌های‌ طیبی‌ و اكثریت‌ اسماعیلیان‌ طیبی‌ یمن‌، از سلیمان‌ ابن‌ حسن‌ (د 1005ق‌ / 1597م‌) كه‌ نوۀ بیست‌ و چهارمین‌ داعی‌، یوسف‌ ابن‌ سلیمان‌ هندی‌ و نمایندۀ داوود بن‌ عجب‌ شاه‌ در یمن‌ بود و اكنون‌ برای‌ خود ادعای‌ جانشینی‌ می‌كرد، حمایت‌ كردند و وی‌ را داعی‌ مطلق‌ خود خواندند (همو، 304-305). این‌ اسماعیلیان‌ طیبی‌ از این‌ پس‌ در یمن‌ و هند با نام‌ سلیمانی‌ شهرت‌ یافتند (برهانپوری‌، 215). 
از آن‌ پس‌، طیبیهای‌ داوودی‌ و سلیمانی‌ از دو سلسلۀ داعیان‌ مطلق‌ به‌ طور جداگانه‌ پیروی‌ كرده‌اند (برای‌ فهرستهای‌ این‌ داعیان‌، نک‍ : دفتری‌، 555-556). برای‌ هر دو سلسله‌، مقام‌ داعی‌ مطلق‌ به‌ زودی‌ موروثی‌ گردید، چنان‌ كه‌ هر داعی‌، مانند امامان‌، با نص‌ داعی‌ پیشین‌ منصوب‌ می‌شد. داعیان‌ مطلق‌ داوودی‌، پس‌ از انشعاب‌، به‌ اقامت‌ خود در هند ادامه‌ دادند، ولی‌ پایگاه‌ دعوت‌ سلیمانی‌ در یمن‌ مستقر گردید. 
در دوره‌های‌ بعد، بهره‌های‌ طیبی‌ ـ داوودی‌ عمدتاً به‌ علت‌ آنكه‌ اعتقاد آنان‌ به‌ مرجعیت‌ داعیان‌ سست‌تر می‌شد، در هند دچار انشعابات‌ مختلفی‌ شدند و در انشعاب‌ نخست‌ كه‌ در 1034ق‌ /1624م‌ رخ‌ داد، علی‌ بن‌ ابراهیم‌، مرجعیت‌ بیست‌ و نهمین‌ داعی‌ داوودی‌، یعنی‌ عبدالطیب‌ زكی‌الدین‌ (1030-1041ق‌ /1621-1632م‌) را مردود شناخت‌ و خود مدعی‌ این‌ مقام‌ شد. وی‌ با پیروان‌ معدود خود، از جماعت‌ بهره‌های‌ داوودی‌ جدا شد و گروه‌ جدیدی‌ از بهره‌های‌ طیبی‌ تشكیل‌ داد كه‌ به‌ نام‌ خودش‌ به‌ عَلیه‌ اشتهار یافتند (همو، 305-306) و داعیانی‌ برای‌ خود برگزیدند (پونا والا، 369-370).
اكنون‌ بهره‌های‌ علیه‌ جماعت‌ كوچكی‌ در حدود 8 هزار نفرند كه‌ همراه‌ داعی‌ مطلق‌ خود در شهر بارودا در گجرات‌ متمركز هستند و طیب‌ ضیاءالدین‌ بن‌ یوسف‌ نورالدین‌ به‌ عنوان‌ چهل‌ و چهارمین‌ داعی‌ مطلق‌ رهبری‌ آنان‌ را برعهده‌ دارد. 
در 1204ق‌ /1790م‌، گروه‌ كوچكی‌ از بهره‌های‌ علیه‌ جدا شدند و به‌ پایان‌ رسیدن‌ دور اسلام‌ را اعلام‌ كردند. آنان‌ همچنین‌ برخی‌ از اعتقادات‌ هندوها، از جمله‌ گناه‌ خوردن‌ گوشت‌ حیوانات‌ را پذیرفتند و به‌ همین‌ سبب‌، به «ناگوشیه‌» معروف‌ شدند. بهره‌های‌ ناگوشیۀ گیاه‌خوار، مانند اعضای‌ فرقۀ اصلی‌ علیه‌، در حاشیۀ جماعت‌ بهره‌های‌ داوودی‌ زیسته‌اند و اكنون‌ گروه‌ بسیار كمی‌ از آنها باقی‌ مانده‌اند (دفتری‌، 306).
