زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه

بناکتی

بَناكَتی، ابوسلیمان فخرالدین داوود بن محمد، ملقب به فخر بناكتی (د 730ق/1330م)، مورخ و شاعر ایرانی دورۀ مغول. لقب فخر بناكتی را خود در كتابش ذكر كرده است (ص 465). بناكتی در بناكت (ه‍ م)، شهری در ماوراءالنهر كه بعدها شاهرخیه نام گرفت (نک‍ : الیت، III/55)، زاده شد و در یكی از خاندانهای علمی ‌و دانش دوست این شهر پرورش یافت. پدرش تاج‌الدین ابوالفضل محمد بناكتی از عالمان دین به شمار می‌رفت (صفا، 3(2)/1266) و كتاب المیسور در شرح مصابیح و مصباح الضمیر من صحاح التفسیر از اوست (نفیسی، 2/731-732). برادرش نظام‌الدین علی بناكتی نیز از عارفان نامی ‌دوره خود بوده است (همو، 1 / 143).
فخرالدین بناكتی خود مردی فاضل و دانشمند بود و در شاعری نیز دستی قوی داشت (دولتشاه، 170). از نوشته او بر می‌آید كه در 701ق / 1302م ملك الشعراء دربار غازان خان بوده است (ص 464-465). بغدادی دیوان شعری نیز به او نسبت داده است (1 / 360). از نمونه‌های شعر بناكتی، یك غزل در تذكرة الشعراء دولتشاه (ص 170-171)، و دو قصیده در تاریخ خود وی آمده است (نک‍ : ص 465-466، 468-469). 
شهرت بناكتی مرهون كتاب مشهوری است به نام روضة اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب كه به تاریخ بناكتی نیز معروف شده است (قس: حاجی خلیفه، 1/925؛ نفیسی، همانجا). موضوع كتاب كه نگارش آن در 717ق/1317م به انجام رسیده، تاریخ عمومی جهان از آفرینش آدم تا اوایل روزگار ایلخان مغول ابوسعید بهادر خان (716-736ق) است. بخش اعظم تاریخ بناكتی، چنانکـه نویسنده تصریح كرده (نک‍ : ص 1)، منتخبی است از جامع التواریخ رشیدالدین فضل‌الله كه بناكتی آن را نظم جدیدی داده است. برخی از محققان برآنند كه این اثر به سبب مقام بلند مؤلف آن در دربار مغول، مشتمل بر آگاهیها و نکـات بسیار ارزنده ای است كه در منابع دیگر یافت نمی‌شود (صفا، 3(2)/1268؛ نوایی، 5)؛ به‌ویژه بخش پایانی قسم 9 شامل حوادث سالهای 703 تا 717ق در عصر سلطان محمد اولجایتو (ص 472-480)، كهن‌ترین اثری دانسته شده كه درباره حكومت این فرمانروای مغول در دست است ( ایرانیكا، III/669). تقریباً نیمی ‌از كتاب (از آغاز قسم 5 تا پایان قسم 9) درباره اقوام غیرمسلمان مانند یهودیان، اروپاییها، هندیان، چینیها و مغولان است (نک‍ : ص 245-480). آگاهیهایی كه بناكتی از این اقوام به دست می‌دهد، گرچه بیشتر كوتاه و خشك است، ولی منصفانه و پرفایده، و از منابع معتبر عصر دانسته شده است و گویا منشأ این اخبار، مسافران مختلفی بودند كه از دوردستها می‌آمدند و بناكتی به‌سبب موقعیت خویش با آنها آشنا می‌شده، و از اطلاعاتشان استفاده می‌كرده است (براون، III/101-102؛ اقبال، 520). درباره تاریخ ختای (چین)، بناكتی تصریح كرده است (ص 338) كه رشیدالدین دو تن از حكمای ختای را كه بر تاریخ و دانشهای دیگر آگاهی داشتند، احضار كرد و آنان را به تقریر تاریخ واداشت. باید گفت: در جامع التواریخ رشیدالدین، تنها اشاره‌ای به تاریخ پادشاهان ختای دیده می‌شود (نک‍ : 1/313-314، 341)، در حالی كه در تاریخ بناكتی 36 طبقه پادشاهی ختای تا روی كار آمدن چنگیز و چیرگی مغولان بر آنها، شرح داده شده است (نک‍ : ص 337-359). 
در 1677م مولر، هشتمین بخش، یعنی «تاریخ چینیان» این كتاب را در برلین با عنوان نادرست «تاریخ چینیان عبدالله بیضاوی» منتشر كرد؛ آن گاه وستن همان را به انگلیسی ترجمه كرد و در لندن به چاپ رساند؛ بعداً كاترمر متوجه این اشتباه شد و نشان داد كه این اثر بخشی از تاریخ بناكتی است (استوری، I / 80؛ الیت، III / 56؛ ریو، I / 80).
دولتشاه نوشته است كه تاریخ بناكتی در تبارشناسی مردم ختای، هند، یهود و امپراتوران روم سخنان بسیاری در بردارد و هیچ مورخی مانند وی، این مطالب را شرح نداده است (ص 170). از پژوهندگان معاصر نیز براون معتقد است كه در هیچ كتاب تاریخی پیش از بناكتی، این همه آگاهی و اشاره به سرزمینها، جمعیتها و رویدادهای تاریخی كه خارج از دایرۀ علم بیشتر مورخان اسلامی ‌است، دیده نمی‌شود (III / 101-102). بخشهایی از تاریخ بناكتی به زبانهای انگلیسی و فرانسه و لاتین ترجمه و منتشر شده است (استوری، همانجا).

مآخذ

اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مغول از حملۀ چنگیز تا تشكیل دولت تیموری، تهران، 1364ش؛ بغدادی، هدیه؛ بناكتی، داوود، تاریخ، به كوشش جعفر شعار، تهران، 1348ش؛ حاجی خلیفه، كشف؛ دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، تهران، 1366ش؛ رشیدالدین فضل‌الله، جامع التواریخ، به كوشش محمد روشن و مصطفی موسوی، تهران، 1373ش؛ صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، 1366ش؛ نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، 1344ش؛ نوایی، عبدالحسین، مقدمه بر تاریخ گزیدۀ حمدالله مستوفی، تهران، 1339ش؛ نیز:

Browne, E. G., A Literary History of Persia, Cambridge, 1951; Elliot, H. M., The History of India, Lahore, 1976; Iranica; Rieu, Ch., Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum, London, 1966; Storey, C. A., Persian Literature, London, 1927.

محسن احمدی

آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.