زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه

ابومحذوره

اَبومَحْذوره، اوس بن مِعَیر بن لوذان جُمَحی (د 59 ق / 679 م)، از اصحاب پیامبر اسلام (ص). در نام او و پدرش اختلاف وجود دارد. این اختلاف در روایت مورخان و نسب‌شناسان، تعیین دقیق نام او را مشكل می‌سازد. برخی از منابع نام او را سمره و غیر آن نیز آورده‌اند، ولی در مورد نام پدرش اختلاف در حد تصحیف لفظ است (ابن‌سعد، 5 / 450؛ خلیفه، 1 / 55؛ بخاری، 2(2) / 177؛ ابن قتیبه، 306؛ ابن حجر، 4 / 176)؛ حتی در برخی از منابع اوس یا اُنیس برادر ابومحذوره دانسته شده كه در جنگ بدر در زمرۀ كافران كشته شد و به گفتۀ ابن‌عباس در شمار مصادیق «مقتسمین» در آیۀ 90 سورۀ حجر بوده است (ابن حبیب 160-161؛ ابن قتیبه، همانجا؛ بلاذری، 1 / 300).
گویند ابومحذوره در روز فتح مكه اسلام آورد و به گفتۀ برخی بعد از جنگ حنین بود كه مسلمان شد و به فرمان پیامبر اسلام به اذان‌گویی در مكه تعیین گردید (ابن سعد، ابن ‌قتیبه، همانجاها) و نیز گویند: وی همراه با چند تن دیگر به تقلید از مؤذّن پیامبر (ص)، اذان گفت و چون آن حضرت آوای وی را شنید، او را به اذان‌گویی در مكه گماشت (طبرانی، 7 / 204-205؛ ابن خزیمه، 1 / 195).
در روایتی كه ابن سعد (3 / 234) نقل كرده، گفته شده كه پیامبر اكرم (ص) سه مؤذن داشت: بلال، ابومحذوره و عمر بن ام مكتوم، و هنگامی كه بلال حاضر نبود، ابومحذوره اذان می‌گفت، اما با توجه به اینكه ابن سعد (5 / 450)، خود به اقامت ابومحذوره در مكه اشاره می‌كند، باید به موضوع جانشینی او در غیاب بلال با تردید نگریست. ابومحذوره گوید كه پیامبر (ص) اذان را حرف به حرف به او آموخت و فرمود كه اذان 19 كلمه و اقامه 17 كلمه است (ابن خزیمه، همانجا؛ ابوداوود، 1 / 137- 138؛ ترمذی، 1 / 366-367). روایات ابومحذوره در باب اذان و اقامه از نظر ارزش فقهی شایان توجه و مبنای مهمی برای فقها در استنباط احكام آنها بوده است. برخی از راویان اذان را با دو تكبیر از وی نقل نموده‌اند (نك‍ : دنبالۀ مقاله)، اما روایات مشهور ناظر به چهار تكبیر است و ابوحنیفه، شافعی، احمد بن حنبل و بیشتر فقیهان نیز قائل به چهار تكبیر بوده و به آن فتوا داده و آن را عمل اهل مكه دانسته‌اند (ابن ماجه، 1 / 234-235؛ ابوداوود، 1 / 136، 138؛ ترمذی، 1 / 366؛ شافعی، 1 / 84-85؛ نووی، 3 / 81)، ولی مالك به دو تكبیر فتوا داده و آن را عمل اهل مدینه دانسته است (ابن قاسم، 1 / 57- 58؛ مسلم، 3 / 80؛ نووی، همانجا).
در روایت عبدالله بن محیریز از ابومحذوره تثویب یعنی گفتن «الصلاة خیرٌ من النوم» نیز در اذان فجر آمده است (ابن قاسم، همانجا؛ ابوداوود، 1 / 137- 138؛ ترمذی، 1 / 378)، لیكن شافعی آن را از جانب پیامبر (ص) نمی‌داند و كراهت خویش را در این مورد بیان می‌دارد (1 / 85). همچنین در یك روایت زیدی از طریق عبدالعزیز بن رفیع «حی علی خیرالعمل» نیز در بیان كلمات اذان آمده است (ابوعبدالله علوی، 15-16).
از ابومحذوره، پسرش عبدالملك، عبدالله بن مُحَیریز، صفیه بنت بحره، اسود بن یزید، عبدالعزیز بن رفیع و ابن ابی مُلیكه در باب اذان روایت كرده‌‌اند (ابن‌ابی‌حاتم، 2(1)155؛ ابوداوود، 1 / 136- 138؛ ابوعبدالله علوی، 15؛ مسلم، همانجا؛ طبرانی، 7 / 209؛ ذهبی، 344). ابومحذوره پس از درگذشت پیامبر (ص) همچنان در مكه اذان می‌گفت و حتی هنگامی‌كه معاویه مؤذنی به جای وی تعیین كرد، ابومحذوره او را به چاه زمزم افكند (حاكم نیشابوری، 3 / 515) و اذان گویی در مسجدالحرام در خاندان وی نسل به نسل تا سدۀ 3 ق باقی بود (ابن سعد، همانجا؛ ابن قتیبه، شافعی، همانجاها). به گفتۀ ابومحذوره پیامبر (ص) در مكه سقایت را در بنی عبدالمطلب، حجابت را در بنی‌عبدالدار و اذان را در خاندان ابومحذوره قرار داده بود (طبرانی، 7 / 208).
ابومحذوره آوازی خوش داشت و ابودهبل در شعری صدای رسا و خوش او را سنوده است (كلبی، 100). وی در اواخر عمر سفری كوتاه به كوفه داشت و تا پایان عمر مؤذن مسجدالحرام بود و سرانجام در مكه درگذشت (ابن‌حبان، 31). 