در این‌ میان‌، جماعت‌ اصلی‌ بهره‌های‌ داوودی‌ با بهره‌مندی‌ از آزادی‌ مذهبی‌ كه‌ امپراتوران‌ مغول‌ و صوبه‌داران‌ یا فرماندارانشان‌ در گجرات‌ به‌ آنها داده‌ بودند، به‌ رهبری‌ داعیان‌ به‌ حیات‌ خود ادامه‌ می‌دادند. اورنگ‌ زیب‌ كه‌ از پیروان‌ سرسخت‌ مذهب‌ حنفی‌ بود، تنها فرد سلسلۀ مغولان‌ هند بود كه‌ به‌ اقدامات‌ ضدشیعی‌ پرداخت‌ و به‌ اسماعیلیان‌ و دیگر مسلمانان‌ شیعه‌ مذهب‌ در دوران‌ طولانی‌ سلطنت‌ خود (1068- 1118ق‌ /1657-1706م‌) آزار فراوان‌ رسانید. وی‌ همچنین‌ سی‌ و دومین‌ داعی‌ مطلق‌، قطب‌ خان‌ قطب‌الدین‌ را به‌ الحاد متهم‌ ساخت‌ و سرانجام‌ او را به‌ قتل‌ رسانید. بهره‌های‌ داوودی‌ مقبرۀ او را در احمدآباد به‌ زیارتگاهی‌ تبدیل‌ كرده‌اند (همانجا). در همان‌ حال‌ مساجد بهره‌های‌ اسماعیلی‌ نیز در دست‌ گردانندگان‌ سنی‌ مذهب‌ قرار گرفت‌ و آنان‌ همچنین‌ ملزم‌ به‌ پرداخت‌ مالیاتهای‌ سنگین‌ كیفری‌ گردیدند. درنتیجه‌، بار دیگر بهره‌های‌ اسماعیلی‌ به‌ اجبار به‌ مذهب‌ اهل‌ سنت‌ گرویدند و به‌ تقیه‌ متوسل‌ گشتند (همو، 306-307). در چنین‌ شرایطی‌ بود كه‌ سی‌ و چهارمین‌ داعی‌ مطلق‌ داوودیان‌، اسماعیل‌ بدرالدین‌ (1065-1085ق‌ /1655-1674م‌)، پایگاه‌ دعوت‌ بهره‌های‌ طیبی‌ ـ داوودی‌ را از احمدآباد به‌ جام‌ نَگَر منتقل‌ كرد (همو، 307). پس‌ از اورنگ‌ زیب‌، به‌ بهره‌های‌ اسماعیلی‌ بار دیگر اجازه‌ داده‌ شد كه‌ آزادانه‌ به‌ زندگی‌ و مراسم‌ عبادی‌ خود بپردازند (همو، 308).
در ایام‌ چهلمین‌ داعی‌، هبةالله‌ مؤید فی‌الدین‌ (1168-1193ق‌ / 1754-1779م‌) ــ كه‌ مقارن‌ با آغاز استیلای‌ بریتانیا بر هندوستان‌ بود ــ یك‌ جنبش‌ جدایی‌طلب‌ دیگر در جامعۀ اسماعیلیان‌ طیبی‌ ـ داوودی‌ پدید آمد. رهبری‌ این‌ نهضت‌ مخالف‌ با داعی‌ اسماعیل‌ بن‌ عبدالرسول‌ مَجدوع‌، مؤلف‌ فهرست‌ معروف‌ كتب‌ و رسائل‌ اسماعیلی‌ (پوناوالا، 205,204؛ دفتری‌، 309؛ نک‍ : مجدوع‌، 108-109، 119) و پسرش‌ هبةالله‌ بود كه‌ همو بعدها مدعی‌ شد با امام‌ غایب‌ طیبی‌ تماس‌ دارد. این‌ نهضت‌ در اوجین و جاهای‌ دیگر پیروانی‌ پیدا كرد كه‌ به «هبتیه‌» (بر گرفته‌ از نام‌ هبةالله‌) شهرت‌ یافتند. امروز گروه‌ كوچكی‌ از این‌ فرقۀ بهره‌های‌ اسماعیلی‌ در اوجین‌ زندگی‌ می‌كنند (میسرا، 41-42).
