زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه

استودان

استودان \ ostudān, astowdān\ ، ظرف یا محل مخصوص نگهداری استخوانهای مردگان در آیین زردشتی. صورت اوستایی آن اُزدانه به معنی اساس و زیربنا، یا محل نگه داشتن استخوانهای درگذشتگان است. در پهلوی، علاوه بر اَستودان، اُزدَهِست با همین معنی آمده است (بارتولمه، 412). 
اندازۀ برخی از استودانها چندان کوچک است که یک جسد در آن جای نمی‌گیرد و اگر آنها مقبرۀ کودکان نباشند، می‌توان گفت که استودانها محل حفظ استخوانها بوده‌اند (شهبازی، 129-130, 132). شکل استودانها به درستی معلوم نیست. آنها را طاقچه یا سوراخهایی کنده‌شده روی صخره‌ها (فرای، 152) یا بریدگیهای روی کوه یا دامنۀ آن می‌دانند (بویس، 327). در گرشاسب‌نامه نیز آمده است که برای شاهِ درگذشته، استودانی از سنگ خارا ساخته شده است (اسدی، 465). در اوستا (وندیداد، فرگرد 8، بندهای 73-74)، استودان ظرف مخصوصی است که پس از پر شدنش، مزداپرستان باید آن را تهی کنند. این دو بند وندیداد نشان می‌دهد که استودان را می‌توان حفره‌ای در کوه و به‌عنوان استخوان‌دان تعریف کرد (بویس، همان‌جا). 
برای از میان بردن بدن مردگان، جسد را بر فراز کوه، زیستگاه سگان و پرندگان مردارخوار، می‌برند ( اوستا، وندیداد، فرگرد 6، بندهای 44, 45) تا این جانوران آن را بدرند (همان، فرگرد 7، بند 3) و پس از پاک شدن استخوانها از گوشت، آنها را در استودان قرار می‌دهند. استودانها را باید در جایی که آب باران نایستد و نیز گذرگاه سگ و روباه نباشد، از سنگ و ساروج بسازند (همان، فرگرد 6، بندهای 49-57). 
سابقۀ بنای استودان به روزگار اسطوره‌ای و حماسی ایران نیز می‌رسد. پس از مرگ سیامک، کیومرث جسد او را در استودانی (سردابی) در کوه بلخ، نزدیک شهر مرو، قرار داد (بلعمی، 17). همچنین پس از مرگ هوشنگ، برای او استودانی ساخته می‌شود. جسد منوچهر هم در استودانی در فارس یا اصفهان قرار می‌گیرد. گروهی از شخصیتهای نیمه‌افسانه‌ای نیز برای خود استودانهایی دارند: نوذر در گرگان، افراسیاب در اران، زاب در استخر و کیقباد در پارس یا بلخ. برای کیکاووس در استخر از استودان پدرش استفاده می‌شود (مجمل...، 461-462). در شاهنامه نیز دخمه‌ای که جسدی در آن قرار گرفته شود، استودان خوانده شده است (ص 403) و به نظر می‌رسد به معنی نوعی آرامگاه خانوادگی یا شخصی، مترادف با واژۀ دخمه به کار رفته است (شهبازی، 155). 

 رسم ایجاد مقابر صخره‌ای در نیمۀ هزارۀ یکم ق‌م از آسیای صغیر به ایران آمد و داریوش بزرگ نیز در ترویج آن کوشید (پُرادا، 139). این مقبره‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند: یک دسته مقبره‌های مادی کوچکِ حفرشده در سنگ‌اند (هرتسفلد، 38)، به شکل اتاقک یا طاقچه‌ای گرد یا چهارگوش‌، که معمولاً وسعت کافی برای قرار گرفتن جسد ندارند و احتمال نگهداری استخوان در آنها بیشتر است (شهبازی، 131)، مانند استودان آخور رستم، نزدیک تخت‌جمشید، به ابعاد 25/ 1×50/ 1 متر (گال، 143). برخی از این استودانها در کف زمین به صورت مربع حفر شده‌اند، مانند استودان آرتیمِس. دستۀ دیگر آرامگاههای صخره‌ای، بزرگ‌تر از یک اتاق معمولی‌اند که گاه دالانی هم به آنها افزوده می‌شود (شهبازی، 152). شماری از این آرامگاهها بنا بر سنن مادی ساخته شده‌اند، از جمله آرامگاه دکان داوود (ادمندز، 189) و نیز دا و دختر، نزدیک فهلیان فارس (شهبازی، 130). درِ ورودی این آرامگاهها با تخته‌سنگهایی پوشیده می‌شده است (ادمندز، همان‌جا). 
در حوالی تخت‌جمشید، شمار چشمگیری مقبره یافت شده است که برخی از آنها به صورت گودالهای عمودی، و شماری به صورت گودالهای افقی در صخره‌ها حفر شده‌اند (هرتسفلد، 37). برخی از این استودانها دارای سنگ‌نبشته نیز هستند (همو، 39). 
در پایان سدۀ نخست میلادی، شکل جدیدی از استودانها به‌صورت گورستان مشترک خانوادگی دیده می‌شود، بدین‌سان که جسد روی نیمکتی در برابر در ورودی قرار می‌گرفته است و پس از پوسیدگی کامل گوشت، استخوانها را روی دو نیمکت، در سمت چپ و راست ورودی، قرار می‌داده‌اند (گیرشمن، 271). 
در روزگار ساسانیان، به‌رغم تمایل گروهی از اشراف و خانواده‌های سلطنتی به مومیایی کردن مردگان و قرار دادن آنها در تابوت، استفاده از دخمه، که نام آن به «برج خاموشی» تغییر یافته بود، همچنان رواج داشت (شهبازی، 128-129؛ فرای، همان‌جا). به دنبال ‌از میان رفتن کامل گوشت پیکر مرده، استخوانها را در پارچه‌ای می‌پیچیدند و در اتاقهای مخصوص تدفین یا استودانها جای می‌دادند. این استودانها در کمر کوهها حفر می‌شدند. قطعات بسیاری از استودانهایی از گل پخته که در ترکستان روسیه به دست آمده، متعلق به اواخر دورۀ ساسانی است (گیرشمن، 332). 
ساخت استودان در ارتفاعات مدتها ادامه داشت، به گونه‌ای که خواجه نظام‌الملک نیز از استودانی یاد می‌کند که در روزگار فخرالدوله به دست گبری در کوه طبرک ساخته شده بود (ص 187). 

مآخذ

اسدی طوسی، علی بن احمد، گرشاسب‌نامه، به‌کوشش حبیب یغمایی، تهران، 1317ش؛ بلعمی، ابوعلی محمد، ترجمۀ تاریخ طبری، به‌کوشش محمدجواد مشکور، تهران، 1337ش؛ شاهنامه، نوشتۀ ابوالقاسم فردوسی، به‌کوشش برتلس و دیگران، مسکو، 1960-1971م، ج 6؛ مجمل‌التواریخ، چ بهار؛ نظام‌الملک، حسن بن علی، سیاست‌نامه، به‌کوشش محمد قزوینی، تهران، 1344ش؛ نیز: 

آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.