زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه

ابیار

اَبْیار، قریه ای در جزیرۀ بنی نصر مصر میان قاهره و اسكندریه. بعضی مؤلفان قدیم آن را قریه (یاقوت، 1 / 108؛ ابن عبدالمنعم، 10) و برخی شهر (قزوینی، 1 / 138؛ ابن بطوطه، 31) نوشته اند. ابیار اگر زمانی سیمای شهری داشته، بعدها اهمیت خود را از دست داده و به صورت قریه ای تابع مركز كفر الزیات در آمده است (رمزی، 1 / 213؛ كشف اسماء 230). وجدی شمار جمعیت آن را 10500 نفر نوشته است (1 / 38). قزوینی ابیار را سرزمینی دارای معدن كربنات دو سدیم (نطرون) ذكر كرده است (همانجا). ابیار به داشتن شخصیتها و مساجد متعدد شهرت داشته است.
ابن بطوطه هنگام بحث دربارۀ‌ابیار آن را شهری كهن، بسیار زیبا و دلگشا نوشته و از مساجد متعدد آن یاد كرده است (همانجا). او ابیار و نحر اریه را دو ناحیۀ‌نزدیك به یكدیگر یاد كرده كه رود نیل آنها را از یكدیگر جدا كرده است. به نوشتۀ همو پارچه های مرغوبی در ابیار یافته می شد كه در شام و عراق و مصر به قیمت گران به فروش می رفته است (همانجا؛ نیز نك‍: ابن دواداری، 101). ابن بطوطه می نویسد پارچه های نحر اریه با وجود نزدیكی به ابیار مرغوب نیست وحتی مردم تحراریه پارچه های شهر خود را نمی پسندند. وی همچنین از رسم مردم ابیار یاد كره و نوشته است كه روز 29 شعبان وجوه طبقات و فقها در خانۀ قاضی گرد می آیند و پس از تكمیل شمار حاضران، قاضی و همراهان و نیز مردم به دنبال آنان به جایگاه بلندی در بیرون شهر كه خاص رؤیت هلال و مفروش است، می روند و پس از گزاردن نماز مغرب به شهر باز می گردند (همانجا). ابیار دارای نخلستانهای وسیع بوده است، چنانكه به نوشتۀ مقریزی، در 826 ق،1200 اصله از نخلهای آنجا بر اثر تندبادی ریشه كن شد (4(2) / 635).
تنی چند از فقها و محدثان از ابیار برخاسته اند كه از آن جمله اند : ابوالحسن علی بن اسماعیل بن اسد ربعی ابیار (یاقوت،‌همانجا)، ابوالحسن علی بن اسماعیل بن عطیه فقیه مالكی اسكندریه و شارح برهان در اصول فقه (همو، 1 / 109؛ تاج العروس، 3 / 65) و فقیه ادیب عبدالهادی نجا ابیاری استاد جامع الازهر (د 1035ق / 1888 م) كه آثاری در ادبیات، فقه، حدیث و تصوف دارد. 

مآخذ

ابن بطوطه، محمد، رحلة، بیروت، 1384ق / 1964 م؛ ابن دواداری، ابوبكر، كنزالدرر و جامع الغرر، قاهره، 1379ق / 1960م؛ ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار فی خبر الاقطار، به كوشش احسان عباس، بیروت، 1981 م؛ تاج العروس؛ رمزی محمد، القاموس الجغرافی للبلاد المصریه، قاهره، 1953-1954 م؛ قزوینی، زكریا، آثار البلاد و اخبار العباد، بیروت. 1380ق / 1960 م؛ كشف اسماع المدن و النواحی المعتبره، قاهره، 1955 م؛ مقریزی، احمد، السلوك لمعرفه دول الملوك، به كوشش سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره، 1972 م؛ وجدی، محمد، فرید، دائرةالمعارف القرن العشرین، بیروت، 1971 م؛ یاقوت، بلدان.

آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.