در دوران‌ چهل‌ و دومین‌ داعی‌ مطلق‌ داوودی‌، یوسف‌ نجم‌الدین‌ (1200-1213ق‌ /1786- 1798م‌)، پایگاه‌ دعوت‌ به‌ سورات‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ دردست‌ بریتانیاییها بود و از این‌رو، برای‌ اسماعیلیان‌ محل‌ امنی‌ به‌ شمار می‌رفت‌، منتقل‌ شد (دفتری‌، 310). داعی‌ بعدی‌، عبد علی‌ سیف‌الدین‌ (1213-1232ق‌ /1798-1817م‌)، در سورات‌ مدرسه‌ای‌ به‌ نام «سیفی‌ درس‌» یا «جامعۀ سیفیه‌» برای‌ تعلیم‌ و تربیت‌ علما و كارگزاران‌ جامعۀ داوودی‌ تأسیس‌ كرد. این‌ مدرسه‌ از آن‌ زمان‌ تاكنون‌ مركز تعلیمات‌ عالی‌ مذهبی‌ سنتی‌ برای‌ بهره‌های‌ داوودی‌ بوده‌ است‌. از زمان‌ عبد علی‌ سیف‌الدین‌ كه‌ بریتانیا بر هندوستان‌ استیلای‌ كامل‌ یافت‌، آزار اسماعیلیان‌ در هند پایان‌ گرفت‌، اما اختلافات‌ داخلی‌ و نهضتهای‌ جدایی‌ طلب‌ كه‌ بیشتر بر سر جانشینی‌ داعی‌ مطلق‌ و یا مسائل‌ مالی‌ پدید می‌آمد و نیز درگیری‌ با دیگر گروههای‌ مسلمان‌ و هندوها در هند، همچنان‌ از ویژگیهای‌ تاریخ‌ بهره‌های‌ داوودی‌ در عصر جدید بوده‌ است‌ (همانجا). 
از 1232ق‌ مقام‌ داعی‌ مطلق‌ اسماعیلیان‌ طیبی‌ ـ داوودی‌ در دست‌ فرزندان‌ شیخ‌ جیوانجی‌ اورنگ‌ آبادی‌ باقی‌ مانده‌، اما جماعت‌ داوودی‌ پیوسته‌ درگیرمنازعات‌ داخلی‌ بوده‌ است‌؛ به‌ خصوص‌ مشاجراتی‌ كه‌ دربارۀ جانشینی‌ چهل‌ و ششمین‌ داعی‌ مطلق‌، محمد بدرالدین‌ ــ كه‌ به‌طور ناگهانی‌ در 1256ق‌ /1840م‌ درگذشت‌ ــ بدون‌ آنكه‌ به‌ نصّ جلی‌، یعنی‌ در خطابه‌ای‌ عمومی‌ طبق‌ معمول‌ جانشین‌ خود را تعیین‌ كرده‌ باشد، سبب‌ شكاف‌ عمیقی‌ در جامعۀ بهره‌های‌ داوودی‌ شد كه‌ تاكنون‌ ادامه‌ یافته‌، و منجر به‌ پیدایش‌ نوعی‌ مقاومت‌ دائمی‌ در برابر داعی‌ مطلق‌ شده‌ است‌ (نک‍ : همو، 310-313).
در این‌ میان‌، در 1315ق‌ /1897م‌ انشعاب‌ دیگری‌ در جماعت‌ بهره‌های‌ داوودی‌ پدیدار گشت‌. در آن‌ سال‌ شخصی‌ به‌ نام‌ عبدالحسین‌ جیواجی‌، در نَگپور ادعا كرد كه‌ با امام‌ غایب‌ اسماعیلیان‌ طیبی‌ ارتباط دارد و امام‌ او را به‌ عنوان‌ حجت‌ خویش‌ برگزیده‌ كه‌ مقامی‌ عالی‌تر از داعی‌ مطلق‌ است‌. عبدالحسین‌ پیروانی‌ در میان‌ بهره‌های‌ داوودی‌ پیدا كرد كه‌ به‌ نام‌ محل‌ اقامتشان‌ در نگپور به «مهدی‌ باغ‌ والاها» شهرت‌ یافتند. بعدها گروه‌ كوچك‌تری‌ از مهدی‌ باغ‌ والاها معتقد شدند كه‌ دور كشف‌ در تاریخ‌ اسماعیلیان‌ مستعلوی‌ ـ طیبی‌ آغاز شده‌ است‌ و از این‌رو، دیگر رعایت‌ فرایض‌ و احكام‌ شرعی‌ الزامی‌ نیست‌. این‌ بهره‌های‌ اسماعیلی‌ به «اتباع‌ ملك‌ وكیل‌» یا «آرتالیس‌والاها» معروف‌ شدند. جماعت‌ بسیار كوچكی‌ از مهدی‌ باغ‌ والاها هنوز در نگپور پایگاه‌ دارند و از رهبران‌ خودشان‌ متابعت‌ می‌كنند (همانجا). 