مآخذ

ابن ابی‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، 1372 ق / 1952 م؛ ابن حبان، محمد، مشاهیر علماء الامصار، به كوشش فلایشهامر، قاهره، 1379 ق / 1959 م؛ ابن حبیب، محمد، المحبر، به كوشش لیشتن اشتتر، حیدرآباددكن، 1361 ق / 1942 م؛ ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، قاهره، 1328 ق؛ ابن خزیمه، محمد بن اسحاق، صحیح، به كوشش محمد مصطفی اعظمی، بیروت، 1971 م؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، بیروت، دار صادر؛ ابن قاسم عتقی، عبدالرحمن، المدونة الكبری، قاهره، مطبعة السعادة؛ ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، 1388 ق / 1969 م؛ ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، 1954 م؛ ابوداوود، سلیمان بن اشعث، سنن، به كوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، داراحیاء السنة النبویة: ابوعبدالله علوی، محمد بن علی، كتاب الاذان بحی علی خیرالعمل، به كوشش یحیی عبدالكریم فضیل، دمشق، 1399 ق / 1979 م؛ بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الكبیر، حیدرآباددكن، 1378 ق / 1959 م؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، به كوشش محمد حمیدالله، قاهره، 1959 م؛ ترمذی، محمد بن عیسی، سنن، به كوشش احمد محمد شاكر، قاهره، 1356 ق / 1937 م؛ حاكم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرك، بیروت، 1398 ق / 1978 م؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، به كوشش سهیل زكار، دمشق، 1966 م؛ ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام (عهد معاویة بن ابی‌سفیان، 40-60 ق)، به كوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، 1409 ق / 1989 م؛ شافعی، محمد بن ادریس، الام، به كوشش محمد زهری نجار، بیروت، دارالمعرفة؛ طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الكبیر، به كوشش حمدی عبدالحمید سلفی، بغداد، 1400 ق / 1980 م؛ كلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب، به كوشش ناجی حسن، بیروت، 1407 ق / 1986 م؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح، شرح نووی، بیروت، 1392 ق / 1972 م؛ نووی، یحیی، شرح صحیح (نك‍ : هم‍ ، مسلم بن حجاج). 

آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.