با پنجاه‌ و یكمین‌ داعی‌ مطلق‌ داوودیان‌، طاهر سیف‌الدین‌ (1333-1385ق‌ /1915-1965م‌) ــ كه‌ دورۀ رهبری‌ او طولانی‌تر از اسلافش‌ بوده‌ است‌ ــ فصل‌ جدیدی در تاریخ‌ جماعت‌ داوودیان‌ گشوده‌ شد. در زمان‌ وی‌، بهره‌های‌ داوودی‌ به‌ جناح‌ سنت‌گرای‌ حامی‌ او، و جناح‌ اصلاح‌طلب‌ و مخالف‌ با او تقسیم‌ شدند. جناح‌ اصلاح‌طلب‌ خواهان‌ تعلیم‌ و تربیت‌ غیردینی‌، حقوق‌ فردی‌ و نیز ادارۀ نهادهای‌ دعوت‌ داوودی‌ به‌ صورت‌ دموكراتیك‌ بوده‌اند. در دهۀ 1960م‌، گروههای‌ اصلاح‌طلب‌ جبهۀ متحدی‌ به‌ نام «پراگتی‌ مندل‌» (گروه‌ مترقی‌) تشكیل‌ دادند؛ ولی‌ طاهر سیف‌الدین‌ با موفقیت‌، اقتدار مطلق‌ خود را بر امور دینی‌ و غیردینی‌ پیروانش‌ مستولی‌ ساخت‌ و به‌علاوه‌ ادعای‌ معصومیت‌ كرد. وی‌ همچنین‌ افراد خانوادۀ خود را بر تمامی‌ مناصب‌ عالی‌ درسازمان‌ دعوت‌ برگماشت‌ و سیاستهای‌ خود را، از جمله‌ تكفیر و تحریم‌، برای‌ كسب‌ اطمینان‌ از اطاعت‌ بدون‌ قید و شرط داوودیان‌ اعمال‌ كرد. رهبر كنونی‌ اسماعیلیان‌ طیبی‌ ـ داوودی‌، محمد برهان‌الدین‌ ابن‌‌طاهر سیف‌الدین‌ است‌ كه‌ در 1344ش‌ /1965م‌ به‌ عنوان‌ پنجاه‌ و دومین‌ داعی‌ مطلق‌ جانشین‌ پدرش‌ شد (همانجا). 

داعی‌ مطلق‌ در صدر تشكیلات‌ دعوت‌ داوودی‌ قرار دارد. داعی‌ كه «سیدنا صاحب‌» خطاب‌ می‌شود، درواقع‌ جانشین‌ امام‌ غایب‌ اسماعیلیان‌ مستعلوی‌ ـ طیبی‌ به‌ شمار می‌آید. داعی‌ با نص‌ داعی‌ پیشین‌ منصوب‌ می‌گردد و پس‌ از آن‌ معصوم‌ شناخته‌ می‌شود. داعی‌ مطلق‌ با كمك‌ دستیارانی‌ كه‌ خود انتخاب‌ می‌كند، بر تمامی‌ شئون‌ جماعت‌ داوودیان‌ ریاست‌ و نظارت‌ مطلق‌ دارد. مقر داعی‌ مطلق‌ در بمبئی‌ موسوم‌ به «الدعوة الهادیه‌» در محلی‌ است‌ به‌ نام «بدری‌ محل‌»، ولی‌ پایگاه‌ مركزی‌ دعوت‌ داوودی‌ در سورات‌ قرار دارد. در هر دو مكان‌، به‌ خصوص‌ سورات‌، مجموعه‌های‌ نفیسی‌ از دست‌ نوشته‌های‌ اسماعیلی‌ وجود دارد كه‌ زیر نظر مستقیم‌ داعی‌ است‌ (همو، 313-315). دستیار اصلی‌ داعی‌ كه «مأذون‌» خوانده‌ می‌شود، از میان‌ خویشان‌ نزدیك‌ او انتخاب‌ می‌گردد و معمولاً به‌ مقام‌ داعی‌ مطلق‌ می‌رسد. داعی‌ همچنین‌ یك‌ نفر را از میان‌ بستگان‌ خود با عنوان «مُكاسِر» انتخاب‌ می‌ كند كه‌ نقش‌ دستیار اصلی «مأذون‌» را به‌ عهده‌ می‌گیرد. پس‌ از مأذون‌ و مكاسر، مشایخ‌ قرار دارند كه‌ معمولاً 18 نفرند و از میان‌ اعضای‌ دانشمند جماعت‌ بهره‌های‌ داوودی‌ برگزیده‌ می‌شوند و در مراكز عمدۀ داوودی‌ خدمت‌ می‌كنند (همانجا). 
مرتبۀ بعدی‌ در سلسله‌ مراتب‌ دعوت‌، مقام «عامل‌» است‌ كه‌ از طرف‌ داعی‌ به‌ نزد هر جماعت‌ بهرۀ داوودی‌ كه‌ از 50 خانوار بیشتر باشد، گسیل‌ می‌شود. وظیفۀ اصلی‌ عامل‌ رهبری‌ محلی‌ داوودیان‌، و اجرای‌ مراسم‌ دینی‌ مختلف‌ آنها، مانند ازدواج‌، دفن‌ و جز آنهاست‌. عامل‌ همچنین‌ مسئول‌ جمع‌آوری‌ وجوه‌ مختلف‌ مذهبی‌ و هدایا برای‌ داعی‌ مطلق‌ است‌. عامل‌ ازهر فرد داوودی‌ كه‌ به‌ 15 سالگی‌ برسد، برای‌ امامان‌ طیبی‌ و داعیان‌ آنها دربارۀ رعایت «میثاق‌» بیعت‌ یا «عهد الاولیاء» سوگند اخذ می‌كند. این‌ عهد را بزرگسالان‌ داوودی‌ نیز هر سال‌ در هجدهم‌ ذیحجه‌، روز عید غدیرخم‌، تجدید می‌كنند. متن‌ عهدنامه‌ اكنون‌ متضمن‌ وعدۀ اطاعت‌ مطلق‌ از شخص‌ داعی‌ است‌ (همو، 316-317).
بهره‌های‌ داوودی‌ یك‌ نوع‌ زبان‌ گجراتی‌ كه‌ آكنده‌ از واژه‌های‌ عربی‌ است‌ و به‌ خط عربی‌ نوشته‌ می‌شود، به‌ كار می‌برند. آنان‌ بسیاری‌ از آداب‌ و رسوم‌ هندوها را در مراسم‌ ازدواج‌ و دیگر آیینهای‌ خویش‌ رعایت‌ می‌كنند، ولی‌ به‌‌طوركلی‌ جماعت‌ اسماعیلیان‌ داوودی‌ از فقه‌ فاطمی‌، آن‌گونه‌ كه‌ در كتاب‌ دعائم‌ الاسلام‌ قاضی‌ نعمان‌ (د 363ق /974م‌) آمده‌ است‌، پیروی‌ می‌كنند. این‌ كتاب‌ همواره‌ مرجع‌ فقهی‌ مستند و موثقی‌ برای‌ اسماعیلیان‌ مستعلوی‌ ـ طیبی‌ بوده‌ است‌. بهره‌های‌ اسماعیلی‌ امین‌ جی‌ بن‌ جلال‌ (د 1010ق‌ /1602م‌)، پسر بیست‌ و پنجمین‌ داعی‌ مطلق‌، جلال‌ بن‌ حسن‌ (د 975ق‌ /1567م‌) را پس‌ از قاضی‌ نعمان‌ مرجعی‌ بسیار مهم‌ در امور فقهی‌ خود می‌شمارند (همو، 303).
بهره‌های‌ داوودی‌ انزواگرا هستند و با افراد خارج‌ از جماعت‌ خود ازدواج‌ نمی‌كنند و ادبیات‌ خود را نیز در نهان‌ حفظ می‌كنند و حتى خود داوودیان‌ بدون‌ اجازۀ داعی‌ مطلق‌ نمی‌توانند به‌ كار تحقیق‌ در متون‌ اسماعیلی‌ كه‌ در كتابخانه‌های‌ شخصی‌ و یا كتابخانۀ مركزی‌ جماعت‌ داوودی‌ در سورات‌ محفوظ است‌، بپردازند (همانجا). 
از شمار بهره‌های‌ اسماعیلی‌ كه‌ عمدتاً از داوودیان‌ تشكیل‌ شده‌اند و اكثریت‌ عظیم‌ جمعیت‌ بهره‌های‌ دنیا را شامل‌ می‌شوند، اطلاعات‌ دقیقی‌ دردست‌ نیست‌، زیرا دولت‌ هند در سرشماریهای‌ آن‌ كشور، آمار جداگانه‌ برای‌ جوامع‌ مسلمان‌ ذكر نمی‌كند. به‌ موجب‌ آخرین‌ تخمینها، جمعیت‌ بهره‌های‌ دنیا در اواخر سدۀ 20م‌ حدود 900 هزار تن‌ بوده‌ است‌ كه‌ بیشتر آنان‌ در هندوستان‌ زندگی‌ می‌كنند. بیش‌ از نیمی‌ از بهره‌های‌ داوودی‌ هند ــ كه‌ كل‌ جمعیت‌ آنها در حدود 800 هزار تن‌ است‌ ــ در گجرات‌ زندگی‌ می‌كنند و بقیه‌ بیشتر در شهر بمبئی‌ و نقاط مركزی‌ هند متمركزند. خارج‌ از هند، بیشترین‌ شمار بهره‌های‌ اسماعیلی‌ ـ داوودی‌ در پاكستان‌ ساكن‌اند كه‌ جمعیتشان‌ حدود 30 هزار تن‌ است‌ و عمدتاً در شهر كراچی‌ مقیم‌اند (همو، 310-314). بزرگ‌ترین‌ اجتماع‌ بهره‌های‌ اسماعیلی‌، بعد از هند و پاكستان‌، در كشورهای‌ شرق‌ افریقاست‌. در اواخر سدۀ 20م‌، حدود 20 هزار تن‌ بهرۀ اسماعیلی‌ ــ كه‌ تقریباً اكثریت‌ قریب‌ به‌ اتفاق‌ آنها متعلق‌ به‌ جماعت‌ داوودی‌ بودند ــ در كشورهای‌ تانزانیا، كنیا و اوگاندا مقیم‌ بودند. بهره‌های‌ اسماعیلی‌، همراه‌ خوجه‌های‌ اسماعیلی‌ متعلق‌ به‌ شاخۀ نزاریه‌، از جملۀ اولین‌ گروههای‌ آسیایی‌ بودند كه‌ از اوایل‌ سدۀ 13ق‌ /19م‌ به‌ شرق‌ افریقا مهاجرت‌ كردند (همو، 314).
جمعیت‌ بهره‌های‌ سلیمانی‌ از حدود 5 هزار تن‌ تجاوز نمی‌كند كه‌ عمدتاً در بمبئی‌، بارودا، احمدآباد و حیدرآباد متمركزند؛ حال‌ آنكه‌ شمار اسماعیلیان‌ طیبی‌ ـ سلیمانی‌ در یمن‌ حدود 70 هزار تن‌ است‌. داعیان‌ مطلق‌ سلیمانیها كه‌ متعلق‌ به‌ خاندان‌ مكرمی‌ از قبیلۀ یمن‌ بنویام‌ بوده‌اند، مقر خود را تا نیمۀ دوم‌ سدۀ 20م‌ در نجران‌ در شمال‌ شرق‌ یمن‌ حفظ كرده‌اند. این‌ قسمت‌ كه‌ در جنوب‌ عربستان‌ قرار دارد، در دهۀ 1930م‌ جزو قلمرو كشور عربستان‌ سعودی‌ گردید. داعی‌ مطلق‌ كنونی‌ سلیمانیها، شرفی‌ حسین‌ بن‌ حسن‌ مكرمی‌، در 1355ش‌ /1976م‌ به‌ عنوان‌ چهل‌ و نهمین‌ داعی‌ مطلق‌ به‌ رهبری‌ اسماعیلیان‌ طیبی‌ ـ سلیمانی‌ رسید (همو، 21).
اسماعیلیان‌ سلیمانی‌ سازمان‌ دعوت‌ ساده‌ای‌ دارند. در این‌ تشكیلات‌، داعی‌ مطلق‌ با كمك‌ چند دستیار، 3 جزیره‌ یا منطقه‌ (یمن‌، هند و پاكستان‌) را تحت‌ نظارت‌ دارد. داعی‌ در هند دارای‌ نماینده‌ای‌ است‌ كه‌ وی‌ را «منصوب‌» خطاب‌ می‌كنند. منصوب‌ در بارودا كه‌ پایگاه‌ دعوت‌ سلیمانی‌ در هند است‌، اقامت‌ دارد و در آنجا كتابخانه‌ای‌ نیز از آثار خطی‌ اسماعیلی‌ موجود است‌. منصوب‌ همچنین‌ بر جامعۀ كوچكی‌ از بهره‌های‌ سلیمانی‌ در پاكستان‌ نیز نظارت‌ می‌كند. در هند و پاكستان‌ زبان‌ رسمی‌ دعوت‌ سلیمانی‌ اردو، زبان‌ مشترك‌ اكثریت‌ مسلمانان‌ شبه‌ قارۀ هند است‌، ولی‌ در مكاتبات‌ بین‌ بهره‌های‌ سلیمانی‌ و داعی‌ مطلق‌ آنها در یمن‌ و عربستان‌ سعودی‌ عربی‌ به‌ كار می‌رود. بهره‌های‌ سلیمانی‌ برخلاف‌ داوودیان‌، از هر گونه‌ نفاق‌ و انشعاب‌ دوری‌ جسته‌اند. به‌ هر حال‌، بهره‌های‌ سلیمانی‌ علاوه‌ بر اذیت‌ و آزار حكمرانان‌ سنی‌ مذهب‌، با مخاصمت‌ بسیار بزرگ‌تر بهره‌های‌ داوودی‌ نیز مواجه‌ بوده‌اند (همو، 321-322).
در حال‌ حاضر بهره‌های‌ سلیمانی‌ گروه‌ مترقی‌ كوچكی‌ را تشكیل‌ می‌دهند كه‌ برخلاف‌ بهره‌های‌ داوودی‌، با تغییرات‌ اجتماعی‌ و آموزش‌ و پرورش‌ مدنی‌ موافقت‌ داشته‌اند و برخلاف‌ بهره‌های‌ داوودی‌ هماهنگی‌ بیشتری‌ با دیگر مسلمانان‌ از جهت‌ زبان‌، لباس‌ و آداب‌ اجتماعی‌ پیدا كرده‌اند. 
ادبیات‌ اسماعیلی‌ تا زمان‌ انشعاب‌ داوودی‌ ـ سلیمانی‌ مورد قبول‌ هر دو شاخۀ داوودی‌ و سلیمانی‌ بوده‌ است‌، ولی‌ پس‌ از آن‌ هریك‌ ادبیات‌ جداگانه‌ای‌ پدید آوردند (همو، 323-322؛ پوناوالا، 184, 250) كه‌ عمدتاً ماهیت‌ جدلی‌ دارد و در رد یا پذیرش‌ ادعاهای‌ داعیان‌ معارض‌ است‌.

مآخذ

اسماعیل‌ جی‌، حسن‌ علی‌، اخبار الدعاة الاكرمین‌، راجكوت‌، 1937م‌؛ برهانپوری‌، سلیمان‌ جی‌، منتزع‌ الاخبار فی‌ اخبار الدعاة الاخیار، به‌ كوشش‌ سامر فاروق‌ طرابلسی‌، بیروت‌، 1999م‌؛ حامدی‌، ابراهیم‌، كنزالولد، به‌ كوشش‌ مصطفى غالب‌، ویسبادن‌، 1391ق‌ /1971م‌؛ السجلات‌ المستنصریة، به‌ كوشش‌ عبدالمنعم‌ ماجد، قاهره‌، 1954م‌؛ مجدوع‌، اسماعیل‌، فهرسة الكتب‌ و الرسائل‌، به‌ كوشش‌ علینقی‌ منزوی‌، تهران‌، 1344ش‌؛ همدانی‌، حسین‌، الصلیحیون‌ و الحركة الفاطمیة فی‌ الیمن‌، به‌ كوشش‌ حسن‌ سلیمان‌ محمود جهنی‌، قاهره‌، 1955م‌؛ نیز: 

«Bohra Muslims of India», Commission Magazine on International Christian Missions, http: / / archives. tconline.org /news /lastfrontier / Bohra_Muslims.html; Daftary, F., The Ismāªīlīs: Their History and Doctrines, Cambridge, 1990; Misra, S. C., Muslim Communities in Gujarat, Bombay,1964; Poonawala, I.K., Biobibliography of Ismāªīlīs Literature, California, 1977.

آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.